بستن
کد خبر: ۱۰۰۲۲۷۴

داستان داستان‌ها

داستان
 داستان‌ها
اکرم موسوی مترجم / آرمان ملی - گروه ادبیات و کتاب: میا کوتو (1955) از نویسندگان سفیدپوست موزامبیکی است که با شاهکارش «دیار خوابگردی» نام خود و ادبیات آفریقا را در جهان پرآوازه کرد؛ آنطور که دوریس لسینگ نویسنده برنده نوبل ادبیات درباره این رمان می‌گوید: «هیچ‌ کدام از آثاری که تا‌به‌حال از آفریقا خوانده‌ام شبیه به این رمان نبوده‌اند.» رمان «دیار خوابگردی» یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ ادبیات آفریقایی است که به بیش از سی زبان ترجمه شده، از جمله فارسی: ترجمه مهدی غبرایی در نشر افق. آنچه می‌خوانید گزارش- نقد-گفت‌وگویی است با میا کوتو درباره این رمان و ادبیات آفریقا.

نخستين رمان ميا کوتو، «ديار خوابگردي» (1992) را منتقدان آفريقايي از برترين ‌کتاب‌هاي قرن بيستم قاره‌ آفريقا برشمرده‌اند. رمان براساس ضربه‌‌ حاصل از جنگ داخلي موزامبيک (1992-1977) نوشته شده - اين جنگ ‌داخلي در سال 1975 منجر به جنگ براي آزادي و استقلال موزامبيک از پرتغال ‌شد. هرچه جنگ داخلي اوج ‌مي‌گرفت شهرهاي بيشتري ويران ‌مي‌شد. کوتو مي‌گويد: «حس‌کردم تا زماني که اين جنگ تمام‌ نشده نمي‌توانم چيزي از آن بنويسم. دو فرزند داشتم و آه در بساطم نبود؛ هرروز با مرگ دست‌وپنجه نرم مي‌کرديم. يکي از همکارانم و تمام اعضاي خانواده‌اش را کشتند؛ نيرو‌هاي رنامو به آنها حمله کردند و سوزاندنشان.»- رنامو، نيروي مقاومت مرکزي موزامبيک، تحت حمايت کشور رودزياي آن موقع و جمهوري آفريقاي جنوبي (آپارتايد) بود. «جنگ، جنگي تروريستي بود.» تنها دو تن از هفت روزنامه‌نگار موجود در عکسي که کوتو نگاه‌ داشته زنده‌ ماندند؛ باقي همه کشته ‌شدند. او مي‌گويد: «خداي من! من قسر در رفتم و زنده‌ ماندم. هم حس خوش‌شانس‌بودن دارم و هم احساس گناه‌ که زنده‌ مانده‌ام. شايد با خودتان فکر‌ کنيد دارم زيادي ماجرا را مهم جلوه ‌مي‌دهم ولي حس‌ مي‌کنم انگار به من مي‌گويند: «تو بايد ماجرا را براي همه شرح‌ دهي.» وقتي «ديار خواب‌گردي» را مي‌نوشتم دچار بي‌خوابي شده ‌بودم. هر شب کابوس به سراغم مي‌آمد و صداي مردم بيچاره در سرم مي‌پيچيد.»

اوايل دهه‌ پنجاه پدر ميا کوتو جزو مخالفان اوضاع سياسي پرتغال بود؛ آن موقع نخست‌وزيري کشور به دست سالازار بود. ميا کوتو مي‌گويد: «پدرم که از مخالفان‌ بود فرار کرد و به موزامبيک آمد. مادرم هم همراهش بود. هردوي آنها جوان ‌بودند. من و دو برادرم آنجا به دنيا آمديم؛ در دل موزامبيک.» همين سفر سرنوشت‌ساز موجب مي‌شود که ميا کوتو نويسندگي را شروع کند: «من با داستان‌هايي که پدر و مادرم برايم تعريف ‌مي‌کردند بزرگ‌ شدم؛ هردوي آنها قصه‌گوهاي ماهري بودند؛ پدرم شاعر بود و مادرم هم خوب قصه مي‌گفت. گمانم اين کار را از آنها آموختم. هيچ‌کدام از داستان‌هايشان يادم نمانده ولي شور و حرارات شان را خوب به ياد دارم. يادم‌ مي‌آيد وقتي قصه ‌مي‌گفتند ديگر در زمان حال نبودند؛ در عالم قصه سير‌ مي‌کردند؛ به پرتغال مي‌رفتند و خاطرات را از آنجا به زمان حال مي‌آوردند و اينطور گذشته را در يادشان زنده‌ مي‌کردند. من اين شور و حرارت را از آنها به ارث ‌بردم و فهميدم جاذبه‌ به‌خصوصي در قصه‌گويي نهفته. فکر کنم اين همان اولين لحظه‌اي بود که من اين نشانه را دريافتم. وقتي قصه‌اي مي‌گويي واقعا شوق عجيبي سراسر وجودت را در برمي‌گيرد.» ميا کوتو در ادامه مي‌افزايد: «من براي ادامه تحصيل به پايتخت آمدم، آنجا درگير جنبش‌ سياسي خواستار استقلال موزامبيک شدم. من تحصيل را کنار گذاشتم و کم‌کم‌ وارد روزنامه‌ شدم. بعد از آن در پرتغال کودتا شد. ولي تا ده سال يا بيشتر به روزنامه‌نگاري ادامه ‌دادم. گاهي اتفاقاتي در زندگي مي‌افتد که مي‌تواني تصادفا مسيرت را تغيير دهي.»

