آرمان ملي- اميد کاجيان: فضاي فرصت؛ اين جديدترين عنوان يا کليد رمزي است از آينده ايران و آمريکا. پالسي که حسن روحاني روز گذشته در مورد سرنوشت رابطه اين دو کشور ميفرستد. او ميگويد: برخي تا سخن از بهبود ميشود، ميگويند دولت قرار است مذاکره کند، بحث مذاکره نيست؛ با دولت جديد آمريکا به سمت فضاي فرصت حرکت ميکنيم. اين اظهارات خود به معناي آن است که دولت براي بايدن نقشه کشيده است؛ همانطور که شايد بايدن براي ايران. اما اظهارات حسن روحاني در مورد اينکه بحث مذاکره نيست در حالي صورت ميگيرد که درست در همان روز ظريف وزيرخارجهاش در گفتوگويي در همين خصوص اظهاراتي را مطرح کرده است. او ميگويد: اگر آقاي بايدن بخواهد تعهدات آمريکا را اجرا کند، ما هم ميتوانيم فوراً به تعهدات برجامي خود به صورت کامل برگرديم، ما مخالف مذاکره نبوديم و نيستيم، مذاکره هم در چارچوب 1+5 امکانپذير است. ما حاضريم گفتوگو کنيم که آمريکا چگونه ميتواند وارد برجام شود. بايدن ميتواند با سه فرمان اجرايي همه تحريمها را لغو کند. اين تناقض گفتاري روحاني و ظريف نشان ميدهد اين بخش از اظهارات روحاني درباره مذاکره بيشتر يک تعارف است و بخش دوم سخنش که بيان داشته به دنبال حرکت به سمت ايجاد فضاي فرصت جديد براي ايران و آمريکا هستيم، خبر از اتفاقات خاصي در آينده ميدهد. شايد واژهاي شبيه به نرمش قهرمانانه در زمان اوباما اکنون قرار است به فضاي فرصت در دوره بايدن تبديل شود.
ميل به مذاکره به شرط...
حسن روحاني از سويي و از طرفي ديگر وزير خارجه ايران سخنانشان بهگونهاي است که نشان ميدهد، انتخاب بايدن را به منزله يک آغاز دوباره ميتوان تلقي کرد؛ آغازي براي حل مشکلاتي که در همه اين سالها به واسطه دوران دونالد ترامپ به وجود آمده است. بايدن از جهات مختلف ديگري هم براي دولت يک فرصت تلقي ميشود. يکي از آنها رويکردي است که او در دوران انتخاباتياش پيرامون برجام داشته است. هرچند وي بارها اعلام داشته است که در چارچوب مذاکراتي فراهستهاي قصد دارد به برجام بازگردد، اما فعلا از بعد تبليغاتي هم که شده بازگشت آمريکا به برجام براي دولت اهميت دارد. به نظر ميآيد لااقل دولت در مورد مذاکراتي شايد متفاوت با برجام نيز اين اتفاق را در دوره بايدن به مراتب محتملتر بداند تا دوران ترامپ. حتي اگر ترامپ و بايدن هر دو در نهايت به دنبال امتيازاتي مشابه از ايران باشند اما از بعد دولتمردان چنين چيزي در دوران رئيسجمهور دموکرات آمريکا قابلهضمتر است.در حالي که تا پيش از اين برخي مقامات تلاش داشتهاند اين موضوع را که براي ايران تفاوتي ميان بايدن و ترامپ نيست، مطرح کنند اکنون گفتمان دولت تفاوت بايدن با ترامپ را براي حکومت ايران به خوبي به نمايش ميگذارد.
