بعد از انتشار خبر «راهاندازي تاکسي هوايي» جمع کثيري از دوستداران هوا و فضا از پشت شمشادها بيرون آمدند و نسبت به اين تصميم واکنش نشان دادند! در قسمتي از بيانيهاي که آنها منتشر کردهاند، آمده است: «همه فکر و ذکر ما اينه که بريم فضا و جا پاي آرمسترانگ بذاريم و بيوزني رو يه بار ديگه با سيگار آزمايش کنيم؛ اونوقت شما مياي به جاي اينکه تاکسي فضايي راه بندازي تا ما براي يه تک پا فضا رفتن در به در دنبال ساقي نگرديم، تاکسي هوا ميکني؟! حاشا و کلا...».
پول خردم کجا بود؟!
يکي از چالشهايي که مطمئنا تاکسيهاي هـوايي با آن روبهرو خواهند بود، اين است که وقتي روي زمين بودند تو آسمونا دنبال پول خرد ميگشتند ولي الان که روي هوا هستند پول خرد پيدا نميکنند! لااقل رانندگان تاکسي وقتي در خيابانها بودند با يک لايي کشيدن و اور لب تاکسيشان را به تاکسي کناري ميچسباندند و پول خرد جا به جا ميکردند، اما حالا همين تکنيک ساده را هم نميتوانند در هوا پياده کنند. اگر هم بتوانند بالهاي هواپيما نـميگذارد اين اتـفاق بيـفتد؛ خـلاصه از زبـان راننـدگان تاکسي بايد گفت: «اسـيـر شـديـمـاااا».
دولدور، دولدور، دولدور!
هميشه بايد چالشهاي موجود را به فرصت تبديل کرد؛ مثلا همين چالههايي هوايي! براي جلوگيري از استهلاک تاکسيها مسئولان ذيربط از جمله رئيس هواپيمايي کشور، رئيس سازمان هوا و فضا و رئيس اتـحاديـه تـاکسـيراني کشـور مثل سه تـفـنـگـدار بـايـد بيل دستشان بگيرند و اين چالههاي هوايي را پر کنند. راننده تاکسي بيچاره چه گناهي کرده که اين چاله و دستاندازها نه روي زمين ولش ميکند نه روي هوا؟! در صورت پر شدن اين چاله چولهها، ايران ما اولين کشوري در تمام کهکشان راه شيري خواهد شد که با اين پديده علمي مقابله کرده است.در انتها از تمام رانندگان تاکسيهاي هوايي عاجزانه سه درخواست داريم:
يک) بذارين درو محکم ببنديم، هواپيما کمِ کمش دو، سه تن سنگينتر از ماشينه؛ اوف نميشه!
دو) تحليلهاي سياسيتونو بيخيال شيد چون ناخواسته روتون بالا مياريم؛ بالاخره اثرات جانبييه ديگه!
سه) لطفا عکس سلطان وحيد قليچ، جومونگ و بانوي صدا رو کنار هم نچسبونيد؛ همينجوريش تو ارتفاع نفس کم مياريم، شما سنگينترش نکن!