آرمان ملي- عليرضا پورحسين: صنعت خودرو در ايران، حجم بالاي تراکنش مالي آن و حواشي پيش آمده عملا تبديل به شاخصي براي بررسي کارنامه وزراي صنعت در ايران شده است تا جايي که در اين راستا عزل و نصبهايي نيز صورت ميگيرد. افزايش قيمتها در اين عرصه در روزهاي گذشته بخشي رواني و بخشي عوامل ساختاري مثل ميزان توليد است. برخي معتقدند تحول مديريتي در وزارت صنعت ميتواند ابعاد رواني موضوع را کنترل کند اما در ارتباط با ساختار توليد بايد ديد تا چه اندازه ميشود تغييرات مطلوب ايجاد کرد. برخي اين اقدام رئيسجمهوري را خوب تلقي کرده و معتقدند سبب ميشود تا از مرحله شعارگرايي که برخي وزرا در پيش گرفتهاند به مرحله اقدامات عملي ورود کرده و کارهايي که نتيجه ملموس دارد در اولويت برنامهها قرار گيرد و نگاه مردم نسبت به دولت تغيير کرده و ترميم شود. اين دسته بر اين باورند وزير صنعت در اين مدت عملکرد قابل قبولي نداشت و اين اقدام بايد زودتر انجام ميشد. دستور پيگيريها در اين مدت به نتيجه عملي منتج نشد و نتايج مورد قبول نبوده است. در مقابل اگر مديريت جديد وزارتخانه با افراد صاحب نظر مشورت کند و کارهاي ساختاري انجام دهد به تغيير نگاه مردم نسبت به دولت کمک ميکند. برخي نيز معتقدند در وراي تلاطمهاي اقتصادي اهدافي سياسي نيز وجود داشته است. در راستاي بررسي اين مساله آرمان ملي گفتوگويي با هدايتا... آقايي، فعال سياسي اصلاحطلب داشته است که در ادامه ميخوانيد.
برکناري وزير صمت را توسط رئيسجمهوري چگونه ارزيابي ميکنيد؟
يکي از نقاط ضعف دولت روحاني انتصاب و انتخاب مديران در سطح کلان بوده است. در راستاي اين امر چارچوب مشخص و معيني وجود نداشته است. در همين راستا شاهد بوديم آقاي ويسه قرار بود در ابتدا به سمت وزارت صمت منصوب شود و تمام برنامهها در اين راستا مدون شده بود. شخصي که سوابق طولاني در صنعت داشت اما به ناگاه تصميم تغيير ميکند و نعمتزاده به عنوان وزير منصوب شد. نعمتزاده نيز در سمت وزير صمت تلاشهايي انجام داد اما بيماري و سن و سال بالا اجازه فعاليت را به ايشان نداد. پس از ايشان نيز شريعتمداري به کرسي رياست وزارت صمت تکيه زد که ايشان سبقه صنعتي نداشته و غالبا در حوزه تجارت و بازرگاني تجربه اندوخته و تخصص داشتند و ايشان صرفا توانستند موقتا در اين سمت باقي بمانند و در مرحله بعد نيز رحماني براي اين سمت انتخاب شد. در شرايطي که زمان از دست ميرفت، انتخاب فردي پر کار و تلاشگر که سابقه قائم مقامي اين وزارتخانه را نيز در کارنامه داشته است ميتوانست انتخاب خوبي باشد. مشکل اينجا بود که با ايشان در رابطه با حدود و توقعات صحبت نشده بود. مسئوليتها و حدود براي ايشان ناشناخته بود. به خصوص درزمينه مسائل سياسي و اجتماعي برخي از اين مسائل به خوبي انتقال داده نشد. زماني که از ابتدا حد و مرزبراي وزير مشخص نشود اين شخص گمان ميکند که ميتواند با هر شخص و يا گروهي لابي کند. وزير تصور ميکند در برخي مسائل ميتواند مذاکره کند اما پس از انجام آن، شاهد اين قبيل تغيير و تحولها خواهيم بود. در برههاي از زمان که دولت در سال پاياني خود قرار داشت و مجلس نيز روزهاي پاياني خود را سپري ميکند، اين امر ميتوانست با تامل بيشتري صورت گيرد. دولت در چند روز آينده يا بايد وزير معرفي کند و يا بايد منتظر روي کار آمدن مجلس يازدهم و شکلگيري آن باشد که ممکن است چند ماه زمان ببرد و اين وزارتخانه مهم همچنان با سرپرست هدايت شود. بهخصوص در زماني که کشور با سختيهاي زيادي دست و پنجه نرم ميکند، وزير جديد عملا نميتواند برنامه خاصي را اجرايي کند و پس از مدت کوتاهي دولت به کار خود پايان ميدهد. وزارت صمت عملا شامل چهار وزارتخانه صنايع سنگين، صنايع، معادن و بازرگاني است و در اين روزها با اين اقدام در بلاتکليفي بسر خواهد برد.
علت واقعي برکناري وزير صمت چه بود؟
وزير صنعت در نامهاي که به رشته تحرير درآورده است اشاراتي کرده و بيان ميکند از ايشان خواسته شد که مجلس را منسجم کند تا به تشکيل وزارت بازرگاني راي دهند. اصولا قوه مجريه نبايد در قوه مقننه دخالت کند. بر طبق اصل تفکيک قوا نبايد اين امر صورت ميگرفت. بايد در اين زمينه به وزير گفته ميشد که بايد صرفا از لايحه دولت دفاع کند و از اقدامات حاشيهاي اجتناب کند. وزير صمت نبايد نظراتي را با نمايندگان مجلس در ميان ميگذاشت. اين لابي که در اين زمينه رقم خورد به نظر ميرسد علت اصلي برکناري ايشان باشد اما بعدها مشخص ميشود که مسائلي فراتر بوده است.
سوءاستفاده برخي از افراد و گروههاي سياسي از اين تغيير و تحول چه پيامهايي دارد؟
محور تبليغات اکثر نمايندگان مجلس يازدهم انتقاد از دولت بوده است. اساسا برخي از اين انتقادها وجود خارجي نداشته و برخي نيز بزرگنمايي شده و تعدادي نيز واقعيت داشته است. برخي از اين اشخاص از افراد و اشخاص موثر در دولتهاي نهم و دهم بودهاند که آنها نيز به صورت طبيعي به دنبال تخريب دولت روحاني هستند. در ماههاي آينده خواهيم ديد که عملا تعاملي ميان مجلس و دولت وجود نداشته باشد. از يک سو دولت روزهاي پاياني خود را طي ميکند و از سوي ديگر مجلس جديد زمان زيادي براي شکلگيري نياز دارد. اين موضعگيريها و سوءاستفادهها نيز در اين فضا بيشتر تبليغاتي است، به نحوي که آنها از هر تحولي در دولت انتقاد کرده و از آن سوءاستفاده ميکنند. دولت در سال پاياني فعاليت خود بايد صرفا به گونهاي عمل کند که از بحرانهاي اقتصادي شديد در کشور جلوگيري شود و تمرکز خود را بر توليد و اقتصاد بگذارد و با رونق آن مانع رشد بيکاري شود و در اين صورت ميتواند در پايان کارنامه خوبي از خود ارائه دهد.