محمدرضا شجريان خسرو آواز ايران، در مقام استادي صاحب مکتبي در رديف، آواز و موسيقي ايران بود.مکتبي که خود الگوي بسياري از جوانان هنرمند ماست. محمدرضا شجريان خواننده توانايي بود که از اوج به پايين نيامد و هميشه والامقام بود. هر هنرمندي را ميتوان از دو جنبه مورد بررسي قرار داد؛ يکي جنبه تخصصي و هنري و جايگاه او در آن رشتهاي است که کار ميکند و ديگري جنبه اجتماعي و فرهنگي آن هنرمند يعني جنبهاي که به جامعه، مردم و مسائل آنها مربوط ميشود. به نظر نگارنده، محمدرضا شجريان از هر دو جهت در زمره توانمندترينها قرار ميگيرد، چراکه از نظر تخصصي و تکنيکي يکي از بهترين خوانندههاي تاريخ موسيقي ايران به شمار ميرود و اين مطلب از آثار ارزشمند پرشماري که از ايشان برجاي مانده، پيداست. و از نظر شخصيت اجتماعي و بعد عمومي، همانطور که همه ميدانند از مردميترين هنرمندان ما محسوب ميشود. دغدغه مردمي بودن در طول تمام سالهايي که ايشان به کار هنري مشغول بودند، بسيار پررنگ بوده است. همراهياش با مردم در بزنگاههاي سياسي و اجتماعي تاريخ معاصر، اين مردمي بودن و دغدغه مردم داشتن را بهخوبي نمايان ميکند. محمدرضا شجريان نه فقط از صدا بهرهاي فراوان داشت، بلکه ميتوانست متناسب با جريانهاي اجتماعي، ارتباط خوبي برقرار کند و جايي بايستد که بتواند بعدها در ادامه آن مسير از خود دفاع کند. امروزه با وجود ابزارهاي نوين ارتباطي؛ خيلي راحت ميتوان از طريق فضاي مجازي، قطعات موسيقي را شنيد، اما حضور در کنسرت و شنيدن موسيقي داراي انديشه، از نزديک ميتواند راهگشاي بسياري از مسائل در جامعه باشد. ميتواند در تربيت ذهن فرزندان سرزمين ما براي درک و دريافت هنر و هر اثر باکيفيتي در زندگي موثر باشد. چنانکه تماشاي فيلم در سينما يک مفهوم دارد و ديدنش در خانه تجربه ديگر.حضور اساتيد آواز ايران روي صحنه، آثار و برکات انکارناپذير مثبت فرهنگي به همراه دارد و غيبتشان به همان ميزان خسارتبارتر است. در پايان ياد و نام خسرو آواز ايران را گرامي ميداريم و تاکيد ميکنيم، بايد قدر و منزلت بزرگان فرهنگ و ادب را پاس داشت و همواره در تربيت شاگرداني که در راه ايشان در آموختن هنر و با مردم بودن،گام برميدارند، کوشش کرد.