يکي از پرکاربردترين واژهها در ادبيات سياسي در چند دهه گذشته واژه دشمن بوده است. واژه دشمن توجيه و تبيين کننده بيشتر انديشهها، امور، راهکارها، طرحها، راهبردها، عملکردها و... در عرصه سياسي و مديريت کلان بوده واست. اينکه همه جناحهاي رسمي صرفنظر از گرايشهاي گوناگون سياسي، از واژه دشمن به وفور استفاده ميکنند. نکته قابل تامل در مورد استفاده واژه دشمن اين است که ظاهراً کاربران واژه دشمن نه تنها اهداف گوناگون دارند، بلکه درک مشترک و عيني از واژه دشمن ندارند. به منظور شفاف شدن اهداف و عملکرد کاربران واژه دشمن در عرصه سياسي و مديريت کلان، تبيين بسيار کلي و مختصري از واژه يا مفهوم دشمن در موجز ارائه ميشود. دشمن چيست يا کيست؟ به بياني بسيار کلي دشمن به عاملي اطلاق ميشود که به دلايل گوناگون قصد آسيب و تخريب يک موجود(پديده) از هر نوعي را دارد. مثلاً، يک مفسد اقتصادي به اقتصاد کشور آسيب ميرساند، يک کارگزار اجرائي در سطوح و قواي گوناگون با عملکرد فراقانوني و بياخلاقي موجب تخريب نظم اجتماعي ميشود، کارگزاري که به قصد کسب سود، قانون شکني ميکند به اعتبار و مشروعيت نظام آسيب ميرساند، کشورهاي ديگر به قصد غارت منابع ملي به شيوه هاي گوناگون به کشور آسيب ميرسانند و... بنابراين، وجود دشمنان بالفعل و بالقوه در عالم سياست و حکمراني، به هيچ وجه امري عجيب يا تازه کشف شده نيست. آز آنجا که موضوع اين موجز آشفتگي عرصه سياسي و ناکارآمدي مديريت کلان است، بسيار حائز اهميت است که معني کاربردي دشمن در عرصه سياسي شفاف شود. ازآنجا که عرصه سياسي يک عرصه همگاني است، بنابراين اظهارات و عملکردها دراين عرصه نمي تواند(ونبايد) جنبه شخصي يا جناحي داشته باشند. بنابراين، اگر تبيين مختصر و کلي فوق از دشمن منطقي تلقي شود، آنگاه مي توان انتظار داشت که منظور کاربران واژه دشمن در عرصه سياسي و مديريتي اين است که عواملي وجود دارند که قصد دارند به «منافع و امنيت ملي» آسيب برسانند. اگر بپذيريم که همه کاربران واژه دشمن، در عرصه رسمي و غير رسمي سياستي صادقانه و دغدغه اي به جزء منافع و امنيت ملي ندارند، طبيعي خواهد بود که انتظار داشته باشيم تا همه کاربران وطن پرست واژه دشمن، هيچ انديشه يا هدفي جزء تحقق منافع و امنيت ملي نداشته باشند. آنگاه سنگ محک صداقت کاربران واژه دشمن؛ يا اخلاق، قانونمند و دغدغه مند منافع ملي بودن و... است. به عبارتي، منافع ملي( رفاه، آرامش و امنيت نسبي شهروندان) مبناي صداقت و اهداف کاربران واژه دشمن است. آيا با توجه به تناقضات، اختلاف نظرهاي اساسي، خصومت ها، بي اخلاقي ها، عملکرد فراقانوني و... در عرصه سياسي و مديريتي، مي توان ادعا کرد که همه کاربران واژه دشمن، صادقانه هدفي جزء تحقق منافع و امنيت ملي و سربلندي، اقتدار و آرامش ايران، ندارند. فهم صداقت و وطن پرستي سياست ورزان رسمي و غير رسمي در همه سطوح نياز به دانش تاريخي، متافيزيکي و آکادميک ندارند. «شرايط عيني که شهروندان با تمام ذرات روح و روان در آن زندگي مي کنند، شفاف ترين سنگ محک صداقت، کاربران واژه دشمن است» . ميهندوستي قوي ترين سلاح شکست هر دشمني است. خروج از شرايط اجتماعي وملي غيرعقلاني و بسيار مخرب، بدون ويژگي ميهن دوستي براي هيچ جناح، سياست ورز يا صاحبمنصبي ممکن نيست. شايد عدم فهم و اراده ميهن دوستي ميان برخي صاحب منصبان و سياست ورزان مخرب و قوي ترين دشمن منافع و امنيت ملي باشد. به گواه شواهد بيشمار تاريخي ميهن دوستي قوي ترين سلاح حکمرانان در مقابل دشمنان واقعي و نه خود ساخته يا فرضي است. نه تنها هيچ کشوري بلکه هيچ ابر قدرتي نمي تواند، بدون تکيه بر منافع ملي، در تقابل با دشمنان پيروز شود. حکمراني مبتني بر منافع ملي يک گزينه نيست بلکه يک ضرورت و الزام اجتناب ناپذير به منظور کارآمدي هر نظامي است. تاريخ مملو از سرنوشت حکومتهاي مختلف است.