با توجه به دغدغههاي امروز مردم و شرايطي که کشور دارد موضوع احراز صلاحيتها فرعي است و بايد هرچه سريعتر به داد مردم برسيم، اوضاع نابساماني که در حال حاضر شاهد آن هستيم نشان ميدهد که حتي اگر برجستهترين کانديداهاي اصلاحطلبي تاييدصلاحيت شوند همچنان مساله اساسي پيشرو اين خواهد بود که رئيسجمهور مي تواند مشکلات را رفع کند؟ انتخابات سال 92 و 96 اين اميد را در همه مردم و اصلاحطلبان و اعتدالگرايان و صاحبان رايهاي خاکستري ايجاد کرده بود که اميد بهبود وجود دارد و اين اميد که منتخب مردم صداي مردم باشد بهوجود آمده بود و انتظار ميرفت رئيسجمهور منتخب مطالبات مردم را پيگيري کند ولي امروز جامعه از اين اتفاق تا حدي نااميد شده است. چون اختيارات رياستجمهوري به قدري نيست که بتواند همه مسائل را از طريق دولت حل کند و رئيسجمهور در مسائل اصلي و ريشهاي کشور نيازمند اختيار ويژه است. دولت در سياست بينالملل تصميمگيرنده نهايي نيست و در سياست کلان داخلي هم تنها تصميمگيرنده نيست و در مسالهاي هم تصميمگيرنده نيست اميد به بهبود از طريق انتخاب رئيسجمهور کمي مورد سوال است. امروز حتي اگر قويترين اصلاحطلبها نيز در عرصه حضور پيدا کنند نميتوانند کارايي لازم را داشته باشند. دولت هفتم و رئيس دولت آن محصول دوران خاصي بود، ضمن اينکه در همان دوران هم رئيس دولت اصلاحات احساس ميکرد در نقش تدارکاتچي است ولي شرايط بهگونهاي بود که ايشان فکر ميکرد با گفتمان اصلاحطلبانه ميتواند روزبهروز اين مساله را شکوفاتر کند. امروز دقيقا در نقطهاي ايستادهايم که فکر ميکنيم اين تلاشها در حد مطلوب نتيجه نداده است و به لحاظ سياسي حضور در انتخابات نيازمند تغيير برخي روشهاست تا زمينهسازي مشارکت حداکثري فراهم شود. با موج اميدي که در بين مردم ايجاد ميشود رقابت بيشتر و فضاي انتخابات داغتر ميشود. البته اگر تغييرات شکل نگيرد در مقابل مشکلاتي که بهوجود ميآيد خودشان بايد پاسخگوي مردم باشند. اما بايد توجه داشته باشيم که امروز شرايط کشور ما شرايط ويژهاي است، در اين دوره چه ميتوانيم بگوييم؟! حتي اگر رئيس دولت اصلاحات نيز به ميدان بيايد شايد در بسياري زمينهها از جمله چينش دولت و انتخاب آدمها و برخي تصميمگيريها تغييراساسي حاصل نشود ولي اين مسائل درصد کمي از نقش دولت را دربرميگيرد. هر شخصيت ديگري که در مقام رياستجمهوري باشد اگر رئيسجمهور به حاشيه برود و برخي با تصميمات موازي در قوه مجريه دخالت کنند کاري پيش نميرود. روساي جمهور رفتهرفته به چرخ پنجم تبديل ميشوند. من فکر ميکنم امروز براي جلب اعتماد تا دير نشده تا با وحدت و انسجام تغييرات لازم را انجام دهيم. امروز مساله اعتماد نيست و بحث اميد مطرح است و برگرداندن اميد به جامعه در گرو تلاش همه دلسوزان است. مردم ما لجوج نيستند و چشمبسته حرفي نميزنند، اين مردم بزرگوارند و متوجه تمام فشارها و مشکلات بينالمللي هستند و به دنبال کشور آبادتر از گذشته هستند که در آن بهتر زندگي کنند. مردم ما چيزي بيش از اين نميخواهند.