امروز را در شرایطی آغاز میکنیم که طبیعتا بعد از شکست عجیب بارسلونا باید ستون طنز را هم با جایش به یک نفر دیگر تحویل میدادم و چند روزی خودم را گم و گور میکردم که نشد. بنابراین اگر طرفدار رئال مادرید یا بایرنمونیخ هستید، لبخند نزنید؛
۱- رئیس اتحادیه فروشندگان تلفن همراه گفته: موبایل را با دلار ۱۲ هزار تومان وارد کرده و با دلار ۲۴ هزار تومان میفروشند!
الف- واقعا نمیگویند مخاطب جملهشان چه کسی است، حس میکنم منظورشان شما و بنده هستیم.
ب- تا صد سال دیگر حتی اگر دلار هزار تومان بشود تمام فروشندههای کشورم اجناسشان را با دلار ۲۴۰۰۰ تومانی خریدهاند.
ج- اگر آب دستتان است بگذارید زمین و بروید از دل رئیس اتحادیه فروشندگان تلفن همراه در بیاورید!
د- فارغ از تمام اینها چرا موبایل را به تلفن همراه تغییر دادیم؟ موبایل خارجی است اما تلفن در اشعار فردوسی آمده؟
۲- خبرگزاری فارس در خبری اعلام کرده: مسکن مهر پردیس میلیاردی شد!
الف- خب خدا رو شکر! دیگر فقرا هم میلیاردر شدهاند!
ب- سلطان مسکن مهر را هنوز پیدا نکردهاید؟
ج- آن گروهی که حتی توان خرید مسکن مهر را هم ندارند باید نام جدیدی به غیر از فقرا برایشان دست و پا کنیم.
د- تنها راهی که بنده بتوانم میلیاردر شوم این است که قیمت دوغ و شلوار جین به میلیارد برسد.
۳- فروش آبهویج در کافهها ممنوع اعلام شد.
الف- فکر کنید وارد کافه بشویم و به صاحب آنجا بگوییم: پیس پیس؟ آبهویج داری؟
ب- سلام مجددی داشته باشیم خدمت قرن بیست و یکم یا نه؟
ج- بالاخره دوستان میخواهند حقوقی که میگیرند حلال باشد، کمی هم به کمدی داستان اضافه میکنند.
د- کافهها که از نامشان هم مشخص است که اماکن مناسبی نیستند، فقط میتوانند آب ولرم و آب کرفس به مشتریان خود بدهند.
۴- رئیسجمهور گفته: چطور سوار اتوبوس و مترو میشویم؟ حالا کنکور را میگوییم نه؟
الف- مردم: باور کنید اگه لازم نبود سر کار بریم که سوار اونا هم نمیشدیم.
ب- چطور وعده میدهید اما بعدش که میخواهیم به آنها عمل کنید، میگویید نه؟
ج- موسسات آموزشی و کتابهای کمک درسی هم دقیقا همین نظر را دارند، عجیب است!
د- چطوری میشود که یک نفر یا یک گروه حتی اشتباهی و ناخواسته هم یک تصمیم درست نمیگیرند؟ اینهم عجیب است!