جانشيني که آنگلا مرکل بهجاي خود معرفي کرده بود، آنگرت کرامپ کارنبوئر، وزير دفاع فعلي آلمان اعلام کرده از مسند رياست حزب اتحاد دموکراتيک مسيحي کنارهگيري ميکند. کرامپ کارنبوئر علت کنارهگيري خود را شکستن تابويي به قدمت جنگ جهاني دوم، يعني پيوند حزب دموکراتيک مسيحي با حزب راست افراطي اعلام کرده است. نوشتار حاضر به بررسي دلايل کنارهگيري کرامپ کارنبوئر و پيامدهاي بلاتکليفي در حکمراني آتي آلمان اختصاص دارد. در ادامه نگاهي به برخي از پيشرانهاي اين کنارهگيري داشتهايم. آلمانها برخلاف فرانسه سابقهاي طولاني در پذيرش مهاجر نداشتند و پس از 2015 که مرکل سياست درهاي باز براي مهاجران را اعلام کرد، خشونت بيسابقهاي در اين کشور مانند آتش زير خاکستر سر برآورد. دراينميان، کرامپ کارنبوئر حتي با وجود اينکه برخلاف مرکل درمورد مهاجرت تصميماتي قاطعانه داشت، نتوانست گرايش سازمانهاي حزبي منطقهاي به راست افراطي را مديريت کند. علاوهبر راست افراطي، حزب مرکل بايد در آلمان شرقي با حزب کمونيستي سابق، دايلينکه هم رقابت کند. اين فشارها در دوران کرامپ کارنبوئر به اوج خود رسيده است و شکستن تابوي همپيماني احزاب ضربه نهايي را به حزب دموکراتيک مسيحي وارد آورد. از سال 2018 که کرامپ کارنبوئر رياست حزب را بر عهده گرفت، همواره ترديدهايي جدي در مورد توانايي مديريتي و رهبري او وجود داشته است. ابتدا بهنظر ميرسيد سايه سنگين مرکل او را در اين موقعيت قرار داده است و بهمرور زمان ظرفيت او رخ خواهد نمود، با اينحال، افراد بسياري در حزب، رقيب کرامپ کارنبوئر هستند. يکي ديگر از فشارهاي وارد بر کرامپ کارنبوئر براي کنارهگيري از مقام صدراعظمي احتمالي، انتقاد به عملکرد او در مقام وزارت دفاع است. او پس از احراز سمت وزارت دفاع، نبرد جسورانهاي با پارلمان درمورد تصميمات امنيتياش، بهويژه براي ادامه آموزش سربازان عراقي و نيز ورود آلمان به سوريه داشت. اين تصميمات در داخل اين کشور با انتقادات بسياري روبهرو بود. کنارهگيري کرامپ کارنبوئر قسمتي از کوه يخي است که شکافهاي داخلي و اضمحلال قدرت و ثبات آلمان را بهنمايش گذاشته است. شماري از نتايج بلاتکليفي در رهبري آلمان براي اين کشور و اروپا در ادامه مطرح شدهاند. ضعف سياست داخلي آلمان و نبود يک رهبر مانند آنگلا مرکل يا حداقل کانون متمرکز سياستگذاري در اين کشور، يکي از ستونهاي اصلي اتحاديه اروپا و عضو باثباتي را که تکيهگاه بحرانهاي اتحاديه بوده است، حذف يا کمرنگ خواهد کرد. اين درحالي است که اتحاديه اروپا بيش از هميشه به رهبري آلمان براي رويارويي با چالشهاي حياتي در اروپا، آنسوي آتلانتيک و بهطور کلي مشکلات جهاني نيازمند است. باتوجه به اينکه کرامپ کارنبوئر هنوز وزارت دفاع آلمان را بر عهده دارد و پارلمان آلمان با تصميمات او براي حضور نيروهاي آلماني در بسياري از نقاط حساس جهان، بهويژه در غرب آسيا مخالف بود، حالا که ديگر او وزن جانشيني صدراعظمي را ندارد، احتمالا بيش از گذشته با مقاومت پارلمان مواجه خواهد شد. حال که ديگر بريتانيا در اتحاديه اروپا حضور ندارد، همپيماني با اين کشور براي آلمان و ديگر اعضاي اتحاديه حياتي است. باوجود اين، براي رسيدن به اين مشارکت، رهبران اعضاي باقيمانده در اتحاديه اروپا بايد تمرکزي جدي بر موضوع داشته باشند. درحالي که آلمان تکليفي روشن ندارد. روند مقابله با چين در اروپا معمولا اينگونه است که هرازگاه چندبار رهبران اعضاي اتحاديه دغدغههاي خود را مطرح ميکنند و بعد تصميمگيري نهادي صورت ميگيرد. آلمان بهعنوان بازيگر مهم اقتصادي بايد حضوري جدي براي مقابله اتحاديه با چين داشته باشد. درست است اتحاديه بايد حيات نهادي خود را داشته باشد، ولي تاکنون اين رهبران ملي کشورها بودهاند که تلاش اساسي را براي حرکت اتحاديه بهجلو را انجام دادهاند. آخرين موضوع فقط براي اشاره به آن، وظيفه رياست اتحاديه اروپا در نيمه دوم سال 2020 است که بر عهده آلمان گذاشته شده و امروز بايد ترديدهاي بسياري درمورد ثمره آن باتوجهبه تمرکز آلمان بر سياست خارجي خود بايد داشت.