بستن

فتاح سیاستمدارانه‌، غیر‌سیاسی است

فتاح سیاستمدارانه‌، غیر‌سیاسی است

آرمان ملي- اميــد کاجيان: يک گفت‌وگو ي جنجالي. گفت‌وگويي که به عقيده خيلي‌ها، اظهارات بي‌پرده و افشا‌گري‌هاي کسي است که صادقانه براي خدمت به مردم تلاش مي‌کند و در اين راه از هيچ کوششي هم فروگذار نمي کند. پرويز فتاح، رئيس بنياد مستضعفان همان مردي است که در گفت‌وگوي اخيرش در تلويزيون در اقدامي بي‌سابقه نه به چپ رحم کرد و نه به راست‌. او حتي به يار ديرينش که خيلي‌ها وي را با او مقايسه مي‌کنند نيز توجهي نکرد و در اظهاراتي قابل‌تامل محمود احمدي‌نژاد رئيس سابق خود را نيز زير‌سوال برده است. فتاح به عنوان رئيس بنياد مستضعفان در اين گفت‌وگو به‌گونه‌اي وانمود کرده که انگار دل‌ پري از همه‌جا و همه‌کس دارد و زمين‌ها و املاک بنياد مستضعفان را گروه‌هاي مختلف به ناحق صاحب شده‌اند‌. همچنين به دو بانوي اصلاح‌طلب سياستمدار مولاوردي و ابتکار حمله‌ور شده و مي‌گويد: آنها بابت تخليه سازمان مرکز مطالعات و تحقيقات زنان با توافق بنياد در همان زمان پنج‌ميليارد تومان مي‌گيرند و پس از بررسي‌ها مشخص مي‌شود خلاف بوده و متوجه دوست ديرينش محمود احمدي‌نژاد هم مي‌شود، او در اين‌باره بيان مي‌کند: آقاي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور سابق با مجوز در ملک مربوط به بنياد مستضعفان با مساحت حدود هزار و 800 متر مربع در منطقه ولنجک براي چند سال مستقر شده است. فتاح درميان کلامش مجمع تشخيص را هم هدف قرار مي‌دهد و پرده از ساخت و ساز کاخ مرمر برمي‌دارد و اظهار مي‌کند: يکي از ملک‌هاي بسيار خوب و ارزشمند ما در ضلع جنوبي کاخ نياوران است که در اختيار مجمع تشخيص مصلحت نظام و زمين آن متعلق به بنياد بوده است و اکنون مرکز پژوهش‌هاي مجلس در آنجا مستقر است. کنار آن زمين ديگري متعلق به بنياد مستضعفان بود که مجمع تشخيص مصلحت نظام، مرکز تحقيقات استراتژيک را در آنجا در 9 طبقه ساخته است. او اما در ادامه آماج حملات خود را متوجه اصولگرايان و برخي نهادهاي خاص مي‌کند تا نشان دهد که مقاصد سياسي از بيان اين افشاگري‌ها ندارد و صرفا به دنبال احقاق حق مردم است و از اين رو بيان مي‌دارد: حتما سراغ آقاي زاکاني رئيس جديد اين مرکز مي‌رويم و بايد اجاره بپردازد. انتظار داريم که نخستين کار انقلابي او، تخليه اين مکان باشد. اقدام متفاوت فتاح زماني است که به نهادهاي نظامي نيز اشاره کرد و آنها را نيز مورد گلايه قرار مي‌دهد و مي‌گويد يکي از جاهايي که حريف او نمي‌شويم نيروهاي مسلح هستند زيرا قانونا نمي‌توانيم عليه آنها شکايت کنيم. اکنون يک جاي خوب بنياد در کوهک در اختيار نيروي دريايي ارتش است... . حتي يکي از املاک خوب ما در منطقه جماران در دست سپاه ولي امر است اما آن را به بنياد پس نمي‌دهند و بنده را در اين ملک راه نداده‌اند. ارزش اين ملک بيش از 200 ميليارد تومان است و از آن استفاده هم نمي‌شود اما به کجا شکايت ببريم؟

