رئيس اتاق بازرگاني تهران به استناد آمار بانک مرکزي گفته است در سالهاي 1390 تا 1398 به اندازه 98.4ميليارد دلار سرمايه از کشور خارج شده است. ارقام خروج سرمايه از کشور بين 2.5 تا 19.3ميليارد دلار در سالهاي مختلف متفاوت بوده است. اين آمار ظاهرا خروج ارز توسط توريستها را هم شامل ميشود. ميخواهم با مقايسههايي بزرگي اين عدد را نشان دهم شايد آنها که بايد جديتر به اين انديشيدند که چرا چنين شده است. سؤال ما پس اين است که «معناي 98.4ميليارد دلار فرار سرمايه از ايران طي 9 سال - هر سال 10.9ميليارد دلار - چيست؟» معناي اول: اين مقدار سرمايه با احتساب هر دلار بيستهزار تومان معادل يکميليون و نهصد و شصت و هشتهزارميليارد تومان است (1968000ميليارد تومان). اين رقم را اگر به 84ميليون نفر جمعيت ايران تقسيم کنيم بيستوسهميليون و چهارصد و بيستوهشتهزار و پانصد و هفتاد و يک تومان ميشود. هر ايراني در سال 540هزار تومان يارانه ميگيرد و اين رقم معادل چهل و سه سال يارانه هر ايراني است. معناي دوم: برآوردهاي معاونت اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعي نشان ميدهد سرمايهگذاري لازم براي ايجاد هر فرصت شغلي در مناطق شهري (در سال نود و نه) بهطور متوسط 281ميليون تومان و در مناطق روستايي 232ميليون تومان است. اين ارقام متوسط ميزان سرمايهگذاري مورد نياز براي هر فرصت شغلي جديد در بخشهاي اقتصادي بر اساس ميزان منابع مورد نياز زيرساختها (اعتبارات عمومي)، سهم آورده بخش خصوصي، تسهيلات بانکي و ساير منابع حسب موضوع، را نشان ميدهد. مقدار سرمايه خارجشده از کشور معادل سرمايه لازم براي ايجاد هفتميليون فرصت شغلي بهطور متوسط يا ششميليون و صدهزار فرصت شغلي صنعتي در مناطق شهري (گرانترين نوع مشاغل از نظر سرمايهگذاري) است. معناي سوم: آنکتاد (UNCTAD) آژانسي در سازمان ملل متحد است که آمارهاي توسعه و بالاخص آمارهاي سرمايهگذاري خارجي در جهان را منتشر ميکند. بياييد به جريانهاي سرمايهگذاري خارجي در جهان نگاه کنيم و عظمت مصيبتبار 98.4ميليارد دلار سرمايه خارجشده را برآورد کنيم. آمارها را از «گزارش سرمايهگذاري جهاني 2020» در بخش جريانهاي سرمايهگذاري مستقيم خارجي مربوط به سال 2019 نقل ميکنم. کل سرمايهگذاري مستقيم خارجي در قاره آفريقا 45.3 و سرمايهگذاري مستقيم کل آفريقا در کشورهاي بيرون اين قاره نيز 5.3ميليارد دلار بوده است. کل سرمايهگذاري مستقيم خارجي در آسيا 473.8 و سرمايهگذاري آسيا در بيرون اين قاره 327.6ميليارد دلار بوده است. 98.4ميليارد دلار معادل 7 سال جذب سرمايهگذاري خارجي کره جنوبي، 7.5 سال روسيه، 6 سال ويتنام، 4 سال ايتاليا، 3.7 سال آلمان، 2.3 سال هند و 2.2 سال اسپانيا است. اين ارقام بر اساس ميزان جذب سرمايهگذاري خارجي اين کشورها در سال 2018 محاسبه شدهاند. دقت کنيد که ظرف نه سال به اندازه 2.17 برابر کل سرمايهگذاري مستقيم خارجي در آفريقا در سال 2019، يکپنجم کل سرمايهگذاري خارجي در آسيا در همين سال، و به اندازه چهار سال سرمايهگذاري خارجي در آلمان يا ايتاليا و هفت سال سرمايهگذاري خارجي در کره جنوبي، سرمايه از کشور خارج شده است. توضيح: جدولي در صفحه 240 «گزارش سرمايهگذاري جهاني 2020» نشان ميدهد که جمع ميزان جذب سرمايهگذاري خارجي ايران در سالهاي 2014 تا 2019 (شش سال) معادل 16.4ميليارد دلار بوده است. من نميدانم آن 98.4ميليارد دلار سرمايه خارجشده با احتساب اين ميزان سرمايهگذاري خارجي در ايران يا بدون آن بوده است. نتيجهگيري: نوشته من متن تخصصي اقتصادي نيست و براي مثال پيچيدگيهاي تبديل سرمايه به فرصت شغلي، دقتهاي مربوط به آمار خروج سرمايه مبتني بر آمار اقتصادي، يا اينکه سرمايههاي باقي مانده در ايران نيز به شکل غيرمولدي به طلا، ارز و داراييهاي سرمايهاي غيرمولد بدل شدهاند را لحاظ نميکند، اما براي درک بزرگي سرمايه خارجشده از ايران بهکار ميآيد. اميدوارم اين متن براي توضيح بخشي از اينکه چرا رشد اقتصادي در طول يک دهه گذشته نزديک به صفر بوده، چرا نرخ تشکيل سرمايه ثابت منفي، بيکاري و تورم دورقمي و فقرا رو به ازدياد بودهاند بهکار بيايد؛ چشمها و گوشهايي را براي شنيدن واقعيات باز کند؛ و عزمي براي بررسي و درمان ريشههاي بيثباتي، بيسياستي يا هر بي... مسبب فرار سرمايه و فقيرتر شدن ايرانيان شکل بگيرد.