حرکت سايهبهسايه کانديداي شکست خورده براي فتح پاستور 1400
سعيد جليلي در چه فکري است؟
سعيد جليلي که سابقه يک بار حضور در انتخابات رياست جمهوري با کسب 4ميليون راي را دارد، حال بار ديگر در مظان کانديداتوري اين آوردگاه سياسي آنهم در سال 1400 قرار گرفته است. شخصيتي که اين روزها در توئيتر حضور فعالي دارد و از بايدها و نبايدهاي ساختاري و مديريتي مينويسد. گويا پس از استقرار محمدباقر قاليباف در کرسي رياست مجلس، جليلي خود را مستعدترين نام براي نامزدي پاستور ميبيند؛ هرچند در واقعيت شانس چنداني براي پيروزي و پيش از آن، ايجاد اجماع حول خود را نداشته باشد.
دو فريم از کانديداي شکست خورده
نام سعيد جليلي که ميآيد، چند فريم جلوي چشم مان بالا و پايين ميشود؛ اول قابهاي همراه با بگو و بخندهايِ فاصله دار با «کاترين اشتون» سلف فدريکا موگريني در اتحاديه اروپا، در جايگاه دبيري شورايعالي امنيت ملي و دومي، قاب بسته با آيتا... محمدتقي مصباح يزدي پدر معنوي جبهه پايداري در جايگاه نامزد انتخابات رياست جمهوري 92. هر دو فريم، يک وجه اشتراک داشتند؛ اينکه جليلي در هر دو ناکام ماند و نتوانست کارنامهاي قابل دفاع از خود برجاي بگذارد. با روي کارآمدن دولت حسن روحاني، جليلي رفتهرفته دست به ايجاد «دولت سايه» زد و با برگزاري سلسله جلساتي، مکنونات انتقادي خود در حوزه مديريت کشور با تمرکز بر قوه مجريه را بروز ميداد. او که از کانديداهاي احتمالي براي حضور در انتخابات مجلس يازدهم بود در نهايت خارج از گود ماند و سکوت نصفه و نيمهاي را در ايام رقابتهاي انتخاباتي در پيش گرفت. بعد از به قدرت رسيدن جريان اصولگرا در مجلس يازدهم، اما حرکت سايهبهسايه سعيد جليلي در دنبال کردن روند تحولات، ريتم تندتري به خود گرفته و او در حال به نمايش گذاشتن وجههاي ديگر از خود است. انتشار توئيتهايي در نقد وضعيت موجود و بعضا ارائه پيشنهاداتي براي برون رفت از آن، شائبه سياسيبودن و البته انتخاباتيبودن اين توئيتها را تقويت کرده است. بيش فعالي جليلي در فضاي توئيتر، آنهم بعد از آن سکوت معنادار در ايام انتخابات مجلس، اخيرا چشمگيرتر از هر زمان ديگري شده است. او روز 15 خرداد درباره لزوم اصلاح ساختاي بودجهاي سال 1400 اعلام کرد: «اصلاح ساختاري بودجه سال 1400 بايستي از اولويتهاي سال نخست مجلس يازدهم باشد. بر اين مبنا، همچون مجلس دهم آمادگي ارائه نتيجه مطالعات و بررسي هايي که در حد بضاعت صورت گرفته است، به نمايندگان ملت و کميسيونهاي مرتبط اعلام ميشود». او در کنار توئيتهايي که اين روزها منتشر ميکنند، نامهاي نيز خطاب به قاليباف نوشت. جليلي درباره الزامات مجلس يازدهم براي اميدآفريني به مردم با «چند اقدام نقطه زن» تصريح کرد: «برادر قاليباف؛ يک مجلس قوي ميتواند با چند اقدام نقطهزن، عرصهاي از تهديد را دفع و جبهه اميد را پيش روي ملت بگشايد. اقداماتي موثر، دقيق و متناسب با آمادگيهاي کنوني کشور که مستقيم در قلب دسيسه دشمن بنشيند و موجب راه افتادن برنامههاي پيشران کشور شود».
جليلي و ارائه تصوير جديد
بهنظر ميرسد توئيتهاي همراهانه جليلي در حمايت از قاليباف و مجلس يازدهم، با هدف تصرف موضع مشفقانه و برادرانه در جبهه اصولگرايي باشد. به بياني، جليلي قصد دارد با چنين مطالبي، وجههاي فراجرياني و از موضع بالا به خود ببخشد تا با «مصلح-منتقد» نمايياش، شانس خود براي جلب حمايت سرشاخههاي حاضر در مجلس کنوني [و البته سرشاخههاي موثر بيرون از مجلس] را بالا و بالاتر ببرد. با وجود اين تلاش و البته با توجه به سبقه سياست ورزي جليلي که در طيف بندي ها، معمولا بهعنوان نيروي منتسب به جريان پايداري در جبهه اصولگرايي شناخته ميشود، بعيد بهنظر ميرسد آن تقارب و تفاهم مدنظر جليلي حاصل شود. تجربه تاريخي به خصوص انتخابات 92 گوياي اين واقعيت است که حاميان قاليباف و جليلي، يا در نگاهي پيشينهايتر، حاميان تکنوکراتيسم و جريان حزبالهي آرمانگرا، با يکديگر ناسازگارند و تفاوت در نگاه و جهانبيني، امکان هر نوع همنشيني را از ايشان سلب کرده است. علاوه بر اين، با بازيابي سرمايه اجتماعي و تمايل مجدد طبقات و اقشار مختلف، خاصه آنهايي که ذيل عنوان «خاکستري» [گروههايي که تعهد الزام آوري به ساختارها ندارند و مشارکت شان در انتخابات معمولا در دقيقه نود و حتي وقت اضافه است] شناخته ميشوند- به صندوقهاي راي، سعيد جليلي از کمترين بخت و اقبال براي پيروزي در 1400 برخودار خواهد بود.