رایهایی که برخلاف میل ایالاتمتحده و به نفع ایران در شورای امنیت داده شد نتیجه یکجانبهگرایی آمریکا در جهان امروز است. یکجانبهگرایی یکی از خصلتهای سیاست خارجی ایالاتمتحده بوده و در دوره ترامپ خیلی شدت پیدا کرده است و طبیعتا در این برهه زمانی و شکست آمریکا در جلب آرای اعضای شورای امنیت سازمان ملل میتواند مقابلهای با رویه آمریکا در سیاست خارجی باشد. آمریکا بهویژه در دوره ترامپ با سازمانهای بینالمللی مشکل داشته است و از خیلی از سازمانها خارج شده و خیلی از پیمانها را منقضی کرده و از آنها خارج شده است و در مجموع میتوان گفت که رویه آن بنا بر رابطه دوستانهای با سازمانها، نهادها و معاهدات بینالمللی نبوده است. طبیعتا در چنین فضایی و با چنین نگاه منفی نسبت به نهادها و پیمانهای بینالمللی نمیتوان انتظار داشت که بتوان از آنها استفاده کرد و عملا باقی کشورها این فضا را به ایالاتمتحده نمیدهند. در مجموع با این تفسیر میتوان این اتفاق را نتیجه رویه منفی دولت ترامپ در قبال سازمانها و نهادهای بینالمللی تلقی کرد. از سوی دیگر در خصوص کشورهای اروپایی مانند آلمان، فرانسه و بریتانیا که رای ممتنع
دادند، میتوان اقدام آنها را حمایت از برجام تلقی کرد کماکان کشورهای اروپایی معتقد هستند که برجام بهترین معاهدهای است که میتواند بر رفتار هستهای ایران امکان نظارت را فراهم کند و ایالاتمتحده در برخورد و رفتار خود در قبال برجام اشتباه داشته است. طبیعتا اروپاییها با این رای ممتنع به دنبال حمایت از برجام بوده و مانع از بین رفتن کامل آن شدهاند. باید توجه کرد که در عرصه بینالملل تمامی کشورها به دنبال منافع ملی خود هستند و این منافع ملی در چارچوب قوانین بینالملل و در چارچوب موافقتهای چندجانبه است. ترامپ از نخستین لحظات پا روی این توافقها گذاشته و صرفا با سیاستی خودخواهانه به دنبال منافع خود است. امروزه ایالاتمتحده همان قطعنامههایی را که خود تصویب کرده است را نیز نقض میکند و به دنبال برهم زدن آنها است که مهمترین آنها قطعنامه 2231 است. نحوه برخورد ترامپ با سازمان بهداشت جهانی و پیمان پاریس شاید مهمترین جلوههای دیگر این سیاست خصمانه در قبال جهانیان باشد. این نگرش ایالاتمتحده قطعا محکوم به شکست است و در راستای فرار از این شکستهاست که آمریکا به دنبال بازیچه کردن شورای امنیت رفت و واکنش کشورها نیز
در همین راستا بر علیه آمریکا بود. واکنشی که منجر به تحقیر آمریکا شد. اگر قطعنامه 2231 لغو میشد یک بدعت رقم میخورد و اساسا عالیترین رکن بینالمللی از این پس اساسا زیر سوال رفته و هیچ کشوری برای تصمیمات آن اهمیتی قائل نمیشدند و در ادامه نیز در مقابل افکار عمومی به صورت کامل زیر سوال میرفت و بیشترین ضرر را نیز اعضای دائم شورای امنیت نیز متحمل میشدند.