ميا کوتو درباره اين پرسش که راجع به ظهور ادبيات آفريقا در صحنه‌ ادبيات جهان حرف‌هاي زيادي زده‌ شده‌؛ آيا او آنها را تاييد مي‌کنيد؟ پاسخ «خير» مي‌دهد و وقتي پرسيده مي‌شود آيا چيزي هست که پيوند‌دهنده‌ او و نويسندگاني مثل جي. ام. کوئتسي، آچه‌به، نگوگي وا تيونگو و نورالدين فرح باشد؟ پاسخ مي‌دهد: «بين من و نويسندگاني که گفتيد خير. من خودم را بيشتر در پيوند با ادبياتي مثل ادبيات برزيل مي‌دانم. ما براي سهولت همه‌چيز را طبقه‌بندي مي‌کنيم، ولي اين کار کمکي که نمي‌کند، هيچ حتي اوضاع را بدتر هم مي‌کند. موجوديتي تحت عنوان «آفريقا» چيزي است که همه مي‌دانيم انتزاعي است و ساخته‌ خودمان؛ در آفريقا آفريقايي‌‌زبان‌‌ها و ادبيات‌آفريقايي متنوعي وجود دارند- همانطور که در مورد انگليسي‌زبان‌ها، فرانسه‌زبان‌ها هم چنين چيزي هست- وقتي اين تقسيم‌بندي‌‌ها را که از استعمارگرايي سرچشمه مي‌گيرند در سر مي‌پرورانيد درواقع تمام چيزهايي را که به آنها اشاره کردم در يک دسته‌ قرار داديد، درصورتي‌که به هيج وجه در يک دسته نمي‌گنجند. جالب است راجع به ادبيات اروپا اينطور صحبت‌ نمي‌کنيد. من اين مساله را بيشتر به چشم يک‌جور بازار و وسيله‌ پول به جيب‌زدن مي‌بينم، پس شايد بهتر باشد به‌جاي اينکه در مقابلش جبهه بگيريم وجودش را انکار کنيم. اما آنطور که من از جنبش‌هاي چريکي کلمبيا آموختم بايد از فرصت‌ها و البته از ضعف‌هاي سيستم نهايت استفاده ‌را ببريم.»

بنابر چيزي که ميا کوتو مي‌گويد، به چشم اکثر مردم خارج از آفريقا و قطعا اکثر آمريکايي‌ها، سفيدپوستي که به پرتغالي مي‌نويسد «آفريقايي» تلقي نمي‌شود. ميا کوتو در برابر اين پرسش که خود او کدام يک از اين دو است: نويسنده‌‌اي آفريقايي که در پرتغال مي‌نويسد يا نويسنده‌‌اي پرتغالي‌ که از آفريقا مي‌نويسد؟ مي‌گويد هر دو: «من، ميا کوتو هستم و مي‌گويم هردوي آنها؛ ولي بيشتر آفريقايي، چون نمي‌توانم تصور کنم در کشوري مثل پرتغال يا برزيل از من دعوت به نوشتن شود، چون زندگي‌‌ام در کشورم خلاصه شده و من با زندگي‌ام، با گذشته‌ام و با کودکي‌ام حرف ‌مي‌زنم. در دوران کودکي‌ از اين نظر که مرزي بين خانه‌‌ام و خيابان و باقي جهان داشتم مرفه بودم. آن مرز در آن فرهنگ بسيار آسيب‌پذير بود، مثل اينجا نبود که هيچ مرز و حريمي در کار نيست. خانه‌مان در موزامبيک ايواني داشت که از آنجا به صداها، زبان‌ها و دنياي ديگر آن بيرون گوش‌ مي‌سپردم؛ و آن دنياي غريب برايم داستان‌‌ها مي‌گفت، داستان‌هايي که به رقابت با قصه‌هايي که در خانه از پدر و مادرم مي‌شنيدم مي‌پرداختند. مي‌دانيد حس بسيار بسيار جالب و عجيبي بود... بله اينطور بود که آفريقا آرام‌آرام وارد خانه‌ من ‌شد.»

رمان «ديار خوابگردي» تصويري از آفريقاي ميا کوتو است؛ داستان جنگ داخلي بي‌رحمانه‌ شانزده‌ساله‌ موزامبيک که با بهره‌گيري از رئاليسم جادويي بازگو‌ مي‌شود تا واقعيت تلخ آن را به شيريني کابوسي استثنايي بدل ‌کند؛ رمان کوتو داستان داستان‌ها است؛ داستان اينکه چطور داستان‌ها بر کساني که ‌آنها را مي‌خوانند يا مي‌شنوند اثر مي‌گذارند. شخصيت‌هاي اصلي رمان- پسرکي به نام مويدينگا و همراه و همسفر پير او به نام طاهر -به ويرانه‌هاي اتوبوس متروکه‌اي مملو از جسد و چمدان و باروبنديل برمي‌خورند. در يکي از چمدان‌ها دست‌نوشته‌‌هاي مردي به نام کيندزو را مي‌يابند؛ مردي که دهکده‌ جنگ‌زده‌‌اش را در جست‌وجوي دسته‌اي جنگجو‌ي قديمي و اسرارآميز به نام ناپاراما ترک‌ مي‌کند. او ايمان ‌دارد با پيوستن به اين گروه سربلندي و افتخار نصيبش مي‌شود و شايد هم حکمراني بر سرزميني که به دست متجازان و اشغال‌گران درآمده ‌است.

کيندزو در روزهاي ماجراجويي‌اش در شهري چنان آکنده از مرگ که ديگر مرز مشخصي بين دنياي مردگان (ارواح) و زندگانِ (انسان‌ها) آن باقي ‌نمانده است در دفترچه‌اش مي‌نويسد: «من عازم سفري‌ شده ‌بودم که مي‌توانست وقايع مسلم دوران کودکي‌ام را در من بکشد.» او در اين سفر به دشت‌هايي شني مي‌رسد که دست‌هاي گرسنه‌اي از دل آن بيرون ‌زده‌اند؛ «دست‌هايي هچون تکه‌گوشت‌هاي به سيخ‌کشيده‌شده که مانند مرغ سرکنده‌اي که در حسرت غذا بال‌بال مي‌زند انگشت‌هايشان را پي لقمه‌اي غذا مي‌جنبانند» وقتي کيندزو به دريا مي‌رسد کوتوله‌اي او را به سمت کشتي‌شکسته‌اي مي‌برد. اين کشتي محل سکونت «نيم‌مرده‌»‌اي زيبا به نام فريدا است. وقتي کيندزو داستان او را که داستان يافتن پسر گم‌شده‌اش است درمي‌يابد داستان او داستان خودش مي‌شود. اين جست‌وجوي جديد کيندزو باعث ارتباط او با تعداد زيادي از شخصيت‌هاي جديدي مي‌شود که در گذشته‌ فريدا وجود داشتند. آنها همگي حکايت‌هاي فانتزي ولي کاملا باورپذير خود را دارند از اينکه چطور جنگ از گرد راه رسيد و زندگي‌شان را دگرگون‌ کرد.

مويدينگا و طاهر حين خواندن دست‌نوشته‌هاي کيندزو درمي‌يابند همانطور نشسته بر سر جاي خود و بي‌هيچ تکاني سفر مي‌کنند؛ محيط اطراف‌‌شان از صفحه‌اي به صفحه‌اي ديگر تغيير‌مي‌يابد-از ساواناي خشک به مرداب و نهايتا به آب‌هاي آزاد. خواننده رمان هم اين تغيير را حس‌ مي‌کند؛ با اينکه از سرزمين‌هاي ويران موزامبيک بسيار دور هستيم، تک‌تک ساقه‌هاي علف زيرِ «نور ماه تاباني که همچون مدالي بر سينه‌ شب خودنمايي‌مي‌کند» را مي‌بينيم و حس ‌مي‌کنيم.

توجهي که کوتو به جزئيات دارد وجه غيرواقعي رمان را ملموس و واقعي مي‌سازد. آنگاه که مهاجري پرتغالي از مرگ برمي‌خيزد کوتو او را اينگونه توصيف‌ مي‌کند:«همچون بندبازي بر روي بندِ «گيجي و سردرگمي» تعادلش را حفظ‌ مي‌کرد.» کوتو بازيگراني را براي به نمايش‌درآوردن سياست خشونت‌بار موزامبيک به کار مي‌گيرد و آنها را به شياطين و اشباحي بدل ‌مي‌کند که مردم عادي را به‌هراس‌ مي‌اندازند. اگر رسم بر اين است که رئاليسم جادويي ابزاري براي فهم واقعيات باشد آن‌هم از راه انکار تلخي واقعيت؛ رمان ميا کوتو نمونه‌اي متفاوت و استثنا از اين ژانر است؛ او در «ديار خوابگردي» رويايي مي‌آفريند که بسيار تلخ‌تر از خود واقعيت است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی