ناگفتههاي مهندس بهزادنبوي در گفتوگو با «آرمان ملي»:
رئيس جمهور را درحد تداركاتچي هم نميخواهيد!
ادامه از صفحه 7 / بنابراين اصلا بحث کدورت نيست، بنا بود که با اصلاحطلبان برخورد بشود. به ياد دارم پس از بازداشت در بند 2 الف زندان اوين، روزي بازجو مثل شما، از من خواست که براي برون رفت از آن اوضاع بهگونهاي که طرفين احساس شکست نکنند و يا به عبارتي به راهحل برد- برد برسند (عين جمله بازجو)، پيشنهادي ارائه بدهم که بحران بخوابد. احساس کردم همين که به نتيجه رسيدهاند بحراني هست و بايد بحران را بخوابانند، خوب است. کاغذ و مدادي دادند و مرا به سلول فرستادند تا فکر کنم و راهحل پيشنهاد بدهم. من هم پس از فکر در اين مورد، پيشنهادم را اينگونه ارائه دادم که رهبري، شوراي نگهبان و مجلس را دعوت کنند و از ايشان بخواهند قانون انتخابات را بهگونهاي اصلاحکنند که ديگر حوادثي نظير حوادث88 نتواند پيش بيايد. بهطور واضح و روشن و علني از شوراي نگهبان و مجلس بخواهند قوانيني در دفاع از انتخابات رقابتي و آزاد، تدوين و به تاييد شوراي نگهبان برسانند. متقابلا هم دو نامزد رقيب احمدينژاد اعلام کنند که با وجود اعتراضاتي که داريم، با توجه به اينکه شوراي نگهبان يعني عاليترين جايگاه قانوني رسيدگي به شکايات و تاييد انتخابات است، چون نتايج انتخابات را تاييد کرده است، ما هم باوجود بقاي بر اعتراض، به نتايج «تمکين ميکنيم». بازجو از اين طرح استقبال کرد و از من خواست که خودم بيرون رفته و با آقايان کروبي و موسوي صحبت کنم، با توجه به اينکه صداهاي دوستان را از بيرون سلول و در هنگام بازجوييها ميشنيدم، ميدانستم آقايان ابطحي و امينزاده در زندان هستند. ضمن رد پيشنهاد مذاکره خودم با آقايان، پيشنهاد کردم آقاي ابطحي با آقاي کروبي صحبت کنند و آقاي امينزاده هم با آقاي موسوي. بازجو به دنبال پيگيري پيشنهاد، چند روزي مرا ترک کرد و تا چند روزي به سراغ من نيامد و وقتي آمد نظرش تغيير کرده بود و معلوم بود که قرار نيست ماجرا به خير و خوشي خاتمه يابد. من هميشه اعتقاد داشته و دارم، ما بايد با حاکميت و گروههاي غيرهمفکر خودمان، اعم از اصولگرا و حتي اقتدارگرا به يک تعامل برسيم. معتقدم پيشنهاد رئيس دولت اصلاحات تحتعنوان گفتوگوي ملي در همين جهت و راهحلي براي همين بحران بود، که متاسفانه نه تنها پذيرفته نشد و بسيار تند با ايشان برخورد شد و روزبهروز از تعامل و گفتوگويملي دورتر شديم. بهنظرم از دست ما کاري ساخته نيست والا، همچنان گفتوگوي ملي، ميتواند بهترين گزينه بوده و تقارب آراء را در پي داشته باشد. به نظر ميرسد برخي در پي يکدست کردن و در اختيار کامل گرفتن قدرت و حذف صداهاي متفاوت هستند و اگر چنين باشد ( که انشاءا... اشتباه بکنم و اينطور نباشد.) بايد مشي اصلاحطلبي را تغيير داد، يا سياست صبر و انتظار را تا زمان تغيير مواضع را پيش گرفت.
بارها اعلام کردهايد که اصلاحات را تنها راهبرد نجات کشور از مخاطرات و بحرانهاي عديده ميدانيد. اين در حالي است که اصلاحات برتابيده نميشود و اخيرا و پس از مانعآفرينيهاي خارجي و داخلي و برخي رفتارهاي مغاير با اصلاحات از سوي برخي اصلاحطلبان و نيز ناکاميابيها و ناکارآمديهاي دولت و... مردم نيز بهشدت از اصلاحطلبي فاصله گرفتهاند. براي آشتي عمليتر و دو جانبه اصلاحات و حاکميت و مردم، چه پيشنهادي داريد؟
در پاسخ قبلي به مواردي اشاره کردم. اين بحث دوطرفه است. رئيس دولت اصلاحات اين بحث را سالهاست که مطرح ميکنند ولي طرف مقابل گرايش و علاقهاي نشان نميدهد. طبيعتا بقيه اصلاحطلبان هم کاري از دستشان بر نميآيد.حل اين مساله مشروط به آن است که طرف مقابل هم بخواهد مشکل حل شود. اطلاع دارم که رئيسدولتاصلاحات خيلي وقت است که تلاشهاي زيادي براي گفتوگو، تعامل و حل مسائل داشتهاند. من معتقدم طرف مقابل ميخواست درسال 88 اصلاحطلبي را از صحنه سياسي کشور حذف کند، ولي شرايط بهگونهاي ديگر رقم خورد که اصلاحطلبي از بين نرفت و اين نابودي تاکنون تحقق پيدا نکرده است. البته اين بدان معني نيست که اين عزم از بين رفته باشد، بلکه کماکان و در اشکال جديد، ظهور و بروز پيدا کرده و ميکند. و اما درباره نزديکي بيشتر اصلاحطلبان با مردم، معتقدم که يک جريان سياسي بايد به مردم ارائه طريق کند، نه اينکه دنبالهرو آنان و خصوصا اقشار تند آنان باشد. فيالمثل امروز در ميان مردم خصوصا جوانانمان، شاهد عدول از مشياصلاحطلبي، آن هم بدون ارائه راهحلهاي جايگزين مشخص هستيم. معتقدم به جاي دنبالهروي از اين گرايشها، بايد براي آن دسته، توضيح داد که براي تبديل وضع موجود به وضع مطلوب، سه راه بيشتر متصور نيست؛ انقلاب، دخالت خارجي و اصلاحات. سرنوشت ناموفق دو راه اول و دوم، از لحاظ نظري و تجربي، کاملا مشخص است. بنابراين اصلاحات تنها مشي باقيمانده و البته با مسيري طولاني و صعبالعبور، خصوصا در کشورهاي با گرايش قدرتمند است، که تبعا با تمام مشقتها بايد آن را طي کرد.