نقدينگي يعني ورود پول سرگردان به جامعه و وقتي هدفمند نباشد به صورت مخرب به سمت بازارهاي ارز، طلا، مسکن، خودرو، بورس و ... ميرود و باعث افزايش قيمتها ميشود. بانک مرکزي وظيفه دارد ارزش پول ملي را حفظ و تورم را کنترل و بايد تلاش کند جلوي افزايش قيمتها را با کنترل نقدينگي و تورم بگيرد. براي کنترل نقدينگي بايد به سمت ثبات حرکت کنيم، بدينمعنا که نقدينگي را در بانکها با افزايش نرخ بهره حبس يا با افزايش جاذبه به سمت بازارهايي نظير بورس يا مسکن هدايت کند. به هر حال بايد جاذبهاي ايجاد شود که سرمايههاي سرگردان يا نقدينگي به سمت آن محل حرکت کند. رشد نقدينگي به رشد تورم ميانجامد و ارزش پول ملي هم متاثر از اين دو فاکتور مهم اقتصادي کاهش مييابد. با اينکه بانک مرکزي گامهايي براي کنترل نقدينگي در دو سال گذشته برداشته، اما متاسفانه نتوانسته وظيفهاش را به صورت کامل انجام دهد و به نظر ميرسد اين موضوع در حال خارج شدن از حيطه کنترل بانک مرکزي است. دولت بايد سياستهاي پولي و مالي اتخاذ کند، سياستهاي پولي به عهده بانک مرکزي و سياستهاي مالي نظير ماليات، وجوه و اوراق قرضه در دست دولت است و دولت با استفاده از اين سياستگذاريها ميتواند نقدينگي را سمت درستي حرکت دهد يا جاذبه ايجاد کند تا صاحبان سرمايه در محلهايي که نياز است، سرمايهگذاري کنند. اگر دولت و بانک مرکزي بخواهند ميتوانند با هماهنگي سياستها موجب کنترل قيمتها شوند. البته با اتفاقاتي که در مورد موسسات مالي رخ داد، فسادهاي مالي و اختلاسهاي کلاني که همه شاهد آن بودهايم تقريبا اعتماد مردم از سيستم دولتي سلب شده و براي اينکه اين اعتماد برگردد نياز است که رابطه مردم و دولت يک رابطه مبتني براعتماد باشد و دولت بايد سرمايه اجتماعي را افزايش دهد تا مردم به سياستهاي دولت اعتماد کنند و زمانيکه دولت حرفي ميزند مردم آن را قبول کرده و در آن جهت حرکت کنند. متاسفانه در حال حاضر مشکل کشور اين است که سرمايه اجتماعي به حداقل خود رسيده و دولت و مردم به يکديگر اعتماد نميکنند، بنابراين دولت بايد در جهت اعتمادسازي مردم حرکت و بازار پول را در مسيري که موجب افزايش قيمت نشود و به رونق توليد بينجامد، هدايت کند. يکي از اشکالاتي که پيش آمده اين است که بانک مرکزي و دولت بدون حساب و کتاب باعث حرکت نقدينگي در بازار و جامعه شدند. در گذشته که نرخ بهره بالاتر بود مردم پولهايشان را در بانکها ميگذاشتند ولي با کاهش نرخ سود بانکي مردم سرمايههاي خود را از بانکها خارج و به سمت و سوي بازارهاي بهصرفهتر هدايت کردند و همين موضوع يکي از دلايل ناامن شدن جامعه است. يکي از راهکارها براي هدايت نقدينگي به سمت بانکها اين است که دولت و بانک مرکزي نرخ سود بهره بانکي را به شکل اطمينانبخشي تعيين کنند که نقدينگي از مسيرهاي غيرتوليدي به بانکها هدايت شود و بانکها هم از اين نقدينگي براي افزايش توليد استفاده کنند.