بستن

بسترهای لازم کادرسازی اصلاح‌طلبان مهیا نیست

بسترهای لازم کادرسازی اصلاح‌طلبان مهیا نیست
آرمان ملی- سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در خردادماه سال 1400برگزار خواهد شد و اصلاح‌طلبان نیز درصدد حضور موفق در این انتخابات هستند. این در حالی است که آنها با 2مشکل ریزش سرمایه اجتماعی و ردصلاحیت کاندیدای شناسنامه‌دار خود مواجهند و باید برای این دو مشکل چاره‌اندیشی کنند. با این حال برخی معتقدند که اصلاح‌طلبان به هر صورت باید با ظرفیت اصلاح‌طلبانه وارد انتخابات شوند، چراکه خاطره خوشی از ائتلاف با حسن روحانی ندارند. برای بررسی شرایط انتخابات 1400 و نحوه حضور اصلاح‌طلبان در این انتخابات«آرمان ملی» با حجت‌الاسلام سید‌ناصر‌قوامی رئیس کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس ششم و فعال سیاسی اصلاح‌طلب به گفت‌و‌گو پرداخته است که می‌خوانید.

اين آسيب بسيار در جريان اصلاحات مطرح شده که پس از دولت اصلاحات؛ به‌دنبال کادرسازي و نيروسازي حرکت نکردند و به همين جهت در مقاطع مختلف به‌دنبال نفرات حلقه اول و گذشته هستند؛ تحليل شما چگونه است؟

کادرسازي در جريان اصلاحات زمينه و بسترهاي لازم خود را طلب مي‌کند که اساسا زمينه و بستر در اين خصوص حداقل براي اصلاح‌طلبان فراهم نيست. از اين جهت است که اصلاح‌طلبان براي حضور در مقاطع انتخاباتي به خصوص انتخابات رياست جمهوري باز هم به اشخاص شناخته شده پيشين مراجعه مي‌کنند. لذا به جاي افرادي که از درون جريان اصلاحات رشد و نمو يافته باشند و براي حضور در مقاطع مختلف آماده شوند بازهم از چهره‌هاي گذشته نام برده مي‌شود. البته نبايد قابليت‌ها و توانايي‌هاي برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب را نيز ناديده گرفت. مثلا اکنون افرادي همچون حجت‌الاسلام عبد‌ا... نوري، سيدمحمدرضا خاتمي و غلامحسين کرباسچي کساني هستند که مي‌توانند در اين عرصه حاضر باشند؛ اما اجازه حضور به آنها داده نمي‌شود و به صرف حضور نيز رد صلاحيت خواهند شد. البته اين نقد به خود اصلاح‌طلبان نيز وارد است که با توجه به همه محدوديت‌ها نتوانسته‌اند افرادي را براي اين روزها تربيت کنند. افرادي که مورد تاييد و کارا باشند و جامعه بر روي آنها حساب کند و آنها نيز در جامعه به فعاليت بپردازند. با اين حال مي‌بينيم نه اين بستر در جامعه فراهم است و نه خود اصلاح‌طلبان نسبت به اين مساله اقدامي کرده‌اند. اگر اين بستر فراهم بود اصلاح‌طلبان بسيار بهتر مي‌توانستند عمل کنند اما فعلا شرايط اينگونه است و نبايد انتظار چنداني از اصلاح‌طلبان براي رقابت انتخاباتي داشت، البته اين حق را بايد براي اصلاح‌طلبان نيز قائل شد، چراکه برخي از آنهايي هم که در جريان اصلاحات پرورش يافتند به انحاي مختلف اجازه حضور و رشد در بستر سياسي جامعه پيدا نکردند و اين اصلاح‌طلبان را از حضور نيروي کادري فعال اصلاح‌طلب محروم کرد. نمي‌توان افرادي را به‌طور خلق‌الساعه در اختيار داشته باشيم و به مردم معرفي کنيم و آنها نيز به اين افراد راي دهند. لذا در مقطع فعلي و با زمان کمي که تا انتخابات مانده فرصتي براي کادرسازي وجود ندارد. چراکه اين کار حداقل يک سال زمان مي‌برد که يک نيروي سياسي کار کند، به جامعه معرفي شود، برنامه‌هاي مدون بدهد و بگويد اگر نماينده مجلس يا رئيس جمهور شدم چه کارهايي انجام مي‌دهم تا مردم به او اعتماد کنند.