حمله به حداد عادل

فتاح در ادامه حمله به همفکرانش در ارتباط با زمين‌هاي بنياد، به سراغ يکي از رهبران جريان اصولگرا يعني حداد‌عادل مي‌رود البته دعواهاي فتاح و حداد‌عادل سابق براين هم بوده است. غلامعلي حداد‌عادل که رياست شوراي ائتلاف نيروهاي انقلاب اسلامي -يعني همان شانا را که جايگزين جمنا شده بود - برعهده داشته خيلي وقت است به خاطر مدرسه فرهنگ و جدالش با فتاح وارد حاشيه شده است‌. اختلافات او با پرويز فتاح رئيس بنياد مستضعفان زماني رسانه‌اي شد که نخستين بار فرزند فتاح در توئيتي خبر از اين داد که مدارس غيرانتفاعي حداد‌عادل متعلق به بنياد مستضعفان است و تاکنون اجاره‌اي بابت آن به اين بنياد پرداخت نشده است. او در اين توئيت نوشت: «مدرسه آقاي حداد‌عادل براي بنياد مستضعفان است که سال‌هاست اجاره‌اي بابت آن پرداخت نشده، حتي به بهانه آن زميني از آقاي... خريداري و تغيير کاربري داده شده است....و ادامه ماجرا.» اکنون شخص فتاح، حداد‌عادل و مدارس متعلق به او را مورد هدف قرارداده و بيان مي‌کند: ايشان براي احداث مدرسه فرهنگ در خيابان فرشته بنايي را اجاره نمودند و اين اجاره چندين نوبت تمديد شد البته اين اجاره‌بها با ملاحظات بوده و مشمول نرخ روز نمي‌شد، در حال حاضر موعد اجاره به سر رسيده است و بايد تخليه شود يا اجاره‌بها به نرخ روز تنظيم گردد که البته با توجه به گراني آن منطقه احتمالا تمديد اجاره با نرخ روز براي ايشان به صرفه نخواهد بود. او با بيان اينکه ارزش ريالي ملک مدرسه فرهنگ در حال حاضر 200 ميليارد تومان برآورده مي‌شود، افزود: قطعا پس از باز‌پس‌گيري اين ملک به فروش مي‌رسد و پول حاصله، صرف محروميت‌زدايي خواهد شد.

