مغلوب شدن اصلاحطلبان در رقابتهاي انتخاباتي دوم اسفند 98 و بازماندن از راهيابي به مجلس و تکيه بر کرسيهاي قانونگذاري، نتيجه عدم اقبال هوادارانشان به شرکت در انتخابات و رقم نخوردن قرعه فال به نام آنها در اثر عملکرد ضعيفشان از سويي، و نااميدي موکلان بوده چراکه اگر بهعنوان وکلاي واقعي مطالبهگر خواستههاي مردم بودند، اگر رئيس دولت را درعمل به وعدههاي دادهشده و احقاق و اعاده حداقلي حقوق بحق و مطالبات مردم وادار ميکردند، لااقل بخشي از وعدههاي اصلي عملي ميشد. مجموعه اين دلايل سبب شد اگر نگوييم اصلاحطلبي را بايد به سوگ نشست اما بايد در بازگشت از كما، منتظر معجزهاي شد. از مقدمه فوق که درگذريم، تنها نقطه اميد اصلاحطلبان براي ماندن در قدرت، چشم دوختن به انتخابات 1400 رياستجمهوري است؛ اين امر اصلاحطلبان را بر آن داشته است که جز عده معدودي که از ذکاوت سياسي- اجتماعي بيشتري برخوردار بوده، تاملاتي در جامعهشناختي و روانشناختي اجتماعي شرايط و واقعيات موجود کشور داشتهاند، واقعيتها را آنگونه که هست دريافته و عرصه سياست را حداقل براي مدتي ترک نموده تا با نظاره و رصد جريانات اجتماعي، سياسي، اقتصادي به برنامهريزي براي حضور در آينده - حداقل چهارسال آينده- بپردازند؛ اما عده کثيري که حاضر به ترک ميدان سياست نشده در تلاش براي حفظ قدرت، سرگردان در انتخاب گزينهاي (نامزد يا کانديدايي) که بتواند پيروز انتخابات رياستجمهوري در 1400 شود تا شايد اين خود منظري اميدساز براي چهارسال آينده جهت حضور و جلوس مجدد بر کرسيهاي قانونگذاري باشد؛ به اين گمان که حضور و راي هواداران و طرفداران اصلاحطلبي منوط به حضور افراد نامي در عرصه رقابتهاي انتخاباتي است، غافل از آنکه راي مردم به افراد و نامها نيست به تفکر، شجاعت در عمل به وعدهها و... و در يک کلام، خدمتگزاري به مردم است، از همين روست كه هر روز نام شخصي را بر زبان ميرانند تا با سنجش بازخورد نامهاي مطرح، به ارزيابي ميزان موفقيت احتمالي خود در 1400 بپردازند؛ حال آنکه حس بيتفاوتي مدني ايجادشده نسبتبه عرصه سياست و نااميدي ناشي از عملکردها و بيحاصلي نمايندگان مجلس، هواداران آنها را که بخش عظيمي از مشارکت در انتخاباتهاي مختلف را شکل ميدادند، منزوي و مايوس از تاثير حضور در انتخابات و فرد منتخب خود كرده است؛ همانطور که بهعينه در انتخابات دوم اسفند به ظهور پيوست و نتيجه آن شد كه ديديم. لذا تلاش اصلاحطلبان براي به صحنه كشاندن هواداران سابق خود با حضور چهره در انتخابات سال آينده رياستجمهوري، به اميد بقاي در قدرت، تلاشي است بيهوده چراكه به يقين بازنده انتخابات رياستجمهوري در 1400 خواهند بود. در غير آن، عرض خود ميبرند و زحمت وزارت كشور و شوراي نگهبان ميدارند.