اين روزها که جهان درگير بحران عالمگير ويروس کروناست، دانشآموختگان و دانشجويان علوم انساني و اجتماعي در صدها رشته و از هر طريق و رسانه موجود درگير بحثها و گفتوگوهاي جدي درباره اين بحران و همچنين تقويت و حمايت انسانها از جنبههاي گوناگون هستند. هزاران هنرمند، اديب، داستاننويس، روزنامهنگار، طنزنويس، جامعهشناس، انسانشناس، روانشناس، تاريخنگار، محقق علوم سياسي، اقتصاددان، جغرافيدان، حقوقدان، فيلسوف، نويسنده و محقق از صدها رشتهي دانشگاهي در شبکههاي اجتماعي، رسانهها و مطبوعات تلاش ميکنند تا اين موقعيت بحراني را زيستپذير، قابل تحمل و انساني کنند. اينها همه «دانشگاهيان انساني و اجتماعي» هستند که تنها براساس تواناييها، احساس وظيفه انسانگرايانه و انساندوستي ذاتي، حرفهشان ميکوشند و ميجوشند و ميآفرينند تا انسان و جامعه در فاجعه و بحران بتواند انساني زندگي کند و انسان بماند. در اين موقعيتهاي بحراني معمولا نيروهاي فني و امدادگر بيش از نيروهاي ديگر بهچشم ميآيند، اما واقعيت اين است که دانشگاهيان علوم انساني و اجتماعي نقش مهم و حياتي در همه بحرانها داشته و دارند. اين دانشگاهيان انساني و اجتماعي هستند که بدون دريافت مزد و بدون چشمداشت مادي و حتي بدون دريافت پاداش اجتماعي، بيريا و غمخوارانه، تقلا ميکنند تا سامان اجتماعي را تقويت کنند، صداي گروههاي مظلوم، فرودست، آسيبديده، و نيازمند را بشنوند و بهگوش ديگران برسانند. اين دانشگاهيان انساني و اجتماعي هستند که تقلا ميکنند تا موقعيت بحراني را براي جامعه تفسير و معنا کنند و از اين راه تصويري واقعبينانه از موقعيت ارائه دهند. اين دانشگاهيان انساني و اجتماعي هستند که در موقعيتهاي بحراني، جان و آبرو و زندگيشان را بهخطر مياندازند تا حقايق گفته و شنيده شوند. اينها هستند که کنشگري و پرسشگري را همچون آرماني، انساني و اخلاقي پيجويي ميکنند و ايثارگرانه، براي نجات انسانها، انسانيتها، مهرباني، دوستي و ديگردوستي، سخت ميکوشند. مرسوم نيست که از اين دانشگاهيان تقدير شود، آنها نه پزشک هستند و نه آتشنشان و نهتجهيزاتفني در اختيار دارند و نهيونيفورم و لباسکار ويژهاي بهتن ميکنند، اينها ابزار و ادوات پيچيده و ساختمان و محل کار خاصي ندارند. نقش و خدمات آنها ارزش اقتصادي دمدست و فوري توليد نميکند يا اساسا کارشان قابل محاسبه مادي نيست. اينها صدها هزار نفرند که در سراسر جهان به يک زبان سخن ميگويند، زبان انسانيت، زبان اخلاق و زبان نقد و نقادي. اينها هزاران انسان کنشگري هستند که آرمانشان دفاع از انسان در برابر همه ويروسها و باکتريها و ميکروبهاي طبيعي، سياسي و اجتماعي است. اينها نيروهاي انساني هستند که در برابر ويروس جهل، خرافات، سرکوب، دروغ، ريا و ظلم ميايستند تا انسان بتواند در فضايي عادلانهتر، آزادتر، اخلاقيتر، منصفانهتر، بيرياتر و اميدوارتر زندگي کند. اينها دانشگاهيان انساني و اجتماعي هستند که دغدغه دارند، دغدغه انسان و انسانيت. براي اينها مهم نيست که نگاههاي خاص مردمفريب بهآرمانهاي دروغينشان ميرسند يا نميرسند، بلکه اينها ميخواهند از طبيعت و از انسان دفاع کنند. اينها از دستگاههاي زر و زور و تزوير پول و مقام نميگيرند تا توجيهگر باشند، اينها مينويسند و ميانديشند تا حرمت انسان انديشهورز محفوظ بماند. دست اينها را ميبوسم و بر همت بلند و آزادهشان آفرين ميگويم. اينها نماد و نمود انسانيت هستند. بياييد منتظر نمانيم تا يکي از اينها از دنيا برود تا قدردان آنها باشيم. اينها هميشه و همهجا هستند و براي نيروبخشي و معنا دادن بهجان جامعه ميکوشند. بهقلمهايشان، بهانديشههايشان، بهعزت نام و ياد همه آنها، احترام ميگذارم و صميمانه دست آنها را ميبوسم. زنده باشيد که زندگي را شما زبان ميبخشيد. پاينده باشيد که چنان عزمتان براي بزرگداشت نام انسان جزم است که تمام انگوننگهايي که بر شما زده و ميزنند، ذرهاي از اراده و انگيزهتان براي پاسداشت نام انسان و انسانيت کم نکرده است.