گزارش «آرمان ملی» از موانع احتمالی مذاکرات هستهای
لزوم صدای واحد در داخل در برابر غربیها
آرمان ملی: مذاکرات هستهای ایران با قدرتهای جهانی طی دو دهه اخیر همواره با فراز و نشیبهای جدی همراه بوده است. بخشی از این دشواریها به خواستههای طرف مقابل بازمیگردد که در بسیاری موارد خارج از چارچوبهای متعارف و حقوقی بوده، اما بخش دیگر به شرایط داخلی ایران مربوط است. تفسیرهای متفاوت از «منافع ملی» و نحوه دفاع از آن، گاه فضایی را رقم زده که مقامات اجرایی و بهویژه دیپلماتها در مسیر گفتوگو با موانع ساختاری جدی روبهرو شدهاند.

این موانع قانونی، اگرچه با نیت صیانت از منافع کشور طراحی شدهاند، اما در عمل دست دیپلماسی را بسته و مسیر توافق را پیچیدهتر کردهاند.
* نیت خیر، نتیجه معکوس
نمونه بارز این موضوع را میتوان در مصوبه مجلس شورای اسلامی در ماههای پایانی دولت حسن روحانی مشاهده کرد. بر اساس این مصوبه، تیم مذاکرهکننده موظف بود شرایطی را فراهم آورد که تمامی تحریمها چه هستهای و چه غیرهستهای، برداشته شود. این در حالی بود که دستور کار اصلی مذاکرات صرفاً بر پرونده هستهای متمرکز بود و نه موضوعات دیگر. چنین شرطی عملاً مذاکرات با دولت بایدن و اروپاییها را غیرممکن ساخته بود با روی کار آمدن دولت ابراهیم رئیسی نیز این مشکل ادامه یافت. اگرچه بخشی از موانع از میان برداشته شد، اما همچنان چارچوبهای دستوپاگیر قانونی مانع از پیشرفت مذاکرات شد. ماهیت این طرحها، در ظاهر برای تقویت موضع ایران طراحی شده بود، اما به دلیل عدم امکان اجرایی، عملاً خود به مانعی در برابر مذاکرهکنندگان بدل شد.
*اخراج بازرسان و مکانیسم ماشه
پس از حملات اسرائیل و آمریکا به برخی تأسیسات هستهای ایران، نمایندگان مجلس مصوبه دیگری را گذراندند که بر اساس آن، بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی عملاً از ایران اخراج شدند و مقرر شد بازدیدهای آژانس تنها بر اساس نظر شورای عالی امنیت ملی انجام گیرد. این تصمیم، هرچند با هدف صیانت از حاکمیت ملی و محدود کردن دسترسیهای بیرویه اتخاذ شد، اما پیامدهای فوری برای پرونده هستهای به همراه داشت. اروپاییها این اقدام را بهعنوان نشانهای از عدم همکاری ایران تلقی کردند و گام بلندی به سمت اجرای «مکانیسم ماشه» برداشتند. گرچه برخی کارشناسان معتقدند حتی در صورت باقی ماندن بازرسان نیز پرونده ایران به این نقطه میرسید، اما خروج آنها شتابی مضاعف به تصمیم اروپا داد و فضای بیاعتمادی را تشدید کرد.
* بازی با آتش؟
این روزها زمزمههایی از دل مجلس به گوش میرسد مبنی بر تدوین طرحی که در شرایط خاص، ایران را موظف به خروج قانونی از معاهده NPT کند. این ایده، اگرچه در ظاهر یک ابزار فشار برای جلوگیری از اعمال مکانیسم ماشه تلقی میشود، اما پیامدهای بسیار سنگینی دارد. خروج ایران از NPT عملاً به معنای خروج از نظام حقوقی بینالمللی در حوزه هستهای است و میتواند انزوای سیاسی کشور را افزایش دهد. این موضوع با واکنشهای متعددی در داخل مواجه شده است. عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در یادداشتی هشدار داده: «اولین کار باید مدیریت پرونده هستهای متمرکز و هماهنگ باشد. اجازه خرابکاری به مجلس و افراد بیمسئولیت داده نشود. کوچکترین اختلاف درون ساختاری میتواند مسألهساز شود. دومین کار داشتن ابتکار و ایدههای روشن برای آینده است؛ اسیر ذهنیتهای گذشته شدن، سیاستی فاجعهبار خواهد بود.»
+ وفاق؛ ضروریتر از همیشه
بررسی این رویدادها نشان میدهد که اختلافنظر در ساختار سیاسی ایران، بیش از آنکه به تقویت موضع کشور بینجامد، در بسیاری مواقع دست دیپلماسی را بسته و فرصتهای طلایی را از بین برده است. طرفهای مقابل در مذاکرات، همواره از این شکافها بهرهبرداری کرده و امتیازهای بیشتری طلب کردهاند. در حالی که برای عبور از تحریمها و کاهش فشارهای اقتصادی، ایران بیش از هر زمان دیگری به دیپلماسی نیاز دارد، وجود صداهای متناقض میتواند کشور را با چالشهای مضاعف روبهرو کند.
+ شرط عبور از بنبست
تجربه برجام و پس از آن، نشان داده که هر زمان دستگاه دیپلماسی با پشتوانه و حمایت یکپارچه داخلی وارد گفتوگو شده، توانسته به دستاوردهای ملموسی برسد. در مقابل، هرگاه اختلافات داخلی پررنگ بوده، مسیر توافق به بنبست کشیده است. امروز نیز در شرایطی که پرونده هستهای ایران در نقطهای حساس قرار دارد و تهدید «مکانیزم ماشه» بر سر کشور سنگینی میکند، بیش از هر چیز نیازمند صدای واحد در سیاست هستهای هستیم. مصوبات شتابزده، طرحهای غیرعملیاتی و اختلافنظرهای علنی، تنها موجب تقویت موضع طرف مقابل خواهد شد. اگر قرار است ایران از فرصتهای موجود بهره ببرد و از تهدیدهای فزاینده عبور کند، باید همه ارکان حاکمیت از مجلس گرفته تا دولت و شورای عالی امنیت ملی، در یک مسیر واحد حرکت کنند. آینده پرونده هستهای و منافع ملی ایران، در گرو همین وفاق و همصدایی است.
ارسال نظر