يکي از کارکردهاي دولت در وهله نخست صيانتنفس از شهروندان در قبال بحران کرونا و تبعات و پيامدهاي آن در آيندهاي نزديک است. بحرانها بهقول ميشل برچر و وينکفيلد چهار مرحله تولد، شکوفايي، فروکش و پيامد را بهدنبال دارند. اگر بپذيريم کرونا در حال ورود بهمرحله فروکش است و با وجود ترديدهايي که در اين زمينه وجود دارد، از اول ارديبهشت زمينههاي بازگشايي بسياري از کسبوکارها آغاز خواهد شد، منجر بهايجاد فضايي در جهت بازگشت مجدد کرونا نخواهد شد و وارد دوره سوم بحران کرونا از منظر تقسيمبندي برچر و وينکفيلد شدهايم مساله اساسي در اين دوران در کنار صيانت نفس بهعنوان جان شهروندان بهعنوان بديهيترين وظيفه دولتها در قبال بحرانهايي چون کرونا بررسي آثار و طبعات اين بحران بر لايههاي گوناگون حيات مادي و معنوي طبقات، اقشار، خانوادهها و افراد گوناگون در جامعه ملي باز ميگردد. دولت بهمعناي وسيع کلمه که تمام ارکان حکومتي را در بر ميگيرد وظيفه دارد تا در قبال ملت پاسخگو بوده و بهعنوان نماينده و وکيل ملت زندگي بهتر و شايستهتر را فراهم کند. لذا با توجه بهبحران کرونا و پيامدهاي اقتصادي آن نهتنها بر اقتصاد ايران بلکه بر اقتصاد منطقه و جهان و ورود اقتصاد جهاني بهرکود ناشي از کرونا، بايد دولت در مرحله نخست در کنار صيانت نفس و پاسداري از آرامش رواني جامعه و شهروندان بهعنوان يک تکليف اوليه تلاش خود را براي ايجاد يک فضاي تعادل و بازگشت بهتعادل معنادار در عرصه اقتصادي فراهم سازد. فلذا بررسي آثار و تبعات اقتصادي ناشي از بحران کرونا در سالي که رهبري نظام جمهوري اسلامي آن را سال جهش توليد ناميده نيز مطرح ميشود که آيا در اين بافت موقعيتي ناشي از بحران کرونا تحريمهاي کمرشکن، کسري بودجه بسيار بالا، کاهش قيمت نفت و تزلزل در بازارهاي کسبوکار در ردههاي گوناگون چه تحرک اقتصادي را ميتوان انجام داد؟ بايد بپذيريم که جامعه فرودست، طبقات کارگري، کارمندان و حتي ردههاي طبقه متوسط بالا در جامعه ملي اکنون تحت فشارهاي فزاينده اقتصادي بهسر ميبرند. اگر جامعه فرودست ما به اين معنا اعتماد نکند و اعتباري براي نهادهاي بالادستي در عرصه عمل سياسي قائل نباشد واگراييها در فشارهاي ناشي از بحران موجود کرونا و تبعات اقتصادي ناشي از آن ميتواند مخاطره برانگيز باشد. از طرف ديگر دولت در سياست خارجي نيز با انتخابات رياستجمهوري آمريکا روبهرو است که با تغيير احتمالي ترامپ در انتخابات و اميد بهاينکه او يک رئيسجمهور يک دورهاي باشد تا با تغيير رئيسجمهور و روي کار آمدن دموکراتها فشار به ايران کاهش پيدا کند، بايد گفت اگرچه ممکن است يک ماهعسل کوتاهي در اين زمينه پديد آيد ولي در عمل فشارهاي ايالاتمتحده آمريکا به ايران در حزب دموکرات نيز ادامه پيدا خواهد کرد. فلذا برنامهريزي در باب حرکت اقتصادي که بتواند زمينهساز ايجاد يک حرکت قابل اتکا باشد بايد در دستور کار قرار گيرد. از طرف ديگر در دوران پساکرونا نظام انديشگي و زيست جهانهاي مرتبط با جهان واقعي زندگي در بين تودههاي مردم نسبت بهقبل از کرونا تمايز پيدا خواهد کرد. اختلالات ناشي از امواج بحران کرونا در ارتباط با بسياري از مقولاتي که تحتعنوان مقولات ديني در چارچوب اسلام سياسي و در سنت تفکر ديني مطرح بوده، با پرسشهاي جدي روبهرو خواهد بود و اينبار نهانديشهورزان که تودههاي مردم را تحتتاثير خود قرار خواهد داد و پيامدهاي ناشي از آن ميتواند در گسترش حرکت مخالفت با وضع موجود نيز اثر خود را برجا بگذارد. اينها نکاتي است که بايد در باب ابعاد گوناگون آن انديشه کرد.