«ايلوتبار ويروسها» داستاني است که زبان طنزش را در اين دوران کرونازده از دست نميدهد. ويکتور ارافيف سمبلها را با نگاه طنز درميآميزد و تصويري نمادين در اين داستان بازميآفريند. سفرهاي گسترده براي نودوپنجسالگي پدربزرگ محيا شده؛ خانواده دور هم جمع ميشوند و به افتخار پدربزرگ جشن ميگيرند. خود مقوله جشنگرفتن در اين داستان تضادي با وضعيت بحراني موجود دارد. بخشي از طنز داستان هم در همينجا شکل ميگيرد؛ دو امر نامتجانس کنار هم مينشيند.
در آغاز، مهماناني که به مهماني ميآيند توصيف ميشوند: خاله زيناي ماسکزده، دستهگلي را بههمراه ميآورد. پيشگيري و انتقال کنار هم قرار ميگيرند. تناقض خودش را در همهجاي داستان مينشاند. انگار که سفرهاي از تناقضات را پهن کرده باشند. مباحث دور ميز، خود نشانه بزرگي از اختلاف است. خصوصا آنجا که راوي ميگويد معلوم ميشود هرکسي تعريف خودش را از خدا و خفاش و آمريکاييها دارد. اما مارتا زن راوي، سخناني از لزوم اتحاد و همبستگي ميگويد. انگار که غياب هرچيزي اهميتي در کلام دارد که در واقعيت محلي از اعراب ندارد.
نگاه ارافيف زباني را ميگشايد که همهچيز در آن رنگوبويي از ريختافتاده به خود ميگيرد. پدربزرگ نودوپنجساله تجسم سنت و قدرت است که در برابر پديدهاي نوظهور از روشي ديرين استفاده ميکند. روش ناکارآمدي که تشويش مهمانها را کاهش نميدهد. لزوم اتحاد در جايجاي داستان به سخره گرفته ميشود. داستان بر چيزهايي که مهمانها ميآورند دقيق ميشود: ماسک و گل. گربه و آب مقدس و همچنين ساشا و پاشا، بچههاي آلونا. به حضور گربه حنايي اعتراض ميشود، اما کسي به آب مقدس اعتراضي نميکند. مهمانهايي که ظاهرا ديدگاه مذهبي ندارند، اما در اين روزهاي کرونايي به هرچيزي چنگ ميزنند. وقتي همسر راوي قرص سرماخوردگي را ميان مهمانها پخش ميکند، همه مشتمشت برميدارند. مارتا ميگويد «محض احتياط» و مهمانان ميگويند که «فايدهاي نداره» و با وجود اين برميدارند. در پس اين عمل طنزآميز بارقه استيصال و خرافه ديده ميشود.
لزوم اتحاد چتري است که بر داستان سايه ميافکند. گويي اتحاد، تنها روي سفره مهماني قرار است معنا بيابد. همه ميخورند و مينوشند و لذت ميبرند و خطر ويروس کرونا را فراموش ميکنند. در اينجا تنها منفعت، عاملي گردآورنده است. درست آنجا که دشمني و خطر ويروس قرار است تصويري از اتحاد را شکل دهد. در جايي راوي مي گويد: «هيچکس حاضر نبود خطر کند و به همبستگي نه بگويد.» گويا خطر نهگفتن به همبستگي و خواسته پدربزرگ از خطر کرونا بيشتر است.
پدر بزرگ را در اين داستان ميتوان نمادي از حاکمي تماميتخواه دانست که نمونههايش را بارها در تاريخ روسيه ديدهايم. مرد نودوپنج سالهاي که اعتبار مطلق دارد. راوي ميگويد «البته بهمعناي خوب کلمه»؛ انگار که اعتبار يا همان قدرت مطلق، نوع خوبي هم دارد. نويسنده، روايت را از زبان کسي انتخاب ميکند که به اعتبار مطلق پدربزرگ باور دارد. در همين همسويي با قدرت است که خواننده ميتواند شکل از ريختافتاده قدرت پير را ببيند و از همان موضع قدرت به سلامتي کشورهاي مختلف بنوشد، حتي آمريکا. در جايگاهي که او قرار دارد اين شکل از قدرت، دامنگستر است و وسعتي به مقياس تمام جهان دارد. پدربزرگ ميگويد ميخواهد صد سال زندگي کند و اين کروناي منحوس را شکست ميدهد - با شمشيري که از تصور قدرتي خيالي بهدست آورده.
دورميزيها بحثي را درباره چگونگي بهوجودآمدن کرونا پيش ميگيرند. آدمهايي که هر کدامشان ميتوانند نمادي از يک طيف جامعه باشند. يکي کرونا را کار آمريکا ميداند و بعد بر گردن خفاش مياندازد و ديگري عذاب الهي فرض ميکند. پدربزرگ ميگويد که خداوند با بندگانش با رحمت برخورد ميکند و چنين عذابي به آنها نميدهد. اينجا مفهوم اتحاد انشقاق ميگيرد. در زير پوست اين اتحاد چيزي خزيده که با نوعي بدبيني و شک همراه است. بدبيني مقابل خوشبيني پدربزرگ مينشيند. خوشبيني ناشي از قدرتي که تکيه بر توهم و تيغ تيز دارد.
خاله نورا، نظافتچي يک اداره مهم، از طرح توطئه ميگويد. اينکه ويروس را در لابراتوار ساختهاند و کار لهستانيها است. اشاره به نظراتي که در اين ميانه ميل به تسويهحسابهاي ديرين دارند؛ ميل به حذف دشمن. اين گفته هم مقابل کلام مارتا مينشيند که همه را به همبستگي دعوت ميکند. اما هردو اين نظرات در يک چيز اشتراک دارند: نفس وجود دشمن.
شيوه مبارزهاي که پدربزرگ در مواجهه با کرونا پيش ميکشد، شيوهاي ناکارآمد است. برخوردي از نوع رويارويي با دشمناني که پيش از اين در جنگها با آن روبهرو شده. مهمانها که در داستان نمادي از جامعه روسيه هستند آواز سرخوشانه سرميدهند. آوازي که گربه حنايي را -که در باور روسها نشان از شانس و اقبال و ثروت است- فراري ميدهد.
پدربزرگ ميگويد که براي پيروزي بايد ايمان و باور داشت و به همين خاطر جملههاي پرحرارت و احساسياش تحسين ميشود و حرفهايش حتي اشک زنها را درميآورد. حرفهايي که در عمل نميتواند بهکار مقابله با اپيدمي کرونا بيايد.