آرمان مــلي- حــميد شجاعي: رويکرد اصلاحطلبان به انتخابات پيشرو دوگانه است. برخي معتقدند به حضور حداکثري با کانديداي حزبي و جرياني هستند و عدهاي هم نيمنگاهي به ائتلاف دارند. گرچه اين دو رويکرد با توجه به نگاه شوراي نگهبان به کانديداهاي اصلاحطلبان بهوجود آمده است. آنچه مسلم است اصلاحطلبان براي حضوري موفق در انتخابات قبل از هر چيز بايد بتوانند به اقناع سرمايه اجتماعي خود جهت حضور در انتخابات بپردازند. محمد عطريانفر عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران معتقد است: «در انتخابات رياستجمهوري آتي سرنوشت شرکت در انتخابات و توافق روي نامزد انتخاباتي در حوزه تدابير و تصميم شخصيتهاي حقيقي اصلاحطلب شکل ميگيرد تا احزاب.»
نگاه انتخاباتي
هيچکس حتي خود اصلاحطلبان هم چنين فکر نميکردند که پس از دولت اول روحاني که عملکرد موفقي داشت و رضايت نسبي جامعه را به دست آورده بود در دولت دوم وي اتفاقي بيفتد که مردم از دولت و جريان حامي رويگردان شوند. اما برخلاف انتظارات اين اتفاق افتاد، ترامپ در آمريکا به رياستجمهوري رسيد، ار برجام خارج شد و با اعمالتحريمهاي يکجانبه باعث شد تا شرايط سخت اقتصادي بر کشور حاکم شود و مردم نگاه سابق خود را به اصلاحطلبان و دولت از دست بدهند. با اين حال، اصلاحطلبان اميد خود را از دست ندادهاند و همچنان با اميد به تغييراتي مثبت در آينده به حضور و مشارکت مردم در انتخابات پيش رو و حمايت از خود خوشبين هستند. اين در حالي است که اصلاحطلبان با وجود اينکه 8ماه تا انتخابات رياستجمهوري فاصله دارند هنوز به سازوکار مدنظر براي تصميمگيري و برنامهريزي جهت حضور فعال و موفق در انتخابات نرسيدهاند. لذا هنوز معلوم نيست که تکليف شوراي عالي سياستگذاري چه خواهد شد و شوراي هماهنگي چه نقشي ايفا خواهد کرد. از طرف ديگر، احزاب اصلاحطلب نيز نگاه يکساني به امر انتخابات ندارند. چنانکه کارگزاران بهدنبال از دست ندادن قدرت اجرائي هستند و اگر هم کانديداي حزبي يا جرياني آنها از فيلترهاي نظارتي رد نشود آنها از پاي نخواهند نشست و چه بسا تن به ائتلاف دهند. امري که در ميان احزاب موثر ديگر همچون اتحاد ملت دگرگونه است. آنها معتقدند که به هر نحوي بايد با هويت اصلاحطلبانه در انتخابات 1400 حاضر شد و اگر هم ردصلاحيت شديم کار خود را انجام دادهايم. همين عدم شفافيت درمورد نحوه ورود به انتخابات است که کنشگري اصلاحطلبان را در هالهاي از ابهام فرو برده است. گرچه به گفته بسياري از چهرههاي اصلاحطلب اين ترديد و دوگانگي ناشي از عدم آگاهي نسبت به رويکرد نظارتي در انتخابات پيشرو است. چه بسا اگر اصلاحطلبان بدانند که کانديداي اصلي و حداکثري آنها در انتخابات تاييد صلاحيت ميشود با فراغ بال بيشتري نسبت به حضور در آوردگاه 1400 برنامهريزي کنند.
منطق سياستورزي اصلاحطلبان
يک فعال سياسي اصلاحطلب در ارتباط با فعاليتهاي حزب کارگزارن اظهار داشت: واقعيت اين است که کارگزاران به لحاظ فضل تقدم، قطب مرکزي اصلاحات است. هم به لحاظ تاريخي، هم به لحاظ عمل سياسي و هم به لحاظ گفتمان و رويکردي که در مصالحه جهاني و تشنجزدايي دارد. مهر نوشت؛ محمد عطريانفر گفت: در عرصه اصلاحطلبي، ابتدا تبارشناسي تاريخي احزاب بايد مورد توجه قرار گيرد، دوم گفتمان سياسي و سوم تشکيلات. اين ارکان سهگانه است که هويت، واقعيت و فلسفه وجودي يک نهاد سياسي را ترسيم ميکند. وي افزود: رئيس دولت اصلاحات و نيروهاي همفکر او از درون کابينه سازندگي ساخته و پرداخته و تربيت شده بودند. هويت واقعي و فرهنگي و روح تسامح و تساهلي که در رئيس دولت اصلاحات ميبينيد، برخاسته از همين روح حاکم بر فرآيندهاي دولت مدرن در عصر سازندگي است. عطريانفر درخصوص عملکرد دولت بيان کرد: بدعهدي طرف آمريکايي دولت را فلج کرد. الان در نقطهاي قرار گرفتهايم که اگر کسي از آقاي روحاني و دولتش حمايت کند تعجببرانگيز مينمايد، بنابراين يک نفرت و کينه فراگير و ملي در مواجهه با دولت شکل گرفت. باوجود مظلوميت دولت اما نميتوان به مردم ايراد گرفت که اشتباه ميکنيد. مشکلي که مردم دارند اين است که آنها پشت صحنه را نميبينند. وي افزود: اصلاحطلبان ناچارند مسئوليت اين کينه و نفرت ملي را بپذيرند، اما حق نيست. وي درخصوص سازوکار جديد اصلاحطلبان بيان کرد: منطق سياستورزي اصلاحطلبان، منطق جنگ و گريز است؛ آنها در مقام مقايسه با رقيب اصولگرا در موقعيت برابر نيستند، از اين جهت دامنه تفاوتها و اختلافات و تصميمات در دقايق 90 ناشي از همين نابرابري است. ما يک مجموعه از احزاب اصلاحطلب داريم که قدر و قيمت واقعي آنها را بايد زماني تعيين کرد که بود و نبودشان مهم باشد. برخي شخصيتهاي تکساحتي هم داريم که اينها موثرند مثل رئيس دولت اصلاحات و مرحوم آقاي هاشمي و عبدا... نوري و ناطق نوري و موسوي خوئينيها و… اينها در قد و قواره هيچ حزبي نميگنجند و کساني هستند که تاثيرات اجتماعي مشخصي دارند. اينها در مقاطعي کارهايي را پيش بردهاند اما اگر قرار باشد عمل مستمري شکل بگيرد و پايدار بماند چارهاي نيست که تمرکز فعاليتها را بايد به سمت احزاب برد. وي ادامه داد: به نظر ميآيد در انتخابات رياستجمهوري آتي چون موضوع حوزه انتخابيه در ايران، سراسري و واحد است و نامزدهاي انتخاباتي نميتوانند متکثر باشند، نهايتا بايد توافق روي يک نفر شود، ناگزير سرنوشت شرکت در انتخابات و توافق روي نامزد انتخاباتي در حوزه تدابير و تصميم شخصيتهاي حقيقي اصلاحطلب شکل ميگيرد تا احزاب. وي ادامه داد: در انتخابات رياستجمهوري چون تکليف ما روشن نيست و فرصت برابر شفاف نيست چارهاي جز اين سازوکار نداريم.