دليل تعجيل
ظريف از راههايي ميگويد که ميتواند همهچيز را به سمت بهبود ببرد و از سويي حسن روحاني از فضاي فرصت سخن به ميان ميآورد. اينها در حالي است که هنوز به طور رسمي پيروزي بايدن اعلام نشده و ترامپ هم زيربار شکست نرفته است و بر صفير تقلب ميدمد. از سويي بايدن تا زمان استقرار بر جايگاه رياستجمهوري بايد منتظر رسيدن مهلت قانوني آن باشد. با اين حال از قرار معلوم دولت ايران براي تعيينتکليف اوضاع در زمان بايدن عجله دارد و از همينروست که از هماکنون در مورد راهکارهاي مذاکره، بازگشت به برجام و البته فضاي فرصت سخن به ميان ميآورد. دليل اين تعجيل نيز کاملا مشخص است. زمان زيادي تا پايان دولت حسن روحاني نمانده است. اين در حالي است که از سويي اوضاع کنوني براي قوه مجريه حيثيتي است؛ چرا که با روي کار آمدن بايدن، جريان اصولگرا از شخص قاليباف به عنوان رئيس مجلس گرفته تا باقي چهرههاي محافظهکار اکنون تلاش دارند تا اينگونه جلوه دهند که آنچه باعث اتفاقات اين دو، سه ساله شده سوءمديريت روحاني و يارانش بوده و ربطي به ترامپ نداشته است. از همين بابت است که کساني مانند قاليباف ميگويند: «آدرس مشکلات اقتصادي پاستور و ميرداماد است، نه ميشيگان و آريزونا» تا بگويند همهچيز زير سر دولت و وزير اقتصاد و بانک مرکزي است نه ترامپ و در آستانه انتخابات 1400 از آن بهره برداري کنند.از سويي ديگر اما دولت وضعيتي کاملا متفاوت دارد؛ قوه مجريه ميخواهد بگويد آنچه باعث همه اين مصيبتهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي در اين دو سه ساله شده، ترامپ و تحريمها بوده است و از اين رو دولت بايد درچند ماهي که سر کار است، با وجود بايدن اقدامي انجام دهد تا شرايط کشور سريعا به سمت و سوي برخي گشايشها و بهبودها پيش رود و از اين طريق عکس آن چيزي را که اصولگرايان ميخواهند بقبولانند، اثبات کند. بحث جناحين بر سر اينکه ترامپ باعث و باني اين دو سال بوده يا دولت، اکنون واکنشهاي سريع روحاني و ظريف را درباره آينده مذاکرات با بايدن به همراه داشته است و از سوي ديگر اصولگرايان هم در تلاشند همهچيز را به گردن قوه مجريه بيندازند، نه ترامپ. جداي از اينکه آيا بر سر کار آمدن بايدن باعث گشايشهاي اقتصادي ميشود يا نه، اکنون سوال مهمتر اين است که آيا دولت زمان کافي براي به کرسي نشاندن حرف و مذاکرات تاثيرگذار با بايدن را دارد؟
رئاليستي فکر کنند
علي بيگدلي، کارشناس مسائل بينالملل در اين باره به «آرمان ملي» ميگويد: مذاکرات با آمريکا به اين سادگيها نيست که ظريف در گفتوگوي اخيرش ميگويد يا حسن روحاني بدان اشاره کرده است. از سويي وضعيت ايران کاملا با سال 2015 فرق دارد. با توجه به تهديدهاي اخير عربستان در مورد مسائل هستهاي، جو بايدن در دوراهي سختي هم قرار گرفته است. آمريکاي بايدن اگر بخواهد به ايران امتياز ويژهاي بدهد تحتفشار عربستان، مصر و ترکيه قرار ميگيرد. بنابراين مذاکره کار سختي است. اما کساني مثل ظريف با اينگونه اظهارات باعث ايجاد توقع ميان مردم ميشوند و اين خود پاشنه آشيل ديگري براي دولت و جريان حامي او در آينده خواهد بود. وي ادامه ميدهد: هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده است. از سويي با رفتن بايدن به کاخ سفيد برجام جزو اولويتهاي چهارم و پنجم او خواهد بود. اولويت قطعا براي وي مشکلات داخلي است. شوهر هريس، معاون بايدن نيز يهودي است و با اسرائيل ارتباط دارد. بنابراين کار به اين راحتيها نيست که ظريف و روحاني ميگويند. دولت نبايد سطح انتظارات را بالا ببرد وگرنه ضربه محکمتري خواهد خورد. مساله ما به اين سادگيها حل نخواهد شد، آن هم در حالي که نميدانيم طرف مقابل ما چه توقعاتي از ما دارد. ايران از سويي در منطقه نيز نفوذ سابق خود را ندارد، براي همين بايد روحاني و ظريف تفکر ايدهآليستي را کنار بگذارند و رئاليستي فکر کنند.