مساله ثبتنام اتباع خارجي در مدارس با توجه به فرمان رهبري، فعاليت نهادهاي مدني و صحبتهايي که پيرامون اين موضوع در عرض چند سال اخير انجام شده به تمامي در جامعه مطرح شده است، البته در نظر بگيريد که تا چند سال پيش تحصيل اتباع بيگانه در جامعه ايران مساله مهمي نبود و کسي بهنحوه آموزش کودکان پناهنده و مهاجر توجهي نداشت، بنابراين اين مساله از يک محاق کامل به مسالهاي قابل اهميت تبديل شد و در حال حاضر شاهديم که دانشآموزان افغاني بدون مدرک هويتي ميتوانند در مدارس براي سال تحصيلي 99 ثبت نام کنند. اما اين موضوع همچنان با ضعفهايي همراه است. مساله اصلي در تحصيل اتباع بيگانه اعمال سلايق شخصي است، به اين معنا که ممکن است از لحاظ مسائل زيربنايي دانشآموزان يا کودکان غيرايراني که واجد ورود به مدارس هستند چندان دسترسي به مراکز آموزشي دولتي نداشته و فضا از لحاظ فيزيکي براي آنها آماده نباشد. همچنين مشکل ديگر در اين راستا عدم شناسايي کافي اوليا و کارکنان مدارس با اجرا کردن اين مساله است، يعني زماني که از لحاظ فرهنگي آمار قابل توجهي در ارتباط با پناهندهها نداريم، نميتوانيم راجع به آن فرهنگسازي کنيم. به عبارت ديگر روي روابط بين دانشآموزان ايراني و کودکان مليتهاي ديگر کار نکردهايم که مشکلي پيش نيايد، يعني آمادهسازي فضاي فرهنگي و ذهني بهگونهاي است که افرادي که مجري انجام اين طرح هستند از آموزش کافي براي مواجه شدن با چنين مسالهاي برخوردار نيستند. در واقع برخي معلمان بين دانشآموزان ايراني و اتباع بيگانه تفاوت ميگذارند و با بيگانه هراسي روبهرو هستند. آنها نگرانند که قادر به کنترل فضاي آموزشي نباشند، در حالي که بايد بستر آموزشي فارغ از انواع تبعيضها باشد تا کودکان ايراني و غيرايراني در محيطي کاملا ايمن و اخلاقي پرورش يابند. براساس پيماننامه و سفارشهاي مسئولان در امر پرورش كودک بايد جلوي هرگونه تبعيض براي افرادي كه كشور ايران را براي مهاجرت انتخاب كردهاند، گرفته شود. با صدور فرمان در اين زمينه، از اين معضل گرهگشايي شده است، اما مشکلي که در نظام آموزشي وجود دارد و ما حتي هنوز پاسخ درستي به دانش آموزان ايراني ندادهايم، اين است که آيا تحصيل در ايران رايگان است يا نه. براساس قوانين بالادستي تحصيل تا پايان دوران متوسطه اجباري، رايگان و سراسري است، اما بهدليل کسري بودجه که نظام آموزشي با آن مواجه است با تمام انکارها خانوادهها شاهد اين مساله هستند که بايد وجهي را با عناوين مختلف پرداخت کنند. از سوي ديگر، دريافت اين وجه از خانوادههاي غيرايراني هم صورت ميگيرد. کودکان مهاجر و پناهنده بهدليل تنگناي معيشتي خانواده و همچنين تعداد بالاي فرزندان بهراحتي قادر نيستند که از پس هزينههاي ثبت نام در مدارس برآيند. با وجود اين، در مدت زمان محدود مکانهايي براي ثبتنام کودکان اتباع خارجي اعلام ميشوند و اين کودکان با در دست داشتن برخي مدارک براي ثبت نام مراجعه ميکنند. پيدا کردن مراکز آموزشي، به موقع مراجعه نکردن بهدليل آشنا نبودن با روال اداري و عدم برخورداري از مدارک در نظر گرفته شده چالشهايي است که در راه اجرا شدن ثبت نام اتباع خارجي در مدارس ايران وجود دارد. زماني که کودکان اتباع بيگانه در سنين آموزش دسترسي به آموزش نداشته باشند با محروميت هاي بعدي نيز مواجه ميشوند، يعني فاقد مهارت و آموزش هستند و با گسترش و ادامه اين امر آنها همچنان در فقر باقي ميمانند، چراکه آينده شغلي آنها تحت تاثير بيسوادي است و در طول زمان با تنش اساسي روبهرو ميشوند. شايد اين مهمترين پيامد بيسوادي کودکان اتباع بيگانه باشد. اين درحالي است که ما ميدانيم بيشتر کودکان اتباع بيگانه افغانستاني هستند و اين مشکلات هنوز براي آنها وجود دارد. از اين رو بايد در اجرا و سازوکارهايمان شرايطي فراهم شود که با مشکلات کمتري مواجه شويم، چراکه تحصيل حق همه کودکان است و نبايد در اين راستا به مليت آنها توجه کرد. بنابراين تامين زيرساختها از جمله الزاماتي است که بايد در دستور کار قرار بگيرد.