نميدانم کارگروه تخصصي براي اصلاح اساسنامه فدراسيون فوتبال تشکيلشده است يا خير؛ اما اگر براي ايرادهاي فيفا و اساسنامه فدراسيون فوتبال اين کارگروه تشکيلشده قطعا اتفاق مثبتي است. فيفا به قوانين کشورها احترام ميگذارد و در اساسنامه فيفا هم اين موضوع عنوانشده که قوانين کشورها براي اعضاي فيفا حائز اهميت است، اما طبق اصولي است که فيفا از همه اعضا ميخواهد تا آنها را رعايت کنند. در واقع وقتي فدراسيون عضو فيفا ميشود بايد به قوانين آن هم احترام بگذارند. آنها نميگويند وزير ورزش دخالت کند يا خير، بلکه آنها ميگويند عضو فيفا که همان فدراسيونها هستند نبايد وابستگي به قدرت داشته باشند. فيفا بهعنوان يک موسسه مستقل هيچ وابستگي به سازماني ندارد و در واقع يک نهاد NGO محسوب ميشود که يک موسسه مردم نهاد است. وزارت ورزش وابسته به حاکميت و قدرت است و وقتي فدراسيون فوتبال زيرمجموعه اين مجموعه قرار ميگيرد به اين معني است که به قوانين فيفا احترام گذاشته نشده است. در قانون ما فدراسيونها موسسات عمومي غيردولتي هستند؛ وقتي يک موسسه عمومي غيردولتي است، ديگر وزير و معاونان آن، چه نقشي دارند؟! ما خودمان قانون کشور خودمان را زيرپا ميگذاريم و آنوقت توقع داريم فيفا به قوانين ما احترام بگذارد و به اساسنامه فدراسيون فوتبال ايراد نگيرد. در يک موسسه عمومي غيردولتي وزير ورزش و معاونان آن هيچ نقشي نبايد داشته باشند. در گذشته سازمان تربيتبدني داشتيم؛ اين سازمان قدرت چسبندگي کمتر و آزادي بيشتري داشت؛ اما الان وزارتخانه و وزير ورزش مطرح است که نشاندهنده قدرت است. ما نميتوانيم وزير ورزش را مخفي کنيم. در گذشته هم رئيس سازمان تربيتبدني را حتي اگر معاون وزير بود به فيفا اعلام نميکرديم و آن را رئيس سازمان اعلام ميکرديم. اما وقتي پاي وزير ورزش و معاونان او به فدراسيون فوتبال باز ميشود آنها هم ميگويند فدراسيونها نبايد وابستگي داشته باشند. براي اينکه فدراسيون فوتبال حمايت دولت را بگيرد ميتوان وزير ورزش را بهعنوان عضو افتخاري مجمع فدراسيون ورزش به فيفا معرفي کنيم. در واقع فيفا اين حق را به فدراسيونهاي عضو ميدهد، براي اينکه امکانات خود را توسعه دهند افراد صاحب نفوذ را در مجمع يا حتي بهعنوان اعضاي هيئترئيسه تعريف کنند. عضو افتخاري براي فيفا تعريف شده است و بهراحتي ميتوان در اساسنامه وزير ورزش را بهعنوان عضو افتخاري درج کرد. ما بايد دخالت وزارت ورزش و جوانان در فدراسيون فوتبال را به حداقل برسانيم. من چند وقت پيش ديدم که وزارت ورزش و جوانان اعلام کرده بود که دو باشگاه پرسپوليس و استقلال بههيچعنوان نميتواند بازيکن و مربي خارجي جذب کنند. اين موضوع دخالت مسلم دولت در امور فدراسيون فوتبال است درحاليکه فدراسيون فوتبال رئيس و هيئترئيسه دارد و وزارت ورزش و جوانان ميتواند از طريق اين اعضا مسائل را مطرح کند و بهصورت مستقيم ورود نکند. وزارت ورزش ميتواند براي فدراسيون فوتبال توضيح دهد که دو باشگاه استقلال و پرسپوليس را قرار است به بخش خصوصيسازي واگذار کند و نميتوانند تعهد مالي ايجاد کنند بنابراين از حضور بازيکنان خارجي بهصورت موقت نبايد استفاده کنند. در واقع وزارت ورزش و جوانان بايد اين مسائل را از طريق کانال فدراسيون فوتبال مطرح کند که اين اتفاق نميافتد. فيفا هم اين مسائل را بررسي ميکند و ميگويد فدراسيون ايران چسبندگي به قدرت دارد. در واقع بالاترين مقام تصميمگيري براي فوتبال فدراسيون است و ما بايد جايگاه خودمان را رعايت کنيم. ما بهعنوان حاکميت فقط در مسائل حاکميتي بايد ورود کنيم و اصلا به مسائل جزئي نپردازيم. در حال حاضر اعضاي مجمع فدراسيون فوتبال ميتوانند رأي به برگزاري انتخابات بدهند. اکثريت اعضاي مجمع باشگاهها هستند و آنها بيشترين عضو را در مجمع فدراسيون فوتبال دارند. بنابراين ميتوانند با حضور نمايندگان مربيان، بازيکنان، داوران و اعضاي مستقل به اين فدراسيون مجمع فوقالعاده را تشکيل و منتظر براي برگزاري انتخابات نمانند. عاليترين رکن فدراسيون، مجمع است و آنها ميتوانند براي رياست اين فدراسيون تعيين تکليف کنند.