در يک صبح بهاري، از اينکه اجازه زنده ماندن را داشته و از گرما نپخته و آخرين بهار قرن را ديدهايم، سپاسگزار خواهيم بود!
در يک صبح بهاري، متوجه اين موضوع خواهيم شد که کرونا غيرقابل پيشبيني است و آنقدر به جان دولت غر نميزنيم!
در يک صبح بهاري، بالاخره ميفهميم «رعايت پروتکلهاي بهداشتي» دقيقا به چه معناست و همين که بيني ما با گوش فرد کناريمان برخورد ندارد، يعني فاصله ايمني يک و نيم متر را رعايت کردهايم!
در يک صبح بهاري، دست از تجسس در تمام موضوعات برداشته و تحليلهاي فوقتخصصي خود را پس از مطالعه مناسب در مورد آن موضوع، ارائه خواهيم کرد!
در يک صبح بهاري، دست از سر قانون احتمالات برداشته و در خصوص تمامي مسائل مثل مرخصي زندانيان، تصميمگيري قاطعانهتري خوهيم داشت! (البته ما که نه، مسئولان مربوطه!)
در يک صبح بهاري، پدران، پسران و شوهران اين مرز و بوم تجديدنظري اساسي در خصوص ليست اموال خود کرده و خشونت خود را در خصوص اموال! مازاد کاهش خواهند داد!
در يک صبح بهاري، با رکوردزني آمار مبتلايان به کرونا در روز گذشته، پز نخواهيم داد.
در يک صبح بهاري، تمامي دوچرخهها را از سطح شهر جمعآوري کرده و در آتش جنگلهاي زاگرس خواهيم سوزاند تا بفهمند شوخي نداريم!
در يک صبح بهاري، با رئيس دولت همصدا شده و متوجه ميشويم کرونا پرواز بلد نيست و ما خيلي بيادب هستيم که پول نداريم ماسک بخريم!
و درنهايت، در يک صبح بهاري، بچههاي باتربيتي شده و ديگر لباسها و تيشرتهاي حاوي الفاظ رکيک نميپوشيم و انقدر ديگران را به زحمت نمياندازيم!