در خبرها خواندم که آقاي رفيعيشاد، رئيس انجمن صنفي دفاتر سفر و گردشگري استان تهران گفته: «آنقدر محو کرونا شدهايم که از اثر تحريم و نرخ دلار که از مرز 18 هزار تومان گذر کرده است، غافل ماندهايم، با اين دلار ديگر چه کسي ميتواند سفر خارجي برود، انگار پشت کرونا پنهان شدهايم و دولت چشمش را بسته است». البته پس از پايان اين صحبتها دولت بلافاصله با واکنشي مناسب و درخور، قيمت دلار را به 19 هزار تومان رساند و کذب بودن صحبتهاي ايشان را اثبات کرد.
البته اين صحبتها فقط محدود به کشور خودمان نيست، مثلا ديروز هيلاري کلينتون خطاب به دونالد ترامپ گفته: «برو گمشو!» ترامپ هم احتمالا جواب ميدهد: «آينه! آينه!». اصلا همه چيز به طرز عجيبي بچهبازي و لوسبازي شده است، حتي سياست! اين وسط ترامپ هم ناگهان به جان بولتون پريده و گفته: «بسياري از جملات مضحکي که او به من نسبت داده هرگز بيان نشدهاند و داستانسرايي محض هستند. او در تلاش است اخراج خود مانند يک توله سگ بيمار را تلافي کند». بولتون هم احتمالا در جواب صحبتهاي ترامپ توييت زده و نوشته: «اولا فحش دادن نشونه ضعفه! دوما به پدر من فحش نده!».
حالا از اين حرفها بگذريم، از کرونا چه خبر؟ ديشب خواب ديدم داشت از مرز فرار ميکرد که جلويش را گرفتيم و نگذاشتيم برود. همين امروز در بلوار کشاورز از جلوي يک ساندويچي رد شدم و ديدم که مردم نازنين شانه به شانه يکدگير در حال خوردن فلافل و بندري بودند و احتمالا ويروسهاي کرونا آهنگ «خداحافظ» احسان خواجهاميري را گوش ميدادند و سيگار ميکشيدند. اصلا در اين کشور تنها چيزي که اهميت ندارد، آمار و ارقام است. از احمدينژاد که نقاشيهايش را به عنوان آمار جلوي دوربين نشان ميداد تا روحاني که به صورت چشمي آمارگيري ميکند تا مردم عادي که آمار ميانگين 120 کشته در روز هم باعث نميشود ککشان بگزد.
باور کنيد نگرانم که روزي کرونا براي تمام مردم جهان خاطره شود و ما همچنان درگير آن باشيم. اصلا وضعيت يکطوري شده که يک نفر هم که ماسک ميزند و دستکش دست ميکند بقيه در خيابان يکجوري نگاهش ميکنند. يکجوري مثلا «اين شاسکول چي ميگه بابا!» يا «نترس تو کرونا نميگيري خوشگله!» و کم کم تعداد کساني که فاصله اجتماعي را رعايت ميکنند و دستکش و ماسک ميزنند به اقليت تبديل ميشود.
هزاران پزشک و پرستار هر روز گرفتار ندانمکاريها و بيخيالي ما هستند. يک فيلم بيرون ميآيد که در حال خوشحالي هستند، چنان آن را سند و مدرک قرار ميدهيم که ديگر کسي باور نکند اين قشر از جامعه هم حق زندگي دارند.
شايد به عدهاي بر بخورد اما واقعا دلار 20 هزار توماني در جامعهاي که يکسري دزدکي مراسم عروسي و عزا برگزار ميکنند و 100 نفرشان کرونا ميگيرند، خيلي همخواني دارد. يعني همه چيزمان بايد به بقيه چيزهايمان بيايد ديگر!