پس از اينکه نظرسنجيها در آمريکا تفاوت فاحش آراي جوبايدن و دونالدترامپ را نشان دادند و مشخص شد که درصد آراي بايدن بيشتر از ترامپ است؛ در سه مناظره اخير بين اين دو کانديداي رياستجمهوري آمريکا نيز مشخص شد که جوبايدن چنته پرتري دارد و برعکس ترامپ چيزي براي عرضه در اين مناظرات نداشت. با اين حال برخي معتقدند شايد در انتخابات آمريکا يک شگفتي يا اتفاق جديد فارغ از شرايط معمول رخ دهد. اما به نظر ميرسد اگر هم بخواهد اتفاق خطرناکي رخ دهد که توجهات را به مسائل ديگري جلب کند اين اتفاق از جانب ترامپ و اطرافيان وي خواهد افتاد. ولي اين مناظره نشان داد که يک انسان عامي مثل ترامپ ولو اينکه ميلياردها ثروت داشته باشد در برابر انساني فرهيخته مثل بايدن اصلا زباني براي بيان ندارد. بهويژه که حملاتي که از سوي بايدن صورت گرفت بسيار مستند بود. بهويژه عدم پرداخت ماليات، سرمايهگذاري بزرگ در سراسر جهان و اينکه ترامپ هرگز اظهارنامههاي مالياتي خود را منتشر نکرده است. هرچند که ترامپ هم بهطور معمول اظهارات بايدن را رد کرد و گفت که من ماليات را خواهم داد. درحاليکه در شفافيت مالياتي آمريکا اين حرفها پذيرفته نيست. وقتي بايدن اين صحبت را ميکند خود او هم در حد يک فرهيخته ليبرال آمريکايي ثروتمند است و اسناد و مدارکش روشن است. لذا در مقابل او ترامپ ناچار بود به تهمت و اتهامات غيرمستند متوسل شود که اين وضعيت او را بدتر ميکند. به نظر ميرسد ترامپ روش مناظرهها را تا سطح پاييني تنزل داد و به مجادلات لفظي، مسائل و دشنامهاي فردي پرداخت. ترامپ با آگاهي که به عدم توانايي خودش در مقابله با فرهيختگان داشت بازهم کار خطايي انجام داد. او شومني بود که در ورزشهاي تقلبي مثل مسابقات کج که دو نفر گلادياتور به جان هم ميافتند مجري بود و گاهي خودش را هم در نقشهايي درگير ميکرد. لذا چنين آدمي که براي آن ميدانها ميتوانسته برنامه اجرا کند خيال کرده در سطح بينالمللي، سياسي و ملي آمريکا نيز ميتواند همان برنامهها را اجرا کند. البته نبايد از ياد برد که در مناظره سوم ميان ترامپ و بايدن اينبار اين مجري برنامه بود که با مهارت بسيار خاصي کنترل بيشتري در اجراي مناظره داشت و شهرتي هم کسب کرد و سطح مناظره را از دفعات قبل بالاتر آورد. مناظره اول حالت تقابل داشت، دومي که دو مصاحبه جداگانه بود اما برنده مناظره سوم آقاي بايدن بود، براي اينکه حرفهايي براي گفتن و برنامههايي براي اعلام کردن داشت و براي مجادله و دشنام هم نيامده بود. به نظر ميرسد دنيا در نبود ترامپ مقداري ميتواند با اطمينان بيشتري از جنگ فاصله بگيرد. از طرفي آنچه بعضا از سوي آمريکاييها مبني بر مداخله روسيه و ايران در انتخابات آمريکا مطرح شده صرفا بهانهجوييهاست که بسيار مبهم است. اساسا اين ادعاها معتبر نيست و اتهامزدنهايي است که اينها از روي استيصال انجام ميدهند. شرايط آمريکا از نظر آراي عمومي و زماني که ميليونها نفر آراي پستي خود را دادهاند، نه در روسيه چنين عزمي براي کارهاي بياثر و عبث وجود دارد و نه در ايران چنين تمايلي به اين کارها وجود دارد. چنانکه مقامات کشورمان نيز اعلام کردند که براي ما تفاوتي ندارد چه کسي در آمريکا به قدرت برسد.