برخي معتقدند که انتخابات رياست جمهوري نيز مثل انتخابات مجلس 98 خواهد بود؛ از ديدگاه شما با اين شرايط اصلاح‌طلبان بايد چه رويکردي در پيش بگيرند؟

من فکر مي‌کنم انتخابات در کشور چه رياست جمهوري و چه مجلس در اختيار برخي جريانات قرار دارد و اصلاح‌طلبان نيز چندان نقشي ندارند. همانطور که مشاهده شد در انتخابات مجلس در تهران فقط 22‌درصد مردم شرکت کردند و اکثريت در انتخابات مشارکت نکردند. هرچند بخشي هم به ساير کانديداهاي اصولگرا راي دادند که وارد مجلس شدند. البته کساني که با کسب اقليت آراي مردم وارد مجلس شدند هم نماينده مردم محسوب مي‌شوند. لذا فکر مي‌کنم انتخابات به همين صورت حداقلي در کشور انجام شود. حتي معتقدم در انتخابات شوراها نيز همين اتفاق خواهد افتاد و بازهم شاهد تکرار قصه مجلس يازدهم خواهيم بود. در نتيجه معتقدم راهي براي اينکه اصلاح‌طلبان بيايند و وارد شوند وجود ندارد و از اين طريق با همراهي مردم نيز ديگر راهي مشخص نيست، مگر در مجلس دهم 130 اصلاح‌طلب با حمايت مردم به مجلس نرفتند؟ چه کاري توانستند از پيش ببرند؟ اساسا اگر 100‌درصد اصلاح‌طلبان هم به مجلس راه پيدا مي‌کردند چه کاري مي‌خواستند انجام دهند؟ پس راه‌ها براي حضور اصلاح‌طلبان در قدرت هموار نيست و تاحدودي مسدود است.

عده‌اي از اصلاح‌طلبان بر اين عقيده‌اند که اگر اجازه حضور اصلاح‌طلبان با ظرفيت اصلاح‌طلبي را ندادند باز هم مي‌توان تن به ائتلاف با گزينه‌هايي با تفکر اصلاح‌طلبي يا اعتدالي را داد؛ اين رويکرد را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

اين نوع تفکري که برخي از اصلاح‌طلبان دارند آنها را به اين روز کشانده است. اين تفکر غلط و اشتباه است. ما بايد در انتخابات رياست جمهوري مشخصا گزينه‌هاي خاص خود را ارائه دهيم. اگر تاييد شدند اصلاح‌طلبان در انتخابات حاضرند و اگر نشدند، نيستند. البته اين نبودن به معناي تحريم انتخابات نيست. اما اصلا نبايد سمت و سوي ائتلاف حرکت کنيم. با آقاي روحاني ائتلاف کرديم اما منفعتش براي ديگران و ضررش به اصلاح‌طلبان رسيد. من معتقدم ضربه‌اي که به اصلاح‌طلبان خورد هيچ ‌اصولگرايي به اصلاح‌طلبان نزده است. آقاي‌رحماني فضلي وزير کشور دولتي است که اصلاح‌طلبان حمايت کردند، اين نتيجه ائتلاف اصلاح‌طلبان بود که اکنون به آن رسيده‌اند.

برخي تحليلگران معتقدند که اصلاح‌طلبان بايد دوره‌اي از انتخابات و قدرت فاصله بگيرند و به آسيب شناسي جرياني و بازيابي سرمايه اجتماعي خود بپردازند تا در دوره‌هاي بعد با قدرت بيشتري حاضر شوند؛ چه ميزان موافق اين تحليل هستيد؟

من از اول هم معتقد بودم که بايد شش ماه قبل از انتخابات تعداد افرادي را که اصلاح‌طلب واقعي هستند و مي‌دانند که اگر به مجلس يا کرسي رياست جمهوري راه يافتند برنامه و حرفي براي گفتن دارند را مشخص کنيم و با برنامه وارد انتخابات شويم. مثلا در انتخابات مجلس 300 نفر اصلاح‌طلب ناب را در استا‌ن‌ها کانديدا کنند و از ابتدا بگويند اگر نامزدهايمان تاييد شوند هستيم. چه دليلي دارد وقتي کانديداهاي‌مان رد صلاحيت مي‌شوند در انتخابات شرکت کنيم. ما در انتخابات مجلس خبرگان نيز همين نظر را داشتيم. اکنون نيز در مورد انتخابات رياست جمهوري بايد دو يا سه گزينه اصلاح‌طلب که مردم به‌عنوان اصلاح‌طلب آنها را قبول دارند به مردم معرفي شوند و اگر تاييد شدند در انتخابات حاضر شويم. البته اينگونه هم نباشد که اصلاح‌طلبان از ابتدا خود را کنار بکشند و انتخابات را دو دستي تقديم جريان رقيب کنند؛ بلکه حضور اصلاح‌طلبانه داشته باشند نه اينکه به هر صورت بخواهند در انتخابات باشند و از اصولگرايان معتدل نيز حمايت کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار