در يادداشتي در همين ستون تحت عنوان «کرونا پاسخ ميدهد؛ علم بهتر است يا ثروت؟» آورديم که، گذشته از آثار زيانبار و جبران ناپذير شيوع کروناويروس و ابتلاي بسياري به اين بيماري، چون نيک نگريسته شود ميتوان درسها آموخت و عبرتها گرفت. در اين نوشتار بر آنيم تا بهگونهاي مختصر از برافتادن پردهاي از پردههاي سوءمديريت و بيتدبيري حاکم بر حوزههاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و... اشارتي داشته باشيم تا شايد تلنگري باشد بر آيندهنگري متوليان امر سياستگذاري حال و آينده اين مرز و بوم در مهمترين نهاد زيرساختي توسعه کشور، يعني آموزش و پرورش. گسترش عدالت آموزشي از جمله اهداف انقلاب اسلامي بود که پس از به ثمر نشستن آن در سال 57، چشمِ اميد بسياري از صاحبانِ اصلي انقلاب ( به تعبير امام (ره) پا برهنگان) بدان رويکرد (عدالتِ آموزشي) به نظامِ آموزش و پرورش بهعنوان نهاد رسمي آموزشِ کشور دوخته شده بود. اين امر در دهه اول انقلاب تا حدي مورد توجه بسياري از قانونگذاران، مديران و سياستگزاران آموزش و پرورش قرار داشت. اما امروز و پس از پايان جنگ تحميلي و تغيير رويکردِ مديران و سياستگذاران کشور به سمت و سوي تنعمات دنيايي، نه تنها بسياري از شعارهاي انقلاب به فراموشي سپرده شد بلکه با تغيير ارزشها و سنجش پايگاه افراد به ميزانِ دارايي آنها، با شکل گيريِ انواع مدارس دولتي و غيردولتي، تمام توجه بسياري از مسئولين به سمت و سوي کسب درآمد باحداقل هزينه جلب شد. بديهي است اين مسأله نتيجهاي جز بازار انگاري آموزش و غفلت از عدالت آموزشي و بيتوجهي به زيرساختهاي آموزشِ عدالت محور را، در پي نخواهد داشت، اگرچه سند تحول بنيادين و يا سند ملي را در اختيار داشته باشيم؛ لذا هر سال که گذشت بر تنوعِ مدارس به بهانه کاستن از هزينههاي آموزش و پرورش و دولت افزوده شد بدون اينکه هدف واقعي آموزش با رويکردي عدالت محور در راستاي ايراني آباد و پيشرفته، اگر نگوييم همگام با کشورهاي توسعه يافته، بلکه حرکت به سوي توسعه يافتگيِ پايدار و همه جانبه، با فاصله اندکي از کشورهاي مذکور، مدِنظر و عمل متوليان امر آموزش و پرورش قرارگرفته باشد. بهعنوان مثال ميتوان به چين اشاره کرد که بهعنوان کشوري آسيايي و هم قاره با ايران، با جمعيتيميلياردي و مبدا شيوع کرونا، پس از غلبه بر اين ويروس با بازگشاييِ مدارس و با امکاناتي از قبل آينده نگري و مديريت شده، توانست بهصورت حضوري به اين مهم ، يعني آموزشِ آينده سازانش بپردازد، هرچند ارائه آموزش از راه دور با برخورداري از امکانات و تکنولوژي مي توانست براي مدت مديدي مسئوليت آموزش دانشآموزانش را عهدهدار شود. اما در کشور ما متاسفانه شاهد بودهايم که -بنا بر آنچه که ذکر آن رفت- بهرغم وقوع حوادثي چون سيل، زلزله، آلودگي هوا که تعطيلي چند روزه و بعضا بيش از يک هفته مدارس را در پي داشته است، هيچگاه متوليان آموزش و پرورش تلاشي جدي و مستمر در راستاي فراهم نمودن زيرساختهاي آموزش از راه دور با استفاده از تکنولوژي هاي روز را حداقل براي ايام و مواقع اضطرار فراهم نمايند و اين در حالي است که با گسترش انواع مدارس غيرانتفاعي - بهتر است بگوييم پول بگير- مي شد و ميشود سياستي را اتخاذ نمود که بخشي از درآمد حاصل از آن مدارس در راستايِ شناسايي و بهره مندي دانش آموزانِ بيبضاعت و يا مناطق محروم و کم برخوردار، از ابزارِ مورد نيازِ استفاده از تکنولوژي هاي آموزشي در مواقع اضطرار نمود که امروز و در بحرانِ ناشي از شيوع کروناويروس و تعطيلي مدارس ، همه آينده سازان اين آب و خاک اعم از فرزندعشاير و کشاورز با فرزندانِ بزرگ سرمايه دارانِ کشور از آموزشي واحد و بدون تعطيلي برخوردار باشند؛ اما حيف و صد حيف که پس از گذشت 41 سال از انقلاب اسلامي ميبينيم دانش آموزاني را که نيمکت آنها سنگ و خاک است و تخته کلاسشان آويزان بر درخت، آنگاه راقم، از بهره مندي از امکانات آموزشي يکسان و هم راستا با عدالت آموزشي مينگاردکه با چنين سبک و سياقِ مديريتي به قول شاعر بايد گفت: «گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ـ آنچه البته به جايي نرسد فرياد است» و امروز با حضور کرونا دانستيم که متاسفانه علي رغمِ کاهش هزينه هاي آموزش و پرورش و رويکرد خصوصي سازي آموزشي، با گذشت41 سال از انقلاب اسلامي نه تنها به عدالت آموزشي بهعنوان هدفي از اهداف عدالت محورِ انقلاب دست نيافتهايم که هيچ تدابيري جهت آموزش در ايام بحران انديشيده نشده است. آموزش و پرورش نيازمندِ مديران دانا ، دلسوز ، آينده نگر و متخصص است.