آرمــان مــلـــي - عليـرضا پورحسين: زمزمههاي وقوع صلح از ميان ارمنستان و آذربايجان از يکسو و از سوي ديگر احساس خطر بسياري بر ادامه اين جنگ و تبعات زيادي که در پي خواهد داشت سبب شده است تا از اين جنگ و بحران در قفقاز به عنوان نزاعي کمسابقه ياد شود که حتي پاي کشورهاي زيادي از جمله ترکيه را نيز به ميان کشانده است و انتقادات از اين کشور به علت سياستي که در خصوص بحران قرهباغ در پيش گرفته مساله را حساستر کرده است تا جايي که روساي جمهور ايران و روسيه نيز در يک گفتوگوي تلفني لزوم بازگشت آرامش به اين منطقه را اولويت اصلي خود دانسته و مذاکرات بسياري در اين ميان براي مجاب کردن هر دو کشور براي صلح انجام شده است. مقولهاي که به نظر ميرسد اينبار به صورت ريشهايتر به وضعيت قرمز رسيده و بازگشت آرامش را به اين منطقه سختتر کرده است؛ بحراني که به گفته بسياري از کارشناسان با ورود نيروهاي اجارهاي به اين منطقه ميتواند وخيمتر نيز شود. «آرمان ملي» در راستاي بررسي اين مساله گفتوگويي با ميرقاسم مومني، تحليلگر مسائل قفقاز داشته است که ميخوانيد.
آيا بهزودي شاهد برقراري صلح بهصورت کامل در قفقاز خواهيم بود؟
بحران قرهباغ يک مساله قومي، مذهبي و تاريخي است و مقولهاي نيست که در چند وقت اخير به يک مشکل تبديل شده باشد. از زمان استالين و با توجه به جابهجاييهاي جمعيتي اين بحران آغاز شد. در سال 1988 و پيش از فروپاشي شوروي بحران قرهباغ به اوج خود رسيد. در آن زمان ارمنستان و آذربايجان بهعنوان مناطقي که زير نظر شوروي هستند قوانين مختص به خود را داشتند اما در اين مدت اختلافها ميان دو طرف ادامه داشت و عميق شد. در نهايت اين اختلافها در سال 1991 هم ادامه پيدا کرد و جنگهاي خونين ميان دو طرف در اين زمان درگرفت. از سال 1994 تاکنون طرفين در آتشبس بودند و اين جنگ به اتمام نرسيده است و هرازگاهي آتش آن شعلهور ميشد. در تمام اين مدت صلحي رقم نخورد و هيچ ميانجيگري به نتيجه نرسيد. جنگ فعلي با جنگهاي گذشته بسيار متفاوت است. در گذشته روسيه حامي ارمنستان بود و آمريکا و اروپا حامي آذربايجان بودند و تمايل به پيروزي ارمنستان نداشتند اما امروز به دو علت شاهد وقوع دوباره جنگ در اين منطقه بوديم که آن را از جنگهاي گذشته در اين منطقه متفاوت کرده است و کار را براي صلح سختتر کرده است اما مشخصا اين جنگ يک جنگ کوتاهمدت خواهد بود و بهزودي به پايان خواهد يافت.
روسيه در اين ميان چه سياستي در پيش گرفته است؟
با روي کارآمدن نيکول پاشينيان، نخستوزير ارمنستان مشاهده ميکنيم که که او يک سياست ضد روسيه داشت و حالا روسها به دنبال آن هستند تا بتوانند اين مساله را تلافي کنند. مسکو هنوز هيچ حمايت علني و آشکاري از ارمنستان انجام نداده است و در سوي مقابل شاهد آن هستيم که ايالاتمتحده هم به همراه رژيمصهيونيستي در حال حمايت از جمهوري آذربايجان هستند. دليل اين کار هم کاملا مشخص است؛ آمريکاييها به هر ترتيب به دنبال آن هستند تا بتوانند آذربايجان را با منافع خود در منطقه هماهنگ کنند و از سوي ديگر، اسرائيل هم در اين بين منافع زيادي دارد. به همين جهت است که آنها در حال حمايت از باکو هستند تا با حمايت از پيشروي آذربايجان به سمت قرهباغ فشار را بر دولت پاشينيان افزايش دهند. در مقابل روسيه هم اين فرصت را غنيمت شمرده و به دنبال آن است تا بتواند منافعش را از ايروان تامين کند. فارغ از تمام اين مسائل، قرهباغ از سوي جمهوري ارمنستان بهعنوان يک منطقه خودمختار شناسايي شده ولي از سوي آذربايجان چنين اتفاقي رخ نداده است. تمام اين مولفهها بهخوبي نشان ميدهد که درگيري فعلي در قرهباغ صرفا به اختلاف ميان دو کشور ارمنستان و آذربايجان مربوط نيست، بلکه در اين ميان روسيه، ترکيه، آمريکا و اروپا با عنوان قدرتهاي اصلي در حال تصميمگيري هستند. روسيه بهخوبي ميداند که اگر پاي تکفيريها به منطقه قفقاز جنوبي باز شود در مدت زماني کوتاهي، قفقاز شمالي که شامل چچن و داغستان ميشود نيز طعمه تنش خواهد شد و عملا خاک روسيه با يک تهديد جدي مواجه ميشود؛ به همين علت به دنبال برقراري صلح خواهد بود. آنها صرفا ميخواستند يک گوشمالي به ارمنستان بدهند و بهزودي آن را تمام خواهند کرد.
ايران بايد با چه سياستي در بحران قرهباغ نقشآفريني کند؟
توجه داشته باشيد که اروپاييها هم در آذربايجان منافعي دارند؛ چراکه گاز و نفت آذربايجان تامينکننده منافع اروپاست. در اين ميان روسها هم معتقدند که اگر آذربايجان بخواهد به صورت يکطرفه نفت و گاز ترکيه و اروپا را تامين کند، منافع مسکو به خطر ميافتد. به همين دليل معتقدم که نه تنها گروه مينسک نميتواند کاري از پيش ببرد بلکه گره اين کار نخست به دست روسيه و آمريکا باز خواهد شد و در سطح سوم، اروپاييها هم با عنوان گروه مينسک صرفا براي تامين منافع خود وارد غائله قرهباغ ميشوند اما در نهايت اين مساله توسط مسکو و واشنگتن حل خواهد شد. در اين ميان آنچه بايد مورد نظر قرار بگيرد اين است که جمهوري اسلامي ايران هم بايد مانند هميشه با تمرکز کافي عمل کند تا منافع ايران و همچنين امنيت ملي و تماميت ارضي ما خدشهدار نشود. اين دو کشور در گذشته نه چندان دور جزئي از خاک ايران بودهاند و ايران به علت روابط تاريخي و فرهنگي که با اين مناطق دارد ميتواند نقش بسيار موثري در راستاي صلح ايجاد کند. ايران بايد با ديپلماسي فعالتر و با سياست عملياتيتر وارد بحران قرهباغ شود. ايران موضع گيريهاي لازم را انجام داده است و امروز بايد براي برقراري صلح ورود کند.