برخی از نمایندگان منتخب آنقدر ذوق کردهاند برای رفتن به پارلمان که یکبار با میرسلیم بیعت میکنند و روز بعد و به محض تماس و ارتباط، از رای به قالیباف سخن میگویند و با مخفی نگهداشتن گرایش سیاسی خویش کلمه مستقل را هم برای خود برمیگزینند. رو کردن گرایش سیاسی نهتنها عار و عیب نیست، اتفاقا مساله مهم و نیازی ضروری است؛ چراکه پارلمان یک نهاد سیاسی است و افراد سیاسی در آن به شور مینشینند. جامعه همواره افرادی که گرایش سیاسی خود را (اصلاح یا اصول) صریح و شفاف اعلام کردهاند و بر آرمانهای فکری خویش پایبندند مورد تحسین قرار دادهاند. بارها در نقد کلمه مستقل گفته و میگوییم و اعتقادم این است مستقل محافظهکاری است که نمیخواهد مردم به گرایش سیاسیاش پی ببرند؛ وگرنه در اکثریت جوامع توسعهیافته سیاسی از آمریکای جهانخوار- با دو حزب محافظهکار (مثل حزب جمهوریخواه) و یک حزب لیبرال (مانند حزب دموکرات)- گرفته تا نظام سیاسی بریتانیا، گرچه از نظر تکنیکی بر پایه نظام چندحزبی است، اما در کل بر مبنای دو حزب اداره میشود (که گهگاه نظام دو و نیمحزبی نیز نامیده میشود)؛ از دهه ۱۹۲۰ دو حزب بزرگ سیاسی انگلستان حزب
محافظهکار وحزب کارگر بودهاند. در ایران هم دو جریان سیاسی چپ و راست (اصلاحطلب و اصولگرا) وجود دارند که در ذیل احزاب سیاسی متعدد فعالیت میکنند. نگارنده بر این باور است برخیها که شعار مستقل بودن سر میدهند نهتنها مستقل نیستند بلکه اتفاقا دارای گرایش سیاسی محافظهکاری تندیاند که مواضع و عملکردشان به مراتب از اصولگرایانی که با پرچم مشخص اصولگرا وارد گود سیاست شدهاند، خطرناکتراست. دربرخی حوزههای انتخابیه هر دوره نمایندهای جدید را راهی پارلمان میکنند و از رای به نمایندگان سابق خودداری میکنند و منتخبان جدید نیز به علت عدمآشنایی با قوانین، عدمآشنایی با فضای سیاسی مجلس، عدمآشنایی با نحوه ارتباط با وزرا و چگونگی پیگیری بودجه و بعضا عدمانتخاب صحیح کمیسیون و فراکسیونها میزان تاثیرگذاریشان در مقابل نمایندگانی که سالهاست وکالت مردم در مجلس را بر عهده دارند، کمتر است و با نزدیک شدن به پایان دوره نمایندگی و تسلط آنها به امور و در جایی که به نماینده پختهای تبدیل شده اند از راه یافتن به دوره بعدی مجلس با رای مردم بازمیمانند که این از عمده دلایل عدمتوسعهیافتگی برخی مناطق محروم بهشمار میآید.