علي مطهري ضمن بازخواني رخدادهاي آبان 98 و تاکيد بر بيتدبيري دولت در اجرا، پيگيري و آمادهسازي جامعه براي طرح افزايش بنزين، بر لزوم ارائه روايتي ملي از اين رخدادها تاکيد ميکند و ميگويد که دولت يا مجلس بايد در اين مورد روايتي معتبر و صادقانه ارائه ميدادند اما بهدستور شعام، مجلس از ورود به اين بحث منع شده است، علي مطهري او همچنين در بخش ديگري به انصافنيوز ميگويد که اطلاعرساني در مورد ابعاد اينگونه حوادث بايد صريح و روشن و بهموقع باشد و اگر خطايي شده است بايد از مردم عذرخواهي شود. متن گفتوگويي کوتاه با علي مطهري درمورد حوادث آبانماه 98 را در ادامه بخوانيد.
سالگرد اتفاقات آبانماه 98 است، اما همچنان ابعاد اين حادثه کاملا روشن نشده، گاه اجرا و گاه لغو احکام اعدام بازداشتيهاي آبان خبري ميشود و روزي ديگر عفو آنها، شما در آن مقطع نماينده مردم تهران در مجلس بوديد؛ ماجرا چگونه به برخوردهاي تند و شديد کشيده شد؟ نمايندگان در اين مورد چه کردند؟
ماجرا از آنجا آغاز شد که مصرف بيحساب و ارزان بنزين در کشور قابل دوام نبود و ادامه آن موجب واردات بنزين ميشد که با توجه به تحريمها کار مشکلي بود. دولت چند سال فرصت داشت که درباره افزايش قيمت بنزين و سهميهبندي آن تصميم بگيرد و اين اجازه را از طرف مجلس داشت ولي تعلل ميکرد و فرصت را از دست داد تا به شرايط سخت اقتصادي رسيديم. مجلس هم تعلل ميکرد و خلاصه هيچکدام تصميم نگرفتند و دليل مهم آن هم مسائل سياسي و در پيش بودن انتخاباتهاي مختلف بود. از طرف رهبر انقلاب هم اين مساله دنبال ميشد و چند بار از دولت سوال کرده بودند چرا کاري نکردهايد. دولت هم آن تصميم عجولانه را گرفت و در شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا مطرح کرد و آنجا هم تاييد شد و سپس بسيار بد و بدون ايجاد مقدمات لازم آن را اجرا کرد و ديديم که چه شد. در اين ميان ضدانقلاب هم از فرصت استفاده کرد و اعتراضات را تبديل به آشوب کرد. از آن طرف هم براي فرونشاندن آشوب از افراد غيرحرفهاي و آموزشنديده نيز استفاده شد، در نتيجه عدهاي کشته شدند و کاري که نبايد ميشد و قابل پيشگيري بود، به خاطر بيتدبيري دولت انجام شد. قبلا بايد اقلا يکماه با مردم صحبت ميشد و حکمت اين کار بيان ميشد ولي نشد. در واقع به مردم بياحترامي شد. در دولت قبلي براي افزايش قيمت بنزين با مردم بهطور طولاني صحبت شد. خود آقاي احمدينژاد چندبار با مردم صحبت کرد، ولي اينبار اين کارها نشد و موضوع را خيلي ساده تلقي کردند. نمايندگان بعد از تصميم دولت و تاييد در شوراي سران طرح دوفوريتي آوردند که آن را اصلاح کنند ولي به آنها اجازه داده نشد و خلاصه اين کار بدون اطلاع مجلس انجام شد و يکي از نتايج تصميمات شوراي سران براي دور زدن مجلس بود. به نظر من نظام در مقابل گستردگي اعتراضات غافلگير شد، لذا نتوانست خوب مديريت کند. همه احتمال اعتراض را ميدادند اما نه به اين گستردگي. ضدانقلاب هم آماده بود و وارد شد. خشونتي که بهکار رفت بهخاطر غافلگيري بود و فکر نميکنم در آينده تکرار شود.
بهنظر شما اين اتفاق با تمام ابعاد آن فتح باب جديدي در برخورد با اعتراضات خواهد بود يا اينکه هزينه برخوردها به اندازهاي بوده است که در موارد آتي نوع برخوردها اصلاح شود؟
به نظر من نهادهاي مختلف در مقابل گستردگي اعتراضات غافلگير شدند، لذا نتوانستند خوب مديريت کنند. همه احتمال اعتراض را ميدادند اما نه به اين گستردگي. ضدانقلاب هم آماده بود و وارد شد. خشونتي که به کار رفت بهخاطر غافلگيري بود و فکر نميکنم در آينده تکرار شود. مسئوليت کشتهشدگان بيگناه اعتراضات آبانماه را در نهايت نهادي پذيرفت؟ آيا کسي بازداشت و محاکمه شد؟ بههرحال حتي اذعان رهبري هم اين بود که افراد بيگناهي در اين اعتراضات آسيب ديدهاند. البته تلاشهايي شد براي تفکيک کشتهشدگان به کساني که صرفا معترض بودند و کساني که در حال عبور بودند و کساني که تخريبگر بودند. بههرحال برخورد خشونتآميز برخي ماموران و تيراندازي مستقيم آنان قابل پيگيري بوده که من نميدانم تا چه حد دنبال شده است. ما در مجلس دهم بهشدت درصدد استيضاح وزير کشور بهعنوان مسئول مستقيم اجراي اين طرح بوديم و حدود 20 نفر پاي امضاي خود ايستاديم ولي متاسفانه رئيس مجلس مقاومت کرد و اجازه اين کار را نداد.
هيچوقت آمار دقيقي از کشتهشدگان بيرون نيامد و همين امر باعث طرح شدن اعداد مختلفي - بزرگ و کوچک- شد؛ نحوه اطلاعرساني در موارد بعدي، باتوجه به تجربه پشت سر گذاشته، بايد چه تغييراتي کند؟
اطلاعرساني بايد صريح و روشن و بهموقع باشد و اگر خطايي شده است بايد از مردم عذرخواهي شود. با اين روش اعتماد مردم جلب ميشود. ما هم بايد به گزارش مسئولان اعتماد کنيم. آنچه گفتند حدود 230 نفر است.
موضع مخــالفان دولـت، اعم از اصلاحطلبـان، اصولگرايان و اپوزيسيون را در قبال اتفاقات آبان 98 چگونه ارزيابي ميکنيد؟
هم اصلاحطلبان و هم اصولگرايان به بيتدبيري دولت اعتراض داشتند و اعتراضشان هم وارد است. کار دولت يک خطاي بزرگ بود. مخالفان نظام هم که هميشه دنبال بهرهبرداري براي ساقط کردن جمهوري اسلامي هستند و طبيعي است که از اين فرصت استفاده کردند.
آيا ارائه روايت ملي از اينگونه اتفاقات ضرورت دارد و اگر دارد چه نهادي بايد آن را ارائه کند؟
وزارت کشور بايد اين گزارش را به مردم ميداد. اگر دولت انجام نداد مجلس بايد انجام ميداد ولي متاسفانه گفتند از طرف شوراي عالي امنيت ملي دستور آمده که وارد اين بحث نشويد. اين شورا به هر نهادي بتواند دستور بدهد به مجلس نميتواند دستور بدهد چون مجلس نماينده مردم است. مجلس به عنوان نماينده ملت بايد اين کار را ميکرد ولي همانطور که گفتم رئيس مجلس اجازه اين کار را نميداد.
چرا بعد از 40 سال از انقلاب که توسط مردم شکل گرفت، هنوز بستر پذيرش اعتراضات و شنيدن صداي منتقد فراهم نيست؟
بخشي از بخشها اساسا اعتراض را به رسميت نميشناسد و آن را مخالفت تلقي ميکند. بخشي از مردم هم با فرهنگ اعتراض آشنا نيستند، لذا اعتراضات در ايران زود به اغتشاش و تخريب کشيده ميشود. اگر اعتراض مسالمتآميز در کشور رايج و عادي شود و به معني براندازي تلقي نشود اينگونه حوادث کمتر رخ ميدهد. دولت هم معمولا ميگويد با اعتراض موافقيم و با تخريب مخالف، اما هيچگاه اجازه برگزاري يک تجمع يا راهپيمايي را به معترضان نميدهد.