آرمـان مـلی-علیرضا پورحسین: سفیر پیـشین ایالاتمتحده در قـطـر در اظهاراتــی گــفته است که ترامپ برای رای آوردن مجدد بهزودی به ایران حمله میکند و انتخاب آبرامز به جای برایان هوک نیز به همین دلیل است. او بر این باور است که پمپئو و آبرامز، ترامپ را متقاعد کردهاند که آمریکاییها هرگز رئیسجمهورِ زمان جنگ را از کاخ سفید بیرون نمیکنند؛ گفتههایی که به باور کارشناسان از سوی جریانهایی خاص در ایالاتمتحده با اهداف داخلی بیان میشود اما فراتر از این مسائل سیاسی داخل آمریکا واقعیتهای میدان نبرد نیز حکم میکند که نیروی انسانی همواره در این میان بسیار اثرگذار است و آنها بهخوبی میدانند که ایران توانایی برهم زدن تمام معادلات را دارد. از سوی دیگر با توجه به تفکراتی که ترامپ از روزهای اول به همراه خود داشته است و جز معدود باورهای ثابت او است بعید به نظر میرسد که حجم عظیمی از منابع در اختیارش را صرف اقدامی کند که ممکن است هیچ نتیجهای برای او نداشته باشد و باید باور داشت که شرایط امروز ایالاتمتحده با شرایط این کشور در زمان جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس و جنگ افغانستان بسیار متفاوت است و نمیتوان وضعیت امروز این
کشور را با آن برهههای زمانی مقایسه کرد. بنابراین نزدیکترین فرضیه در ورای این صحبتها را شاید بتوان در سیاستهای برخی جریانات داخلی این کشور جستوجو کرد. در راستای بررسی این مساله «آرمان ملی» گفتوگویی با دیاکو حسینی، تحلیلگر ارشد مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری داشته است که در ادامه میخوانید.
اساسا بیان جمله حمله آمریکا به ایران قطعی است در این برهه زمانی به چه علت صورت میگیرد؟
اشخاصی که در ایالاتمتحده این صحبتها را انجام میدهند معمولا دموکراتهایی هستند که تلاش میکنند تا استدلالها و رفتارهای احتمالی آینده ترامپ را از او بگیرند و او را خلع سلاح کنند و به نحوی او را پیشبینی میکنند و او را در در این عرصه قرار میدهند که او برای انتخاب دوباره خود به عنوان رئیسجمهور میخواهد دست به هر کاری بزند. در دنیای واقعی اما حمله ایالاتمتحده به ایران غیرممکن است زیرا هیچ بهانهای برای وقوع جنگ میان ایران و آمریکا وجود ندارد. به رغم اینکه روابط دو کشور تیره و مخدوش است و عملا هیچ رابطه دوستانهای وجود ندارد اما بسیار بعید به نظر میرسد جنگی رقم بخورد. دلیل این امر نیز این است که جنگ بین ایران و ایالاتمتحده قطعا کوتاه و محدود نیست و کشورهای زیادی را درگیر خود خواهد کرد و اوضاع را برای ترامپ و ایالاتمتحده بهشدت پیچیده خواهد کرد؛ به نحوی که در دو دهه گذشته با چنین مقولهای روبهرو نشده است. در همین راستا چنین اتفاقی رخ نخواهد داد و جنگی شکل نمیگیرد.
از یک سو شاهد شکست ایالات متحده در عرصه دیپلماسی و شورای امنیت بودیم و از سوی دیگر نیز احتمال وقوع جنگ بسیار کم است پس بنابراین در روزهای آینده دولت ترامپ چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت؟
پس از عدم موفقیت ترامپ در شورای امنیت و پس از اینکه نتوانست آرای لازم را کسب کند به نظر میرسد هدف آنها فعال کردن مکانیزم ماشه است و در همین راستا به دنبال کسب بهانهای هستند تا مکانیزم ماشه را فعال کنند. امروزه اصلیترین سیاست آنها همین فعال کردن مکانیزم ماشه است. آنها در فضای داخلی خود این خبر را پخش کردهاند که به دنبال فعال کردن آن هستند در صورتی که ایالاتمتحده هیچ حقی در این زمینه ندارد. بسیار شفاف است که مکانیزم ماشه برای اعضا و طرفهای برجام تعریف شده و بخشی از برجام است و نه بخشی از قطعنامه 2231. بنابراین یک جدال سیاسی و حقوقی بسیار جدی را در هفتههای آینده پیرامون این موضوع شاهد خواهیم بود. ترامپ به دنبال این است که پیش از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری یا کار را به جایی برساند و فشار را به قدری افزایش دهد که ایران به پای میز مذاکره بیاید یا دیگر هیچ چیز از برجام باقی نماند که دولت آینده و جایگزینهای آن بتوانند از آن بهرهبرداری کنند. ترامپ چه در انتخابات آینده پیروز شود چه شکست بخورد مقصد نهایی خود را این تعریف کرده که میراث دولت اوباما و شاکله آن را که برجام است بهصورت کامل نابود کند و تمامی
تلاشهای امروز آنها نیز در همین راستا است.
در این میان چه اتفاقاتی رقم خورد که ایالاتمتحده برای رسیدن به این هدف خود به صورت کامل تنها شده است؟
روشن بود که ایالاتمتحده نمیتواند 9 رای علیه ایران در شورای امنیت کسب کند و اگر هم درصدی احتمال وجود داشت قطعا آمریکا نمیتوانست از سد وتوی چین و روسیه عبور کند. خود آمریکا نیز بهخوبی این مطلب را میدانست زیرا در سالهای اخیر کاملا یکجانبهگرایانه عمل کرده است و به دیدگاه نزدیکترین متحدان خود نیز توجهی نکرده و صرفا به فکر منافع خود بوده است. طبیعی بود که ایالاتمتحده در این عرصه تنها بماند و با مقاومت سایر کشورها همراه شود. آمریکا در این اواخر دیگر به دنبال تصویب قطعنامه نبود و صرفا در حال جستوجو برای یافتن بهانهای است تا مکانیزم ماشه را فعال کند. آنها به دنبال این بودند که نظر سایر کشورها را با فضاسازی با خود همراه کنند تا با یک اجماع بزرگتر مکانیزم ماشه را فعال کنند اما در این عرصه نیز ناکام ماندند. ایجاد تنش همان چیزی است که آنها به دنبال آن هستند تا به واسطه آن به فعال شدن مکانیزم ماشه نزدیکتر شوند.