بستن

شعر و شمال و هستي

شعر و شمال و هستي
رجب بذرافشان منتقد ادبی

درباره کتاب «رهايي در تبعيد» سروده حميد تيموري‌فرد

شعر و شمال و هستي

«رهايي در تبعيد» دومين تجربه شعري حميد تيموري‌فرد است که در دو دفتر جدا، اما پيوسته شامل 83 قطعه شعر سپيد، دفتر اول، «ارتش پرندگان مهاجر»، و دفتر دوم، «چمدان‌هاي معطل» است.

در اين مجموعه دايره واژگاني، وسعت و تنوع زباني قابل‌‌ملاحظه است. شاعر در موازات زبان معيار، از ظرفيت نثر و تلفيق آن با زبان عاميانه به‌انحاي مختلف استفاده کرده ‌است. تيموري‌فرد شاعري واقع‌گراست. براي تلطيف و بازآفريني تجربه‌هاي فردي و اجتماعي از سبک‌ها و گرايشات مختلف فکري‌ادبي بهره مي‌گيرد، اما متعهد به ساخت تصاوير ملموس و واقعي است. به‌علاوه، در هر حال و حالت به مفهوم و فرم توجه ويژه دارد. زنجيره واژگاني از سويي به‌دليل ابهام و پيچيدگي، و از سويي به‌دليل رواني و شفافيت در پي ساخت فرم هستند. به بيان ديگر، اجزا در خدمت متن است. کلام شاعر رنگ‌وبوي شمال و طبيعت دارد. اما محدود به جغرافيا و انگاره‌هاي زادگاهي نمي‌شود. به‌اقتضاي متن، اتفاق و رخدادهاي متنوع و گوناگوني را دربر‌مي‌گيرد: «پنجره‌اش درياست/ رو به درنا و صدف/ درش جنگل/ بر لولاي غزال و غارت/ سقفش/ کوهستان مه‌آلود/ با چلچراغ دماوند/ بهشت روشن دنيا/ من و شمال/ در اين خانه زاده شديم.»

در «رهايي در تبعيد» واقعيت و امر روزمره يک اتفاق شاعرانه تلقي شده که رخدادهاي پيشين را در زمان حال قرائت و مورد بازنگري قرار مي‌دهد. يکي از عوامل موثر و تاثيرگذار شعر تيموري‌فرد در حوزه محتوا و معناسازي است. شاعر براي انتقال حس و مفهوم از موضوعات و اتفاقات عادي و هرروزه به‌نحو مطلوبي استفاده مي‌کند. تلفيق شعر و نثر، و بهره‌گيري از زبان محاوره در کتاب موجب خلق تصاوير ملموس و منعطف است و بيان‌کننده احساس شاعر. در‌عين‌حال نشان‌دهنده تلاش شاعر است تا مخاطب را با احساس و داده‌هاي متني همراه کند.

تيموري‌فرد اغلب با فاصله به شعر نگاه مي‌کند. به اين معنا که شالوده متني در يک پروسه زماني در توالي سطرهاوبندها، ساخت‌وساز و ساختاربندي مي‌شود. و شاعر، در چينش واژگان و همنشست سطرها بيشتر تمايل به سمت سويه‌هاي توصيفي دارد.

در اين مجموعه روايت شعر خطي است. اما روايت در متن بلافاصله شکسته مي‌شود. و در پازل‌ها و پاره‌هاي روايي جريان دارد. اين نحوه رفتار با روايت در دفتر اول مدام تکرار شده است. اما در دفتر دوم انسجام و استحکام روايت و بنيان‌هاي روايي بيشتر رعايت شده است. از يک‌سو، دال و مدلول در پيوند و همنشيني با موضوع و مضمون است که در متن جاري و در يک بستر روايي جريان شعري را پيش مي‌برد. اما شاعر با قطع‌ها و برش‌هاي متوالي اجازه نمي‌دهد روايت شکل بگيرد. از اين‌رو، جنبه‌هاي توصيفي جايگزين روايت و وجه روايي شده‌اند. از سويي ديگر، در پيوستار کتاب منطق اپيزوديک ناظر بر يک روند عادتمند است. تمام گفت‌وگفتارها غالبا از اين روش پيروي مي‌کنند.

مهم‌ترين نکته در اين اثر استفاده وسيع‌وگسترده از عنصر نثر و زبان روزمره است؛ بلکه ساده‌نويسي يا زبان سهل‌وممتنع. دريافت مفهوم به دليل شفافيت و رسايي کلام پيچيده و مبهم نيست. چون ساخت شعر ساده و منعطف است. شاعر با تکنيک، تصويرسازي و اجراهاي مناسب يک انسجام و همپوشاني ميان دال‌ها و مدلول‌ها بر قرار کرده که احساس عدم توازون و ناهماهنگي به خواننده دست نمي‌دهد. هرچند ارتباط ارگانيک اجزا با کل (و برعکس) گاه شکيل و نظام‌مند است و گاهي تضاد و تعارض‌ها مانع از درک و دريافت خواننده.

در شعر تيموري‌فرد بعضا مفهوم به کلام ترجيح دارد. در هر سطر (و بند) نحو و نرم‌هاي زباني نشانه انسجام و تلخيص بار عاطفي اجتماعي است تا اجزاي پراکنده در ساختاري واحد و حس‌مند نمايش داده شود. به بيان ديگر، تصورات و تلقيات شاعرانه در تطبيق و موازانه با فرم است که اتفاقات متني را جهت و شکل مي‌دهد.

طنز و نگاه طنزآميز در مجموعه بسيار يافت مي‌شود. طنزي تلخ‌وگزنده در متن و در ژرفاي زبان شاعرانه وجود دارد که سواي لذتبخشي، موجب عمق‌بخشيدن به کلام و معنا مي‌گردد: «شاعر که باشي/ پا در کفش ديگران مي‌کني/ دست در لانه زنبور.»

شاعر انديشه و تفکرات خود را به‌وسيله امکاناتي که در اختيار دارد در متن فعال و به کار مي‌بندد که معمولا با رويکردي انتقادي چالشي همراه است. شاعر نگاهي هستي‌شناسانه به شعر و جهان پيراموني دارد. انديشه، احساسات و دريافت‌هاي دروني‌اش را در واژه‌ها، سطرها، بندها، و در شکل‌دهي فرم به نمايش مي‌گذارد: «آينه‌ها/ هرآنچه در دل دارند/ نشان مي‌دهند/ دارم شکل خودم را فراموش مي‌کنم/ هيچ کجا/ آن‌جاي ديگرم را برابر نيست/ آستين‌هاي دراز/ دست‌ها را کم آوردند/ پاها/ گليم‌شان را تحمل نمي‌کنند/ گوش‌ها/ خبرهاي باطله مي‌جوند/ دل/ هرز مي‌چرخد/ بر لولاي گشاد چشم/ و سر‌گرم بازي زبان است/ اين سر سرگردان/ بايد خشتي بر اين خرابه بگذارم/ آينه‌ها/ مرا/ نشان نمي‌دهند.»

نام کتاب: رهايي در تبعيد

سروده: حميد تيموري‌فرد

ناشر: سولار

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی