مشارکت بالا در انتخاباتها اصل مهمي است و همراهي مردم با مسئولان را نمايان ميکند. همگان شاهد بودند که ميزان مشارکت در انتخابات مجلس يازدهم بسيار پايين و حتي در برخي از مراکز استانها به اندازه 9 درصد بود که دليل آن را ميتوان در بررسي صلاحيت کانديداهاي هم جستجوکرد. سال آينده قرار است انتخابات رياستجمهوري برگزار شود و از حالا نميتوان به پيشبيني ميزان مشارکت مردمي در اين انتخابات پرداخت بلکه اين مولفه نيازمند تصميم شوراي نگهبان در تاييد کانديداهاي اين انتخابات است. بيترديد اگر نتيجه بررسيها مانند انتخابات مجلس باشد نبايد انتظار حضور گسترده مردم در پاي صندوقهاي راي را داشت و مشارکت حداقلي خواهد بود که البته برازنده کشور نيست. اين اميدواري وجود دارد که در انتخابات 1400 کانديداهاي همه طيفهاي کشور تاييد شوند تا حاميان آنها با حضور در پاي صندوقهاي راي به شکوه انتخابات بيفزايند. اخيرا انتخابات رياستجمهوري آمريکا برگزار شد که مردم براي راي دادن در صفهاي طويل و طولاني ايستاده بودند و اين در حالي است که پيش از اين، ايران الگوي اين کشورها در حضور گسترده مردم در انتخابات بود اما اکنون مردم همين کشورها از ما پيشي ميگيرند که اتفاق نامبارکي است. اميد است روزي فرا برسد که حضور حداکثري مردم براي همه نهادها ارزشمند باشد. نبايد فراموش شود که حضور حداکثري بهصورت يکطرفه نيست، بدين معنا که نميتوان به مردم تاکيد کرد در انتخابات مشارکت داشته باشند اما همانيب را انتخاب کنند که آنها ميخواهند. زماني که جامعه مشاهده ميکند افراد توانمند از نگاه آنها در ليست نهايي کانديداها نيستند، اشتياقي براي حضور در پاي صندوقهاي راي نخواهند داشت که همين امر موجب کاهش آراي انتخاباتي خواهد شد که برازنده کشور ما نيست. بيترديد زماني که کانديداي مورد علاقه جامعه در ليست رقابت باشد، اعتراضها به آن انتخابات کاهش پيدا ميکند. در خصوص انتخابات رياستجمهوري نيز نميتوان از اکنون پيشبيني کرد که مردم به چه کانديدايي و از چه جناحي راي ميدهند. موجي که در هفته پاياني منتهي به انتخابات شکل ميگيرد، تعيينکننده است. در ايران استدلال قطعي براي تعيين رياستجمهوري وجود ندارد. ذکر اين نکته هم لازم است که برخوردهاي شعاري و غيرواقعي در انتخابات صحيح نيست، چرا که جامعه هوشيار است و ديگر به شعارها راي نميدهند. فردي ميتواند پيروز انتخابات باشد که برنامه منسجمي داشته باشد. اصلاحطلبها نيز اگر بخواهند در انتخابات 1400 موفق شوند، بايد برنامه خود را به مردم ارائه بدهند. مردم برنامه منسجم ميخواهند و حرف و شعار هيچ تاثيري ندارد. هرکدام از روساي دولت در دورههاي پيشين با هر روشي که پيروز انتخابات شدند، اين روش ديگر نتيجه نخواهد داد. بررسي ميزان رضايت مردم از مجلس فعلي نيازي به ارزيابي ندارد. نرخ ارز، حجم نقدينگي، ميزان تورم، افزايش قيمت مسکن و افزايش قيمت خودرو مشخص است و اکنون اين سوال پرسيده ميشود که نمايندگان مجلس چه چيزي را کنترل کردهاند؟ اثربخشي اين نمايندگان کجا بود؟ بيايند و بگويند در اثر تصميمات اين افراد چه اتفاقي افتاده است؟ همه شاخصهاي اقتصادي پس از عيد چند برابر شد. اگر جرات و شهامت دارند، خودشان به ارزيابي نظرات مردمي بپردارند. فردي با 4هزار راي نماينده مجلس است و براي 80ميليون نفر تصميم ميگيرد. در بعضي از حوزهها يک راي هم تاثيرگذار بوده است. اخبار مجلس هماکنون در راس اخبار نيست. اخبار مجلس ديده نميشود و مردم اهميت کافي براي مجلس قائل نيستند.