بستن

دونالد ری پولاک؛ جهانی طنز و تلخ

دونالد ری پولاک؛
 جهانی طنز و تلخ
معصومه عسکری مترجم آثار پولاک

در شهریور 96 داستان کوتاهی به نام «زندگی» از نویسنده‌ای گمنام به نام دونالد ری پولاک برای سایت ادبیات اقلیت ترجمه کردم. با همان تک‌داستان، متوجه کیفیت بالای اثر و زاویه دید خاص پولاک به دنیا و مسائل روزمره شدم و به‌دنبال شناخت وی رفتم و طولی نکشید که دیدم دو سال است پولاک مرا رها نکرده و هر سه کتابش را ترجمه کرده‌ام. بزرگ‌ترین انگیزه‌ام برای این کار معرفی این نویسنده‌ بزرگ و این طناز تلخ‌‌نویس به مخاطب فارسی‌زبان بود، نویسنده‌ای که سرتاسر اروپا و آمریکا او را می‌شناسند و با یکی‌دو کتاب به‌خوبی جای خود را بین خوانندگان داستان دنیا باز کرده است.
پولاک متولد 1954 در اوهایو است. او خیلی دیر اما با دست پُر وارد عرصه نوشتن شد و به‌قولی یک‌شبه ره صدساله رفته است. او در بستری طنزآلود، سرگذشت غمگین‌ترین آدم‌هایی را که ممکن است در قصه‌ها ببینید، بیان می‌کند. جغرافیای او شهر کوچکی در اوهایو است به نام ناکمستیف که زادگاهش است و اولین مجموعه‌داستانش به همین نام؛ «ناکمستیف» (این مجموعه به علت سختی تلفظ در زبان فارسی، با نام «داستان‌های اوهایو» منتشر شد.) در سال 2008 توسط یکی از بزرگ‌ترین بنگاه‌های نشر دنیا؛ دابل‌دِی به چاپ رسید و در سرتاسر آمریکا و اروپا خوش درخشید. «شیطان، همیشه» نام اولین رمان اوست (2011). رمان دوم و سومین اثر او به نام «سفره آسمانی» نیز توسط نشر دابل‌دِی در سال 2016 به چاپ رسید و در ژانویه 2017 اولین جایزه بین‌المللی «دویچ کرمی پرایسس» را به خود اختصاص داد. در سال 2009 کتاب «ناکمستیف» برندۀ جایزه پن رابرت دبلیو بینگام شد. در 2009 همین کتاب برنده جایزه شیطان آشپزخانه در نثر شد. این جایزه از سال 2005 باب شده است و هر سال جایزه‌ای به شعر و جایزه‌ای به نثر می‌دهد و متعلق به گروه انگلیسی دانشگاه ایلینیوی جنوبی کربندیل است. در سال 2012 کتاب «شیطان، همیشه» به‌عنوان یکی از ده کتاب برتر سال ناشران هفتگی انتخاب شد. در سال 2012 باز کتاب «شیطان، همیشه» برنده جایزه توماس و لیلیان دی. چافین شد و در سال 2012 هم همین کتاب جایزه ادبی فرانسه را ربود و در سال 2013 نیز جایزه ادبی آلمان را از آن خود کرد.
زبان پولاک رُک و مردانه است و با اینکه داستان‌ها خاکستری و تلخ هستند، همان چاشنی طنز باعث شده مخاطب خیلی زود با داستان‌ها و شخصیت‌هایش همراه شود؛ شخصیت‌هایی که اغلب پسرهای جوان هستند و نویسنده دنیای این قشر را خیلی خوب و ملموس در داستان‌ها به تصویر کشیده است.
«ناکمستیف» داستان‌هایی خاص دارد با موضوعاتی نو و شخصیت‌هایی ناب که در کمتر کتابی دیده‌ایم. موضوع، جغرافیا و اتمسفر خاکستری کتاب، از آن اثری خاص ساخته که فقط از دست توانمند نویسنده‌ای چون پولاک ساخته است. نویسنده‌ خلاقی که گاه اشک و خنده‌ خواننده را در اوج بغض و همدردی با یک شخصیت، با یک شوخی به‌هم می‌آمیزد.
«شیطان، همیشه» روایتی سرراست دارد و همزمان چند قصه‌ را جلو می‌برد. این کتاب ما را درگیر روابط انسانی نمی‌کند، بلکه شیطان است که در شخصیت‌های مختلف این رمان می‌چرخد و نقش می‌آفریند و جلو می‌رود، طوری که شاید در کمتر قصه‌ای به این زیبایی وجوه مختلف شیطان به تصویر کشیده شده باشد. انسان‌ها زندگی عادی خود را دارند تا اینکه تحت شرایطی، شخصیتی شیطانی به خود می‌گیرند و اینها رمان عجیبی می‌سازد با نگاهی نو و قصه‌ای جذاب.
«سفره‌ آسمانی» با طعنه‌ای به دیدگاه‌های مسیحی و زندگی‌ آدم‌های بدبخت ساخته شده است. برای انتقال این دیدگاه، از خود کتاب وام می‌گیرم: «بعد از اینکه چند دقیقه در سکوت به خودش در آینه خیره شد، باز اسلحه را لای ملافه پیچید و آن را گذاشت سرجایش در گنجه. بعد بلند شد و فتق بندش را باز کرد. پرتو نازکی از نور زرد خورشید از سوراخ ریز پرده‌ها تابیده بود و با ذرات گردوغبار در هوا می‌چرخید. او بلای جانش را از فتق بند آزاد کرد، زهری که در جانش بود و صلیبی که از وقتی دنیا آمده بود به دوش کشیده بود. با دو دستش آن را گرفت و مثل شلاق آنقدر آن را به جارختی چوبی کوبید که گریه‌اش گرفت. بالاخره دست از ضرب‌وشتم آن برداشت و آن را گرفت توی سطل کنار اتاق تا خونابه‌ای که از آن سرازیر شده بود توی سطل بریزد. بعد باز لباسش را پوشید. خسته از این زدوخورد، رفت طبقه پایین و یک لیوان آب خورد، سپس داخل مبل مادرش فرورفت و خوابش برد درحالی که همه مجسمه‌های مقدس گچی داشتند با ناراحتی و دلسوزی و درک موقعیت او، نگاهش می‌کردند، همانطور که همه مقدسین اینطوری هستند...»
«سفره آسمانی» تا به امروز آخرین اثر منتشرشده پولاک است و تصویر دیگری از جهان داستانی او به خواننده می‌دهد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی