بحث مافياي ليگبرتر واليبال از سوي برخي مربيان مطرح شده است و بهنظرم اين يک موضوع پيچيده و بسيار مهمي است. در هر شغلي که باشيم، در زمينه سياسي، فرهنگي، اقتصادي و... با چارچوبهاي اخلاقي روبهرو هستيم، اما ورزش هميشه با روح مردانگي و مروت و اخلاق همسو و توقع از ورزش هميشه بالا بوده است. در حال حاضر در ليگبرتر واليبال صحبت از مافيا ميشود و اينکه افراد براساس روابط و ارتباطات خود، امرار معاش ميکنند و به جاهايي وصل هستند. من نميدانم اين صحبتها چقدر درست است، اما گويا افراد براساس اطلاعات موثق صحبت ميکنند که در هر حال به هيچ عنوان زيبنده واليبال ايران نيست. من فکر ميکنم اتفاقاتي در حال انجام شدن است و اين نشان ميدهد که برخي از اين فضا سوءاستفاده ميکنند که همانطور که گفتم زيبنده واليبال ايران نيست. مربيان به صراحت اسم همديگر را ميآورند که شايد با برخي از بررسيها، مطرح شدن چنين صحبتهايي خيلي بيراه نيست. به هر حال اميدوارم که در واليبال هميشه شايستگي بر روابط ارجحيت پيدا کند. همه خانواده واليبال در هر پستي که مشغول به فعاليت هستند، در مرحله اجرا هميشه فکر ميکنند بهترين هستند. اين موضوع در بين مديران، مربيان و بازيکنان کاملا صدق ميکند، اما اگر واقعا بخواهيم عملکرد باشگاهها را بررسي کنيم، در ايران تنها سه باشگاه وجود دارد که براساس اصول باشگاهداري در ليگ، تيمداري ميکنند و مابقي باشگاهها مصرفگرا هستند. متاسفانه سازندگي در باشگاهها از بين رفته است و در حالي که ليگ بايد به تيمملي کمک کند، اين چرخه برعکس شده است. در هيچ کجاي دنيا اردوهاي تيمملي به اين اندازه طولانيمدت نيست، چرا که در ليگبرتر بازيکنان بهترين عملکرد خود را دارند و زماني که به اردوي تيمملي ميآيند در يک مقطع کوتاه براي رسيدن به هماهنگي تمرين ميکنند. اين نشان ميدهد باشگاهها با تيمملي سازگاري ندارند و تنها عده خاصي بازيکن جذب ميکنند که بهصورت موقت و براي منافع خودشان در ليگ حضور داشته باشند. خيلي از باشگاهها از بيرون بازيکن ميآورند و به هيچ عنوان به بازيکناني که در کانون خودشان پرورش پيدا کردهاند، اعتماد نميکنند. در 15 سال اخير فدراسيون واليبال يکي از قدرتمندترين فدراسيونهاي وررشي ايران بوده است که بهنظرم اگر اين فدراسيون نبود، باشگاهها ضعيفتر از اين عمل ميکردند. ما نياز به يک اتحاديه باشگاهها داريم که برنامهريزيهاي درست و منطقي را براي آنها انجام دهند. سازمان ليگ تنها کار برنامهريزي بازيها را برعهده دارد، در حالي که باشگاهها بايد براساس قوانين يک اتحاديه رفتار کنند. در چنين شرايطي مربيان سرگردان نميشوند و باشگاهها در ليگ سروسامان ميگيرند.