بستن
کد خبر: ۱۰۰۰۶۴۰

در باب بيهودگيِ نوشتن!

در باب بيهودگيِ نوشتن!
مه‌سیما احدی

دوستان مي‌پرسند چرا مثل گذشته نقد نمي‌کنم. به نظرم همه چيز آنقدر روشن است که نيازي به هيچ توضيح اضافه‌اي نيست. کافي است يک روز حرف‌هاي مسئولان را گوش بدهيد بعد نگاهي به زندگي خودتان و اطرافيان‌تان بيندازيد. همين!

در حوزه نقد سياسي به بيهودگيِ نوشتن رسيده‌ام، ما با يک ناشنوايي عامدانه مواجهيم؛ جايي که مديران به اصلاح اعتقادي ندارند، همه چيز را مي‌دانند و در جهان بهترين‌اند.

من نه پيشگو هستم و نه چيز زيادي از سياست سرم مي‌شود اما به بيهودگي نوشتن در اين حوزه رسيده‌ام و کارهاي ديگري مي‌کنم که شايد مفيدتر باشد. مثل اصلاح يک غلط املايي!

ششم فروردين يعني حدود هشت‌ماه پيش وقتي هرچه در مورد کرونا نوشتيم جدي نگرفتند و گفتند پروتکل اقليمي ما فرق دارد، ما آنقدر موفق بوده‌ايم که تجربيات‌مان را به دنيا هم صادر مي‌کنيم و... اين مطلب را نوشتم و تمام.

امروز وقتي مي‌بينم دارند همان کارهايي را که بايد پارسال انجام مي‌دادند با سُس سرزنش مردم انجام مي‌دهند مطمئن‌تر مي‌شوم که نوشتن ما جز ايجاد دردسر هيچ فايده‌اي ندارد.

حوصله کرديد بخوانيد بدون تغيير حتي يک ويرگول! داستان تکراري «چوب و پياز و سکه» در ايران!

گناهکاري را نزد حاکم بردند. حاکم گفت: يکي از اين سه مجازات را انتخاب کن: «يا يک من پياز بخور، يا 100 سکه بده، يا 50 چوب بخور!»

مرد با خودش گفت: «وقتي مي‌شود پياز خورد کدام عاقلي چوب مي‌خورد يا پول مي‌دهد؟» برايش پياز آوردند. دو پياز که خورد، دهانش سوخت. گفت: «درد چوب از پياز کمتر است. چوب بزنيد!»

هنوز ده چوب نزده بودند که اشکش درآمد و با خودش فکر کرد: «آدم عاقل تا پول دارد، چرا چوب بخورد؟» 100 سکه داد و آزاد شد.

حاکم گفت: «کار آخر را اگر اول انجام مي‌دادي لازم نبود هم چوب را بخوري، هم پياز را و در آخر سکه هم بدهي!»

اين خلاصه‌ بسياري از تصميم‌گيري‌ها در ايران است. در آخر کار و بعد از صرف هزينه بسيار، همان کاري را انجام مي‌دهند که بايد اول انجام مي‌دادند!

اول از اساس تکذيب و انکار مي‌کنند و مي‌گويند هرکس اين حرف را بزند سياه‌نما است، بعد کمي قبول مي‌کنند که «بوده اما اينطور نبوده»، بعد مي‌گويند «اينطور بوده ولي کار خارجي‌ها بوده»، بعد که ديگر راهي باقي نمي‌ماند از مردم رشيد، فهيم، هميشه در صحنه و ... مي‌خواهند کمک کنند و در آخر هم اعتماد اجتماعي را مخدوش مي‌کنند، هم هزينه مي‌دهند، هم به مردم و کشور خسارت وارد مي‌کنند و ...

اين ماجرا هر بار در شکل تازه‌اي تکرار مي‌شود. اسم داستان فعلي کرونا است!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی