ابطحي قرنطينه را به فرصت فرهنگي تبديل کرد
60 خاطره در 60 روز قرنطينه
آرمان ملي: 12 ارديبهشت آخرين خاطرهنويسي کرونايي يک سياستمداري بود که تصميم گرفت با تبعيت از توصيههاي مسئولان پزشکي براي کاهش مبتلايان به کرونا در خانه بماند و از فرصت بهدست آمده استقاده مطلوب کند. سيدمحمدعلي ابطحي سمتهاي زيادي داشته است؛ از جمله مدير برنامههاي صداوسيماي مشهد، مديرکل صداوسيماي بوشهر و شيراز، مدير راديو ايران، معاونت برونمرزي صداوسيما، معاون امور بينالملل وزارت ارشاد، نماينده صداوسيما در بيروت، رئيس دفتر رئيسجمهور اصلاحات، معاون امور حقوقي و مجلس رئيسجمهور اصلاحات و مشاور رئيسجمهور اصلاحات. سمتهاي مختلف در عرصههاي گوناگون سرشار از خاطره است و او در ايام قرنطينه به انتشار آنها پرداخت.
خاطراتي با نکات آموزنده
خاطرات دو ماهه ابطحي به نوعي آموزنده هم هست. به عنوان نمونه در يکي از ياداشتهايش نوشت: «خدا رحمت کند مرحوم دکتر حبيبي را. معاون اول هاشمي و رئيس دولت اصلاحات بود. اين جمله طلايي را ميگفت: کشور بر اساس تداعي معاني اداره ميشود. تصميمات کرونايي در سطح جهان اينچنين شده.» روز ديگر نوشت: «صدها هنرمند از سراسر جهان زير عنوان «يک جهان باهم در خانه» از داخل خانههاشان کنسرت گذاشتند و 128 ميليون دلار پول جمع کردند و دادند براي مبارزه با کرونا. خدايي که من ميشناسم کنار دلهاي شاد و مهربان است.» 31 فروردين هم نوشت: «آقاي نمکي، وزير بانمک بهداشت فرمودند ما داريم با کرونا شطرنجبازي ميکنيم. از باب اينکه وقتي ميگويند قربان چشم باداميات، بادام ميخواهيم يادم افتاد در سال شصت و هفت امامخميني فتواي حلال بودن شطرنج را دادند. تا قبلش حرام بود. من معاون وزارت ارشاد بودم. روز بعد توي جلسه مديرانمان که همه بر اساس معيارهاي آن روز حزباللهي بودند ديدم هر کدامشان در مورد موفقيتهاي زيادي که در بازي شطرنج داشتند، حرف زدند. البته که يک روزه ياد نگرفته بودند. بسوزد پدر ريا که از اول تا حالا در همه جا رسوخ کرده است». 30 فروردين به موضوع مديريت جوانان چنين اشاره کرد: «شنيدهام اين روزها کارهاي اصلي ادارات و شرکتها با جوانهاست و پيرترها رسما سر کار نميروند. جوانترها بهتر از آنان رعايت بهداشت را هم ميکنند. يک فرصت طلايي است. کاش همينجوري جوانها مدير باشند. قبلا فکر ميکرديم تنها با کمک عزرائيل مديران پير، تمام ميشوند حالا کرونا کمک کرده اما حيف کساني که بايد تصميم بگيرند خودشان پير هستند و عاشق خدمت». وي از مديريت زنان اينگونه تقدير کرد: «بنا به اعلام خبري، کشورهايي که رهبرانشان زن هستند، خيلي موفقتر با کرونا مبارزه کردهاند. شايد براي اين است که يک لحظه شک نکردهاند جان مردم بر اقتصاد اولويت دارد. مهرباني زنانه خيلي بيشتر به نفع بشر است تا خشونتهاي بنيانکن مردانه.» نکته مهمي که ابطحي در يادداشت26 فروردين بدان اشاره کرده بود ارتباط با سلايق متفاوت است: «يک کانال تلگرامي که بيشترشان اصولگرا و شايد تند و تيز بودند، از من دعوت کردند مهمانشان باشم. بدونترديد پذيرفتم. دليل اصلياش اين بود که همه ما در فضاي مجازي با کساني که همفکر هستيم حرف ميزنيم و هميشه راضي هستيم. توصيه ميکنم طرفدار هر جناح و سبکي هستيد، در گروههاي مخالفان فکريتان هم عضو باشيد. خطر خودگويي و خودخندي براي همه خطر بزرگي است. اتفاقا گفتوگوي خيلي خوبي هم شد.» ابطحي در خاطراتش به صداوسيما هم چنين کنايه ميزند: «يکبار جاده چالوس رفتيم رستوران همسفر ناهار. همه ميگفتند اينجا همان جاي فيلم همسفر گوگوش و بهروز وثوقي است. اين قدر مثبت بودم که نفهميدم يعني چه. شبيهسازي سريال پايتخت با فيلم همسفر همينجوري مهم نبود. اما در تلويزيوني که هر سال يکي از همراهان ام ام خميني را از هواپيماي پاريس حذف ميکند و وسواسطور مراقب است خداينکرده يک فريم از سه رئيسجمهور قبلي پخش نشود، اتفاق غريبي بود.» 13 ارديبهشت شصتمين و آخرين يادداشت خاطرهاي ابطحي منتشر شد.