یه سری چیزا یهدفعه مد میشه آدم نمیدونه باهاشون چیکار کنه. مثلا الان چند ساله که عکس سلفی مد شده، اون وقت عرض دو سال حدود ۲۰۰ نفر توی جهان بهخاطر عکس سلفی فوت کردن، یعنی طرف اصرار داره بره لب صخره بالای پرتگاه بشینه، یهدستشم بندازه گردن یهخرس و عکس سلفی بگیره، خب حادثه برای یههمچین موجودی طبیعتا خبر میکنه! ما هم وظیفه نداریم جلوی حادثهرو بگیریم.
حالا اون که به خودشون ربط داره، عکس سلفی بقیه به من و شما چه؟! اما بدتر از اون این«گیاه خواریه» که تازگیا مد شده.یعنی شما تمام آثار و تفکرات امیل زولا، رنه دکارت و فرانسیس بیکنرو حفظ باشی اما گیاهخوار نباشی توی جمعای روشنفکری جایی نداری.حالا جالب اینجاست که خود«فرانسیس بیکن» گیاهخوار نبوده و از بس گوشت و سوسیس و کالباس خورده که الان «ژامبون بیکن» داریم منتها دیگه وقتی یه چیزی مد میشه شما باید ازش پیروی کنی.
حالا شما گیاهخوار نباشی، حتی اگه بخوای نون بربری هم بخوری، یه نفر بالا سرت وایمیسته و یهچند تا نوچ نوچ میکنه و میگه«میدونی واسه این نون بربری، چند یوز ایرانی کشته شدن؟!».خب بالاخره یهکاری باهات میکنن که گیاهخوار بشی، اما اینکه پایان ماجرا نیست، تازه اول بدبختیته. یعنی هر گیاهیرو که نباید بخوری، مثلا شما گیاهخوار شدی، آدامس اکالیپتوس بخوای بخوری فورا بهت میگن«میدونی چند تا برگ اکالیپتوس که غذای کوآلاست برای تولید این آدامس مصرف شده خرس گنده؟ تِخ کن ببینم!».
خلاصه هر گیاهی که حیوونا بخورنرو ممنوع میکنن، تهش میمونه، چند تا گیاه مثل«سنگ خره تپاران!»، «شاخ واش تپاران» و یهسری گونه گیاهی که حتی «امانوئل کانت» هم نمیتونست درست تلفظ شون کنه. منتها من نمیدونم اگه گیاهخواری خوبه، پس کرگدن که گیاهخواره چرا انقدر عصبانیه؟ چرا کلافه ست؟چرا حالش خوب نیست؟ چرا هر وقت نگاهش میکنه، انگار تقصیر ماست که صبح شنبهست؟ چرا همیشه یهجوری نگاهت میکنه که انگار ازت چک داره و رفته بانک دیده حسابت خالیه؟ حداقل یهچیزی رو میخواید مد کنید، قبلش یهمشورتی با آدم بکنید!