به نظر ميرسد حساسيت مردم مخصوصا در هفتههاي اخير براي رعايت اصول مورد نظر براي پيشگيري و کنترل کرونا کاهش يافته و بهخصوص شاهد عاديانگاري موضوع هستيم، اين امر باعث ايجاد آسيبهايي خواهد شد که با برنامههاي آموزشي مناسب بايد اصلاح شود. از آغاز گزارش شيوع بيماري کرونا در 10 دي 1398 از ووهان چين تا امروز که بيش از 5 ماه گذشته است، حدود 6 ميليون و 500 هزار نفر بيمار قطعي مبتلا به کروناويروس در دنيا گزارش شده که حدود 380 هزار نفر از آنها در اثر اين بيماري مردهاند. فراواني موارد ابتلا و مرگ از کشوري به کشور ديگر و با توجه به مرحله اپيدمي متفاوت است و علاوه بر ميزان گسترش ويروس، به توانمندي کشورها در شناسايي بيماران و انجام آزمايش و ميزان شفافيت آن ها در گزارش دهي نيز بستگي دارد. ايران در حال حاضر، با گزارش حدود 160 هزار بيمار و 8000 مورد مرگ، از نظر تعداد موارد گزارش شده بيماري در رتبه دوازدهم دنيا قرار دارد که رتبههاي اول، دوم و سوم به ترتيب مربوط به آمريکا، برزيل و روسيه است؛ آمريکا حدود 2 ميليون بيمار، و برزيل و روسيه هم حدود 500 هزار مبتلا به بيماري را گزارش کرده اند. اگر تعداد موارد مبتلا را به ازاي جمعيت بررسي کنيم، رتبه ايران بر اساس اين شاخص، پنجاه و يکم دنيا خواهد بود که به ازاي هر يک ميليون نفر جمعيت، حدود 1900 نفر مبتلاي قطعي به کرونا جديد با روش هاي آزمايشگاهي ملکولي را تاييد و گزارش کرده است. رتبه اول در دنيا در اين شاخص در حال حاضر مربوط به قطر است که به ازاي هر يک ميليون نفر جمعيت، حدود 21 هزار نفر بيمار مبتلا (حدود 11 برابر ايران) را گزارش کرده است. اگر تعداد مرگ گزارش شده به ازاي يک ميليون نفر جمعيت را به عنوان شاخص رتبهبندي قرار دهيم، ايران در رتبه 27 دنيا خواهد بود. در ايران، به ازاي هر ميليون نفر جمعيت، 95 مورد مرگ در اثر کرونا گزارش شده، اما اين تعداد در مورد کشورهايي مثل اسپانيا و ايتاليا حدود 550 مرگ به ازاي ميليون نفر جمعيت يعني چيزي حدود 6 برابر ايران مي باشد. شاخص ديگر رتبه بندي کشورها، تعداد تست تشخيصي انجام شده به ازاي جمعيت است که بر اساس اين شاخص، بالاترين رتبه مربوط به کشور امارات متحده عربي است که چيزي بيش از 20 درصد جمعيت اين کشور مورد آزمايش کروناويروس جديد قرار گرفتهاند (217 هزار تست به ازاي يک ميليون نفر جمعيت) و اين شاخص در مورد ايران حدود 12 هزار تست به ازاي ميليون نفر جمعيت است.
ميزان کشندگي متفاوت ويروس
ميزان کشندگي ويروس متاثر از عوامل مختلف ميتواند باشد. يکي از فاکتورهاي مهم آن، ميانگين سني جمعيت است. بافت جمعيتي کشور ايران، يک بافت جمعيتي نسبتاً جوان محسوب مي شود، به طوريکه ميانگين سني جمعيت، 31 سال است يعني حدود 50 درصد جمعيت کمتر از 31 سال دارند. در کشور اسپانيا، اين شاخص 45 سال و در ايتاليا 47 سال است. با بالارفتن سن، فاکتورهاي خطر زمينه اي ديگر مرگ، چاقي، ابتلا به ديابت، سرطان و بيماري هاي مزمن ريوي و قلبيعروقي نيز افزايش مي يابد و از اين رو، شايد يکي از عوامل اصلي که باعث شده ما از نظر ميزان مرگ، وضعيت بهتري از بسياري از کشورهاي پيشرفته اروپايي و آمريکايي داشته باشيم به دليل داشتن اين بافت جوان جمعيتي بوده است. يک امتياز ديگر ايران در مقابله با اين بيماري، داشتن يک سيستم بهداشتي و درماني خوب و کارکنان درمان متخصص و متبحر بود به گونهاي که از ابتداي اپيدمي کرونا تقريبا تمام بيماران نيازمند بدون مشکل و هزينه توسط سيستم درماني کشور درمان و در صورت نياز بستري شدند و به خاطر داشتن يک سيستم مراقبت هاي بهداشتي اوليه خوب و کارا، تقريباً اکثر جمعيت نيازمند کشور غربالگري و پايش شدند که درنتيجه افراد بيمار زودتر شناسايي، آموزش هاي لازم به افراد در معرض خطر بالا داده و از ابتلا به بيماري يا تبديل به فرمهاي شديد بيماري تاحدودي پيشگيري شد.
تفاوت در ميزان مرگ
براساس مقالاتي که تاکنون منتشر شده، تفاوت در وضعيت باليني بيماران مبتلا به کوويد19 در دنيا بيشتر وابسته به فاکتورهاي ميزباني نظير سن و لنفوسيتوپني است و اين موضوع متاثر از تفاوت هاي ژنتيکي ويروس نيست. اگرچه شايد مطالعات آتي، نقش ويروس در گردش را نيز پراهميت نشان دهند. دانستههاي فعلي ما در مورد کوويد19 با آن چيزي که در روزهاي اول منتشر شده بود در بعضي از حوزهها تغيير نسبتا زيادي کرده است. اطلاعات اوليه ما و دنيا بر اساس شواهد علمياي بود که از چينيها، به عنوان کشوري که اول از همه درگير اين اپيدمي شدند، به جامعه جهاني منعکس شده بود. براساس اطلاعات گزارش شده توسط آنها، کوويد19 بيمارياي با ميزان مرگ و مير در حد 2 تا 3 درصد بود که حدود 10 درصد افراد ممکن بود بدون بروز علائمي از بيماري، به بيماري مبتلا شوند و تعداد افرادي که يک بيمار ميتوانست مبتلا کند حدود 5/2 گزارش شده بود.با دانستن اين پيشفرضها، جامعه جهاني خود را براي يک بيماري عفوني مسري که ميزان ابتلا و مرگ زيادي بايد داشته باشد آماده کرد و بسياري مداخلات اوليه نيز در اين راستا بود. اما اطلاعات موثق تر و زيادتري که در 5 ماه اخير در اقصي نقاط دنيا توليد شده و امروز در اختيار ماست سيماي بهتري از بيماري را ترسيم کرد. به طور مثال در گزارش اخير مرکز پيشگيري و کنترل بيماريهاي آمريکا، ميزان کشندگي کوويد19 را کمتر از 3/0 درصد افراد آلوده و حدود 4/0 درصد افراد بيمار علامت دار برآورد کرده است. اين مرکز اعلام کرده که حدود 35 درصد افراد بيمار در طول دوره زندگي خود هيچگونه علامتي را بروز نمي دهند و 40 درصد انتقال ها قبل از آنکه افراد احساس بيماري کنند اتفاق ميافتد. در مطالعهاي در استان گيلان هم ميزان کشندگي عفونت، 8 تا 12/0 درصد برآورد شده؛ به عبارتي ميزان کشندگي بيماري تقريبا 7 برابر کمتر از آن چيزي است که تصور ميشد. از سوي ديگر وقتي بدانيم حدود يک سوم بيماران مبتلا در طول دوره بيماري خود علائمي از بيماري را نشان نمي دهند ولي ناقل بوده و بيماري را به سايرين منتقل مي کنند، به معني اين است که راهبردهاي پيشگيري و شناسايي بيماران در جامعه بعضا بايد تغييراتي داشته باشد و وسعت گسترش بيماري خيلي بيشتر از آنچه تصور ميکرديم مي باشد. دانستن اين اطلاعات در شروع همهگيري قطعا مي توانست به اعمال استراتژي هاي درست تر در امر پيشگيري و مداخلات مرتبط با آن منجر شود. اخيرا مغز متفکر دولت سوئد براي اعمال سياستهاي مقابله با شيوع ويروس کرونا، نيز گفته بود اگر با دانش و اطلاعات امروز قصد مبارزه با اين ويروس را داشت، حتما سياستي را مابين آنچه سوئد به آن عمل کرد و آن چيزي که ساير کشورهاي جهان از آن پيروي کردند، انتخاب ميکرد و سطح پايين محدوديتهاي عمومي را پيشنهاد نميکرد.اخيرا نمودارهايي در فضاي مجازي منتشر شده که به مقايسه منحني اپيدمي ايران و بعضي کشورها نظير ترکيه، آلمان، اسپانيا، فرانسه و ايتاليا پرداخته شده که همگي روند نزولي اپيدمي خود را طي مي کنند ولي در مورد ايران، با پيک دوم منحني مواجه شدهايم. اين موضوع که نمودار منحني همهگيري جهاني در ايران با کشورهاي اشاره شده فرق دارد، درست است اما به نظر مي رسد اين کشورها نيز به صورت خاص و هدفمند انتخاب شدهاند. اگر نمودار کشورهاي روسيه، آمريکا، کانادا، سوئد، بلاروس، لهستان، اکراين، شيلي، آرژانتين و برزيل ديده شود، الگويي متفاوت دارند. هيچ کدام از کشورهاي مورد اشاره در نيمه دوم همهگيري، حجم انجام آزمايشهاي خود را به شدت بالا نبرده اند. يک دليل اصلي تفاوت منحني ايران همين موضوع و بهتر است در تحليل و مقايسه روند همهگيري ها، روند تعداد آزمايش کشورها نيز مدنظر قرار گيرد؛ زيرا روند آزمايشهاي اين کشورها يا ثابت يا حتي کاهش يافته است. موضوع بعدي اينکه همهگيري کشور ما چند هفته زودتر از اين کشورها شکل گرفته و حدود يک ماه قبل از اين کشورها سياست آزاد کردن محدوديتها اجرايي شده است. دور از ذهن نيست در اين کشورها نيز مختصر افزايشي بعد از آزاد شدنها ديده شود. نکته بعدي، روند مرگ در کشورها است. چنين الگويي در مورد مرگ در ايران ديده نمي شود و روند مرگ در ايران بعد از يک روند نزولي به مرحله ثبات نسبي رسيده است. البته انتظار داريم موج هاي دوم يا چندم اپيدمي را در بعضي از مناطق کشور باز هم شاهد باشيم و به طور مثال در حال حاضر استان هايي نظير خوزستان، هرمزگان، آذربايجان غربي، کرمانشاه، بوشهر و سيستان و بلوچستان شاهد افزايش موارد بيماري هستند و براي همين، تحليل روند منحني اپيدمي در سطح شهرستانها و استان ها منطقي تر از تحليل روند کشوري به نظر ميرسد.
روند انجام آزمايشهاي تشخيصي کرونا
در کشور ما از روزهاي اول که برنامه تشخيص کوويد19 راهاندازي شد، به دليل محدوديتهاي آزمايشگاهي، تشخيص آزمايشگاهي بيشتر متمرکز بر نمونهگيري از بيماران بستري در بيمارستانها بود و باز هم بيشتر اشکال شديد بيماري آزمايش ميشدند که قسمت قابلتوجهي از اين افراد هم در اثر بيماري ميمردند. گسترش شبکه آزمايشگاهي با محوريت انستيتو پاستور ايران و با همکاري آزمايشگاه مرجع سلامت و مرکز مديريت بيماريهاي واگير در کليه استانهاي کشور باعث شد امروز بيش از 150 آزمايشگاه تشخيصي در کشور داريم که حدود 60 درصد آنها دولتي هستند. افزايش آزمايشگاههاي تشخيصي، ظرفيت تست کشور به روزانه 20 هزار آزمايش باعث شد بتوانيم در يک و نيم ماه اخير به جز بيماران بستري در بيمارستان، ساير بيماراني را که علايم خفيفي نشان ميدهند و نيازي به بستري در بيمارستان ندارند آزمايش کنيم و بعد از قطعي شدن بيماري در اين گروه از افراد، بستگان و افرادي را که با آنها تماس نزديک داشتهاند آزمايش کرده و نتيجه اين استراتژي، اين شده است که حدود 80 درصد بيماران شناسايي شده روزانه، بيماراني هستند که سرپايي (غير بستري) هستند و از آنجا که اين روند افزايش آزمايش روزانه در ماه هاي اخير ادامه داشته است، تعداد موارد سرپايي بيشتري هر روز شناسايي ميشود و منحني اپيدمي در کشور روندي صعودي را نشان مي دهد. اگر تحليل روند، همچنان بر اساس بيماران بستري در کشور انجام شود، بيماري در کشور ما به يک روند نسبتا تثبيت شده رسيده و موج دوم شديدي از آن را آنچنانکه در ظاهر ميبينيم شاهد نيستيم.
احتمالا 15 ميليون به کرونا مبتلا شدند
مطالعات سرواپيدميولوژي در بازه هاي زماني مشخص و روي گروههاي مشخص، ميتواند اطلاعات مناسبي را در مورد وضعيت روند اپيدمي ارائه دهد. به طور مثال در مطالعه سرواپيدميولوژي روي جمعيت عمومي در استان گيلان در حدود يک ماه پيش، حدود يک سوم جمعيت مورد مطالعه، سابقه آلودگي با ويروس را نشان دادند که ميزان قابل توجهي است. در يک مطالعه سرواپيدميولوژي ديگر، سازمان انتقال خون حدود يک ماه پيش ميزان آلودگي به کوويد19 را با مطالعه نمونه کوچکي از افراد مراجعه کننده براي اهداي خون بررسي کرده است، ميزان بروز تجمعي در استانهاي با آلودگي زياد 34 درصد، در استانهاي با آلودگي متوسط 12 درصد و در استان هاي با آلودگي کم 4 درصد بوده است. در کل نتايج اين مطالعه عدد تخميني آلودگي 16 درصد را براي کل کشور برآورد کرده است. در مطالعه سرواپيدميولوژي ديگري در نمونههاي گرفته شده از کارمندان شهر تهران 21 درصد، در نمونههاي گرفته شده از آزمايشگاههاي تشخيص طبي 12 درصد و در ساکنان شهر تهران 8 درصد سابقه آلودگي با ويروس مشاهده شده است. براساس نتايج مطالعات سرواپيدميولوژي که در کشور انجام شده به نظر ميرسد ميزان آلودگي به کرونا بسيار بيشتر از آن چيزي است که قبلاً تصور مي شد و احتمالاً حدود 15 ميليون نفر ايراني به اين ويروس آلوده شده اند، البته در بين استانهاي کشور تفاوتهايي در ميزان آلودگي وجود دارد. از آنجا که تست هاي سرولوژي موجود داراي خطاهايي هستند و ميزان حساسيت و اختصاصي بودن آنها به دقت محاسبه و توسط مراجع علمي تاييد نشده است، نتيجهگيريهاي انجام شده از اين مطالعات هم بايد با احتياط انجام شود. البته آلودگي به بيماري با بروز علائم بيماري و نشان دادن فرم علامت دار بيماري فرق ميکند و علاوه بر اين گروه، شامل افراد بدون علامت هم ميشود. البته اين عدد براساس محاسبات آماري است و بايد براي آن يک دامنه اطمينان در نظر گرفت. در مورد ساير کشورها نيز تخمين هاي جديد براي ميزان آلودگي، بسيار بيشتر از تخمينهاي قبل است. بيماري کرونا را معمولا با آنفلونزاي فصلي مقايسه ميکنند، اما تعداد افرادي که يک بيمار مي تواند مبتلا کند (R0) در کوويد19 بين 2 تا 5/2 و در مورد آنفلوآنزاي فصلي، يک و سه دهم است. اين يعني در زماني که يک بيمار مبتلا به آنفلوآنزا 50 نفر را بيمار ميکند، يک بيمار مبتلا به کوويد19، بيش از 2000 نفر را مبتلا ميکند. دوره پنهاني (دوره زماني اي که بين آلوده شدن فرد و بروز علائم آن وجود دارد) در مورد کوويد19، 5 تا 6 روز است که ميتواند تا 14 روز طول بکشد باشد ولي در مورد آنفلوآنزاي فصلي، 1 تا 2 روز است و اين يعني مدت ناقل بيعلامت بودن در مورد کوويد19 بسيار بيشتر است. مرگ و مير آنفلوآنزاي فصلي، يک دهم درصد و در مورد کوويد19 گفته مي شود که حدود 3 برابر آن يعني 3/0 درصد است. ايمني نسبي در جامعه در برابر آنفلوآنزاي فصلي برقرار است و گسترش بيماري را کاهش ميدهد ولي در مورد کوويد19، در اول همهگيري تقريبا تمام انسانها مستعد بيماري بودند. با وجودي که در مورد آنفلوآنزاي فصلي، واکسن وجود دارد و راه هاي انتقال هر دو بيماري نيز تقريبا مشابه است ولي به دليل آنکه آنفلونزا را به عنوان يک بيماري بومي و فصلي پذيرفتهايم و فضاسازي رسانهاي هم در مورد آن صورت نمي گيرد، اکثر جامعه براي آن واکسن نميزنند و پيشگيري خاصي هم در برابر آن انجام نميدهند. واقعيت اين است که جامعه جهاني در چند ماه اخير همزمان هم با يک همهگيري ناشي از بيماري عفوني و وحشت مواجه بوده است. با توجه به اينکه اطلاعات ابتدايي فقط مربوط به چين بود و به حدي جامع نبود که بتوان تصوير قابل قبولي از بيماري براي ساير کشورها ترسيم نمايد، وحشت زياد ناشي از همهگيري، مردم و سياستگذاران و جامعه بهداشتي و درماني را تحت تاثير قرار داد، ولي امروز مي شود واقع بينانه تر به موضوع نگاه کرد. بر اساس نتايج مطالعه اي که اخيراً منتشر شده است، مردم و جامعه بهداشتي و درماني دنيا، توجه چنداني به بسياري بيماريهاي عفوني و غيرعفوني که باعث مرگ و مير خيلي زيادتري از کوويد19 ميشود به دليل توجه کم رسانههاي و سياستگذاران به آنها نداشته و ندارند. تا امروز تعداد موارد مرگ ماهانه کرونا در دنيا حدود 80 هزار مورد بوده ولي بيماريهاي قلبي - عروقي ماهيانه باعث مرگ حدود يک و نيم ميليون نفر از جمعيت دنيا مي شوند يا سرطان ها، ماهيانه 800 هزار نفر را به کام مرگ ميکشانند، بيماري سل و هپاتيتهاي ويروسي هم به ترتيب باعث مرگ ماهانه 125 و 111 هزار نفر در دنيا مي شوند. بنابراين ترس و وحشت ناشي از مرگ کوويد19 هم بايد واقعبينانه باشد و در مورد آن اغراق نشود. ايران از جمله نخستين کشورهاي جهان بود که با طراحي و اجراي مرحله دوم فاصلهگذاري (هوشمند)، تجارت و فعاليت هاي اقتصادي را تا حد امکان از سر گرفت. تقريبا در تمام کشورهايي که بعد از ما به سمت بازگشايي و برداشتن مقررات محدوديت تردد حرکت کردند هشدار داده شده تماس بيشتر مردم با يکديگر ممکن است به شيوع بيشتر بيماري منجر شود. در کشورهايي که محدوديت تردد اعلام شده هدف اين بوده که شاخص ميزان انتقال (R0) به کمتر از عدد يک کاهش پيدا کند و به اين ترتيب هر فرد آلوده کمتر از يک نفر را آلوده کند و بيماري روند نزولي و کنترل شده داشته باشد. از اين رو اگر پس از کاهش محدوديتها اين شاخص بيش از يک شود، ممکن است دولتها مجبور شوند دوباره تمهيداتي را در نظر بگيرند. شرط اول پيشگيري از بيماري همچنان رعايت جدي اصول بهداشتي است که مردم کمتر از خانه خارج شوند و به خصوص مراقب افراد مسن و داراي بيماري زمينهاي و بيماري حاد بوده و از حضور در مکان هاي شلوغ خودداري شود. در محلهاي کار نيز شيوهنامههاي ابلاغي را رعايت کنند. به نظر مي رسد حساسيت مردم کشور ما مخصوصا در هفتههاي اخير براي رعايت اصول مورد نظر کاهش يافته است و به خصوص شاهد بسيار عادي انگاري موضوع هستيم که بايد اين موضوع با مداخلات و برنامه هاي آموزشي مناسب اصلاح شود.