حرکات حساب شده فتاح

بي‌ترديد اظهارات پرويز فتاح اظهاراتي بي‌سابقه است که بايد تمامي نهادها و افراد نام برده شده در آن با مدرک و سند از خود دفاع کرده يا حق بيت‌المال را در اين زمينه پس دهند؛ اما از نگاه بسياري اين اظهارات فتاح دلايل ديگري هم داشته است؛ دلايلي که پاسخي به اين سوال است که چرا با گذشت همه اين سال تازه او لب به سخن و افشاگري گشوده و چنين گفته‌هايي را چند ماه مانده به انتخابات 1400 در تلويزيون به زبان مي‌آورد؟ چهار سال وزارت در دولت محمود احمدي‌نژاد و معرفي شدن به عنوان يکي از اصلي‌ترين چهره‌ها‌ي ارزشي و رويه‌هاي پو‌پوليستي وي، همواره اين حساسيت را دامن زده که فتاح به کمتر از پاستور‌نشيني فکر نمي‌کند. به‌خصوص آنکه او اکنون در جايي مشغول به خدمت است که بتواند خود را به عنوان يکي از حاميان محرومان معرفي کند. فتاح اما چه بخواهيم چه نه، نزد حاميان اصولگرا طرفداران ويژه‌اي دارد . با توجه به رياست سيدابراهيم رئيسي و محمد‌باقر قاليباف بر دو قوه کشور احتمال کانديداتوري وي بسيار قوت گرفته است. اين در حالي است که چون چهره‌هايي مانند سعيد جليلي و حداد‌عادل نيز پيشتر حساب‌شان را پس داده‌اند و در انتخابات مورد اقبال نبوده‌اند عده‌اي فتاح را به عنوان يک گزينه جديد و تازه‌نفس مطلوب براي اين انتخابات در نظر مي‌گيرند. از سويي ديگر او در طول همه اين سال‌ در کنار بدنه رايي که در جريان اصولگرا دارد، زيرکي‌هاي خاصي نيز به خرج داده تا بتواند همچنان بخشي از بدنه غير‌اصولگرا را به خود جلب کند. فتاح هيچ‌گاه به طور رسمي به دام اصولگرايان گرفتار نشده. او در هيچ جمع و تشکلي که بوي انتخابات از آن استشمام شود حضور نيافته، ائتلاف‌ها‌ي مثل جمنا يا شانا را تاييد نکرده و از طرفي همواره تلاش مي‌کرده تا از خود چهره فراري از حواشي سياسي به نمايش بگذارد. در گفت‌وگوي اخيرش نيز فتاح همين روند را طي کرده براي همين است که او هم چهره‌هاي چپ و هم راست را هدف قرار داده تا از خود تعريفي فراجناحي ارائه دهد. او با حمله به چهره‌هاي اصلاح طلب و اصولگرا مي‌خواهد اينکه در احقاق حق مردم برايش نه اصلاح طلب و نه اصولگرا و نه هيچ ارگاني اهميت ندارد را نشان دهد. اين موضوع کمي نيست اما حمله فتاح به برخي چهره‌هاي اصولگرايان يک هدف پنهاني ديگر نيز دارد‌. درواقع او در حملات به برخي از چهره‌هاي راست از زاکاني تا حداد‌عادل در واقع رقباي اصولگراي احتمالي خود در 1400 را مورد هدف قرار داده است. او مشخصا حداد عادل که رئيس سازو‌کار انتخاباتي اصولگرايان و يکي از نامزدهاي بالقوه و بالفعل رياست‌جمهوري است را تخريب کرده و حتي از چشم اصولگرايان مي‌اندازد و به حذف زودهنگام او و البته چهره‌هايي مثل زاکاني مي‌پردازد. فتاح در قدم بعدي احمدي‌نژاد را هم تقبيح مي‌کند تا از اين طريق به آنهايي که وي را جزو احمدي‌نژادي‌ها مي‌دانند بگويد که حساب من از او هم جداست و به پايداري‌ها و احمدي‌نژادي‌ها ارتباطي ندارد. او در گامي فراتراز جناحين سياسي دست به يک ريسک بزرگ که البته فقط از چهره‌هاي نزديک به قدرتي چون او برمي‌آيد هم مي‌زند. او با بيان برخي مسائل در مورد بعضي نهادهاي خاص که کمتر کسي جرات اظهارنظر درمورد آن را پيدا مي‌کند، چهره‌اي از سياستمداران شجاع و بي‌پروا را به نمايش گذاشته، که قصد دارد با هر بي‌عدالتي مبارزه کند؛ حتي اگر از سوي اين نهادها باشند. او با گفت‌وگوي اخيرش، البته توانسته به خوبي خود را جداي از باقي سياستمداران جا بزند. وي با علم به دلزدگي مردم هم از اصولگرايان و هم اصلاح‌طلبان و احمدي‌نژادي‌ها و برخي ارگان‌ها، در لباس رياست بنياد مستضعفان خويش را متفاوت از همه جناح‌بنــدي ‌ها و حــامي حقوق مستضعفان معرفي کرده است. اقدامي که ممکن است با تداومش بخشي از بدنه دلسرد جامعه را نيز به سمتش بکشاند. فتاح سياستمدارانه، غير‌سياسي است‌(!) حال آنکه اتفاقا در اين ايام بيش از هر زمان ديگري حرکاتش سياسي و حساب شده است‌. فتاح مي‌خواهد يک جريان باشد؛ جرياني که از اکنون کليد آن را زده شده است. اما او بايد امروز به اين سوال اساسي پاسخ دهد که اگر دغدغه‌اش مردم بوده است چرا همان وقت‌ها که اين تخلف‌ها را مي‌ديده در برابرش نايستاده يا رسانه‌اي‌شان نکرده و چند ماهه مانده به 1400 را براي اين کار در نظر گرفته است؛ فتاح چه بخواهد چه نخواهد شيوه احمدي‌نژادي را در پيش گرفته است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی