آرمان ملي: در اذهان بسياري هست که پس از رحلت آيتا... هاشمي پيام تسليتي از سوي آيتا... اميني صادر شد؛ پيامي که نشان داد دو آيتا... 60 سال در کنار هم به حافظت از انقلاب و آرمانهاي آن پرداختند؛ هردو بارها مورد هجمه و تهمت قرار گرفتند اما براي صيانت از انقلاب و کشور سکوت کردند. آيتا... هاشمي در دي ماه سال 95 يار ديرينه خود را تنها گذاشت و به ديار باقي شتافت و آيتا... اميني در ارديبهشت 99 به او پيوست. آيتا... اميني، پس از ارتحال آيتا... هاشمي رفسنجاني نوشته بود: «دور نيست آن زمان که من نيز به شما ملحق شوم.» آيتا... اميني ميدانست که بهزودي به يار قديمي خواهد پيوست و آمادگي اين عروج را داشت. آيتا... اميني و آيتا... هاشمي رفسنجاني دو دوست، دو رفيق، دو همدل و دو يار جدا نشدني بودند. روزگاري که توهين به آيتا... هاشمي، ارزش بود براي بعضي از نان به نرخ روز خورها! اما آيتا... اميني، عطاي آن توهينها را به لقايشان بخشيد و مسمّاي اسم قشنگش باقي ماند. «ابراهيم»وار بت حبّ جاه و مقام را که با يک توهين به آيتا... هاشمي رفسنجاني ميبخشيدند، شکست و «اميني» وفادار ماند. محسن هاشمي پسر ارشد آيتا... هاشمي در پيام تسليتي که براي درگذشت آيتا... اميني صادر کرد به اين موضوع چنين اشاره داشت: «وارستگي، شجاعت، صراحت، تقوا، دورانديشي و ميانهروي از صفات برجسته آيتا... اميني بود و بهدليل همين صفات مورد عنايت ويژه امام خميني و رهبري انقلاب قرار داشت و از اين رو مورد تخريب افراطيون قرار گرفت. آيتا... هاشمي رفسنجاني ارادت فراواني به اين عالم رباني و عارف سالک داشت و همچون برادري وي را گرامي ميداشت.» آيتا... اميني درباره سابقه و چگونگي آشنايي خويش با آيتا... هاشمي گفته بود: «اولين زمان آشنايي من با آقاي هاشمي در قم و در تاسيس گروه سري مبارزه با رژيم پهلوي بود که هسته مرکزي جامعه مدرسين را بهوجود آورد و اعضاي آن يازده نفر بودند. وقتي از آيتا... اميني پرسيدند که « آيتا... هاشمي چه نقشي در مبارزات داشته و از چه امتيازاتي برخوردار بوده است»، گفته بود: «آيتا... هاشمي در زمان مبارزات با رژيم سابق نقش مهمي داشتند و در هسته اصلي مبارزات بودند و در مقام يک مبارز پيشرو عمل ميکردند. ايشان همواره در خدمت نظام بودند و همکاري و همفکري با رهبري نظام داشتند. در عين حال نقش آقاي هاشمي منحصر در سمتهاي رسمي نبود که در جاي خود منحصربفرد بود بلکه ايشان بهعنوان يکي از استوانههاي نظام فراتر از مناصب حکومتي، با مشي اعتدالي خود نقش تعديلکننده ميان نيروي سياسي وفادار به نظام اسلامي را ايفا ميکرد و ظرفيت و توانايي فوقالعادهاي براي باز کردن گرههاي کور داشت و ما خيلي بيشتر ميتوانستيم از ايشان استفاده کنيم.
ماندگاي آيتا... هاشمي
آيتا... اميني در پيام تسليتشان که براي ارتحال آيتا... هاشمي رفسنجاني داده بودند، نوشته بودند که «با شنيدن خبر درگذشت ايشان، ساعتها گريستم». وقتي از «چرايي» اين حالتشان پرسيديم، گفتند: «من براي درگذشت هيچکدام از شخصيتهاي بزرگ اينقدر ناراحت نشدم و اين ناراحتي فوقالعاده به دو دليل است يکي مظلوميت هاشمي و يکي هم ميدانم که جاي او را ديگران نميتوانند پر کنند. البته خداوند سايه مقام معظم رهبري را مستدام بدارد که انصافا قدرت فوقالعادهاي در اداره امور دارند و با بودن ايشان جاي نگراني نيست، در عين حال آقاي هاشمي در کنار ايشان کمک بزرگي براي حل مشکلات بود. آقاي هاشمي با اينکه در طول زندگي سياسي خود همه دنياي خود را فداي انقلاب و نظام کرده است، در اين اواخر به ايشان بيمهريهاي فراوان شد، اما ايشان تحمل و صبر کرده و مکررا در ناملايمات روزگار ميگفت: «اگر صبر نکنم چه کنم؟ اصل نظام به خطر ميافتد». اين اوج فداکاري کسي است که تمام عمر خود را صرف اين انقلاب و نظام کرده است و چون تعلق زيادي به آن داشت حاضر بود ناملايمات را تحمل بکند اما نظام اسلامي ضربه نخورد.» از آيتا... اميني پرسيديم: چرا فرموديد که آيتا... هاشمي «مظلومتر از بهشتي بود»، گفت: « واقعا مظلومتر از بهشتي بود، چون هاشمي مظلومي بود که هيچکس قدرت دفاع از او را نداشت و کسي هم از ايشان در مقابل عوامفريبان و دشمنان حقيقي و پنهان انقلاب که طرفدار دين منهاي روحانيت بودند، حمايت نکرد. بهشتي هم مظلوم بود ولي ميتوانستيم او را بهعنوان مظلوم معرفي کنيم؛ اما هاشمي را نه، چون فضا آنقدر مسموم بود که هرکس از ايشان دفاع ميکرد، خود قرباني ميشد. اگر چه خودش با افتخار و به تنهايي همه اين ناملايمات را تحمل کرد. از سوي ديگر بهشتي از سوي کساني که در جبهه انقلاب نبودند و منافقين نشاندار، مظلوم واقع شد؛ اما هاشمي از سوي خوديها و کساني که خود را داخل نظام و از نيروهاي انقلاب ميدانند، مظلوم واقع شد و روشن است که اين نوع از مظلوميت براي کسي که در تمام طول مبارزات و نيز در مقاطع مختلف نظام اسلامي مورد اعتماد امام و مقام معظم رهبري بوده و آنها هم مکرر اين موضوع را بيان و نشان دادهاند، زجرآور است. البته جاي خوشبختي دارد که اين جفاهايي که نسبت به اين يار ديرين امام و رهبري روا داشته شده، در مردم متدين و بيدار ايران اثرگذار نبوده و مردم هم با راي بالايي که در انتخابات اخير خبرگان رهبري به ايشان دادهاند و هم با شرکتميليوني خود در تشييع جنازه ايشان نشان دادهاند که از اين فضاهاي کاذب متاثر نميشوند.»
دو يار قديمي به هم رسيدند
حالا در ششم ارديبهشت 1399 خبر ارتحال آيتا... ابراهيم اميني در ايران منتشر شد و با شنيدن اين خبر، به ياد آخرين جملهاش در پيام تسليتي افتادم که پس از ارتحال آيتا... هاشمي رفسنجاني خطاب به خود ايشان نوشته بودند که «حضرت آيتا... هاشمي رفسنجاني! خبر درگذشت و فقدانت را به من دادند. خدا ميداند آنچنان اين مصيبت اندوهبار، جانکاه، ناگوار و دردآور بود که ساعتها گريستم؛ زيرا برادري بصير، سنگ صبوري مدبر، همسنگري صميمي و يار و رفيقي شصتساله را از دست دادهام. گرچه متاسفانه ظاهرا جسم شما ديگر در کنار ما نيست، اما شما را همچون هميشه «زنده» ميدانم؛ چون انقلاب بايد زنده بماند و مکررا در ناملايمات روزگار ميفرموديد: اگر صبر نکنم چه کنم؟ اصل نظام به خطر ميافتد، خداحافظ رفيق بيبديل روزهاي سخت و بحراني ايران! سلام مرا به امام و رفقاي شهيدمان برسان. دور نيست آن زمان که من نيز به شما ملحق شوم.»