پيرمحمد ملازهي در گفتوگو با «آرمان ملي»:
دولت كابل نميخواهد مرزهايش را كنترل كند
بايد در کنترل مرزهاي افغانستان بازنگري شود
سامان دهي اتباع افغان اولويت مسئولان قرار گيرد
«آرمان ملي»- عليرضا پورحسين: يک هيات سياسي کشور افغانستان امروز وارد تهران شد. اين هيات در طول دو روز حضور خود در کشورمان ضمن ملاقات با محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران و ساير مقامات کشورمان در موضوعات مختلف و در چارچوب کارگروههاي سند همکاريهاي جامع ايران و افغانستان، همکاريهاي اقتصادي، همکاريهاي مرزي، همکاريهاي مربوط به اتباع افغانستان، همکاريهاي رسانهاي، همکاريهاي امنيتي، همکاريهاي بهداشتي و کارگروه همکاريهاي آب و انرژي ديدار و گفتوگو خواهند کرد. اين سفر با توجه به تنشهاي اخير ميان دو کشور و کارشکني ساير کشورها در روابط ديرينه و دوستانه ايران و افغانستان از اهميت بسزايي برخوردار است و ميتواند به نقطه عطفي براي دگرگوني و بهبود روابط دو کشور تبديل شود. «آرمان ملي» در راستاي تحليل و بررسي اهداف اين سفر گفتوگويي با پيرمحمد ملازهي، کارشناس مسائل بينالملل داشته است که در ادامه ميخوانيد.
اين سفر از چه منظر حائز اهميت است و چه نتايج مثبتي ميتواند در پي داشته باشد؟
روابط ايران و افغانستان در ماههاي اخير دستخوش تحولات زيادي بود و بهواسطه سوءتفاهمها و کارشکنيهايي از روزهاي خوب خود فاصله گرفت. سفر سرپرست وزارت امورخارجه افغانستان به ايران که شناختي مناسب از روابط دو کشور دارد در اين برهه زماني را بايد مثبت قلمداد کرد و بايد هدف در اين سفر به اينگونه ترسيم شود که چگونه ميتوان ايران و افغانستان را به يکديگر نزديکتر کرد. در همين راستا، يکي از بزرگترين معضلات ورود غيرقانوني اتباع افغان به ايران است که بايد براي اين حوزه تمهيداتي انديشيده شود. در افغانستان امروز بهواسطه فقر و جنگ ساماندهي به اين عرصه غيرممکن است؛ بنابراين ايران ناچار است تا در راستاي امنيت خود به اقداماتي بنيادين در اين عرصه دست بزند. اين ديدار ميتواند يک نقطهعطفي در حل مشکل مهاجرين غيرقانوني افغان به ايران باشد. ورود اتباع افغان به کشور غالبا به دو صورت انجام ميگيرد که يا فردي يا بهصورت ترانزيت گروهي است. دسته دوم بهراحتي قابل شناسايي هستند و مسئولان ايراني با صبر و تدبير ميتوانند اين افراد را ارجاع دهند و نياز به رفتارهايي در مرز نيست که بهانه به دست بدخواهان دو کشور دهد. شايد ساماندهي اين حوزه بزرگترين نتيجه مثبتي است که ميتواند حاصل اين جلسه باشد.
آيا چنان که برخي اظهار ميکنند، در مساله تامين امنيت مرزها از سوي طرف افغانستاني کوتاهي صورت ميگيرد؟
افغانستان به علت مشکلات فراواني که دارد نه ميتواند مرزهاي خود را کنترل کند و نه انگيزهاي براي اين کار دارد. ايران هم بهعلت گستردگي و طولاني بودن مرزها در اين عرصه با چالشهاي زيادي مواجه است و عملا بهتنهايي از کنترل مرزهاي دو طرف برنميآيد. در همين راستا، ايران بايد در اين ديدار با افغانستان به يک جمعبندي برسد و اين حوزه را ساماندهي کند. امنيت مهمترين مقولهاي است که امروزه افغانستان به آن نياز دارد و ايران بايد به اين حوزه توجه بيشتري کند. همانگونه كه از ابتدا پيشبيني ميشد پس از مطرح شدن ادعاي كشته شدن تعدادي از شهروندان افغانستان در نزديكي مرز ايران، برخي رسانهها و گروهي در فضاي مجازي به شكل گسترده و بيسابقهاي بدون ارائه دلايل قابل استناد و شواهد معتبر به اتهامزنيهاي گستردهاي عليه مرزبانان جمهوري اسلامي ايران پرداختند. مقامهاي دولت افغانستان هم بدون توجه به پروتكلهاي موجود و رويههاي حقوقي و رعايت حسن همجواري بر امواج چنين ادعاهايي سوار شدند و بدون درخواست اطلاعات لازم، بدون درخواست مشورت با طرف ايراني يا ارائه شواهد لازم، اين اتهامها را تكرار كردند. اين اشتباهي بود که مقامات افغان مرتکب آن شدند. بر اساس قواعد و توافقات دوجانبه موجود دولت افغانستان بايد قبل از بيان كردن چنين اتهامهاي سنگيني ابتدا از طرف ايراني براي بررسي و تحقيق در مورد ادعاهاي مطرحشده دعوت ميكرد و شواهد و مداركي را كه در اختيار دارد با طرف ايراني در ميان ميگذاشت. بيتوجهي دولت افغانستان به پروتكلهاي رايج و تعهدات دوجانبه باعث شد تا عدهاي فرصتطلب كه قصد داشتند افكار عمومي شهروندان افغانستان را نسبت به همسايه غربي مخدوش كنند و چهرهاي ناپسند از جمهوري اسلامي ايران در افغانستان نمايش دهند، بلافاصله بر موج ايجادشده سوار شدند و ضربه بسيار سختي به ديدگاه افكار عمومي در ايران و افغانستان وارد كردند. اين ادعاها و خبرها ضايعهاي بود كه بر افكار عمومي مردم ايران و افغانستان وارد شده است، هر چند بهتدريج روشن ميشود كه چنين ادعايي هيچ ريشهاي در واقعيت ندارد، اما جبران و برگرداندن آثار و نتايج تبليغات گستردهاي كه در حاشيه آن براي ضربه زدن به روابط دو همسايه و مخدوش كردن چهره جمهوري اسلامي ايران در ميان شهروندان افغانستان انجام شد، بسيار سخت و زمانبر است. مقامهاي افغانستان هيچ مستند و شواهدي در مورد ادعاي مطرحشده عليه مرزبانان جمهوري اسلامي ايران ارائه ندادهاند. اگر چنين اتفاقي رخ بدهد، طرف مقابل موظف است كه شواهد آن را حفظ كند و بلافاصله از طرفي كه به اين اقدام متهم شده است بخواهد تا براي بررسي شواهد، تحقيق در محل حادثه و بررسي موضوع در محل حاضر شود. اما واقعيت اين است كه نه تنها طرف افغان هرگز از طرف ايراني براي بازديد و تحقيق از محل حادثه دعوت نكرده است، بلكه هيچگونه شواهدي نيز از وقوع حادثه به شكل گزارششده وجود ندارد. آنچه بر اثر اين ادعاها رخ داده ايجاد خلل در ديپلماسي عمومي و خدشه در افكار عمومي مردم افغانستان است كه انتظار زيادي را از دولتمردان افغانستان ايجاد ميكند تا بتوانند نسبت به جبران خسارات وارده به افكار عمومي اقدام و تلاش كنند تا آثار چنين اتهامزنيهايي را بهتدريج از ذهن مردم دو كشور پاك كنند. مساله تردد غيرقانوني از مرزهاي دو كشور، يك مساله تازه نيست و همواره وجود داشته است. دولت افغانستان با وضعيتي بيثبات و مشكلات امنيتي عمده در داخل مواجه است تا جايي كه توجه به كنترل تردد در مرزها با ايران، اولويت چنداني براي اين دولت ندارد. در شرايطي كه كابل از كنترل درست مرزها ناتوان است و بار مشكلات مبارزه با تردد غيرقانوني و قاچاق در مرزهاي دو كشور را بر دوش مرزبانان ايراني گذاشته است، كمترين كاري كه دولتمردان افغانستان ميتوانند انجام دهند اين است كه اين بار را با بازيهاي تبليغاتي و اتهامزنيهاي بياساس به مرزبانان ايراني سنگينتر نكنند و كاري نكنند كه ضربهاي غيرقابل جبران به اعتماد ميان دو همسايه ايجاد شود.