آرمانملی- زینب مختاری: مرکز آمار ایران، جزئیات رشد اقتصادی 9 ماهه و فصل پاییز سال جاری را اعلام کرده است. بر این اساس، میزان محصول ناخالص داخلی به قیمت ثابت سال ١٣٩٠ در 9 ماهه اول سال ١٣٩٨، به حدود ٥٠٠ هزار میلیارد تومان (با نفت) و ٤٣٠ هزار میلیارد تومان (بدون نفت) رسیده است. بنابراین، رشد اقتصادی بدون نفت در این مدت، نسبت به دو فصل قبل بهبود یافته و به عدد صفر درصد رسیده است. همچنین این رقم برای فصل پاییز امسال، عدد مثبت 9/0 درصد بوده است. همچنین رشد اقتصادی در مدت ٩ ماهه سال جاری، در گروه کشاورزی مثبت 2/3 درصد ، در گروه صنایع و معادن (بدون نفت) مثبت دو درصد، خدمات منفی 2/0 درصد و بخش ساختمان مثبت 6/9 درصد بوده است. «آرمانملی» در گفتوگو با مهدی تقوی- اقتصاددان- به بررسی آثار این شاخصها در اقتصاد پرداخته که در ادامه میخوانید.
رشد اقتصادی ایران در آماری که به تازگی اعلام شده، همچنان منفی است. به نظر شما کدام عامل موجب بروز این شرایط اقتصادی شده است؟
در واقع رشد منفی اقتصادی ایران، یک دلیل عمده دارد و آن رئیس جمهوری آمریکا و سیاستهای اوست. در وین که برای امضای برجام دور هم نشستند، آن موقع وزیر خارجه آمریکا که آقای کری بود و آقای ظریف از ایران، و یک سری دیگر از وزرای خارجه اروپا حضور یافتند و اعلام کردند که مشکلات حل شده است. به این معنا که ایران آن زمان دو میلیون و 100 هزار بشکه نفت استخراج میکرد و میتوانست بفروشد. با این حال، آقای ترامپ که بر سر کار آمد، زیر برجام زد و اعلام کرد که ما آمریکاییها برجام را نمیخواهیم. در نتیجه این اقدام ترامپ، صادرات نفت ما با کاهش زیادی روبرو شد و از آن دو میلیون و 100 هزار بشکه به زیر یک میلیون بشکه رسید. وقتی این نفت فروخته میشد، دلارهای آن وارد کشور میشود و این توان را به ایران میداد که نیازهای خود را از خارج خریداری کند. یا اینکه ریال میشد و به بودجه دولت میرفت بنابراین وضع اقتصاد ایران خوب بود. اما الآن وضعیت بد شده است. علاوه بر اینکه ما آن مقدار نفت قبلی را صادر نمیکنیم، آمریکا نمیگذارد تجارت نفتی و غیرنفتی بینالمللی ما درست انجام شود.
با این حال، اتحادیه اروپا هم در برجام شریک بود اما کمکی به توسعه و رشد اقتصادی ایران نکرد. ارزیابی شما از عدم اقدام اتحادیه اروپا چیست؟
در واقع این خود اروپا نبود که برجام را خدشهدار کرد بلکه آمریکا روی اروپا هم فشار آورد تا آنها هم نفت و کالاهای دیگر را با ایران معامله نکنند. در واقع، برجام را اروپاییها از بین نبردهاند بلکه ترامپ به آنها فشار زیادی وارد کرد. اکنون مقدار نفتی که ما میتوانیم به کشورهایی نظیر چین و هند صادر کنیم، در واقع با آن دو میلیون و 100 هزار بشکه فاصله زیادی دارد. وقتی هم که ما نتوانیم نفت بیشتری بفروشیم، با کاهش درآمد ارزی روبهرو میشویم. از یک طرف این درآمد ارزی قبلا به ریال تبدیل میشد و وارد بودجه دولت میشد و از طرف دیگر، میتوانستیم کالاهای مورد نیاز خود را وارد کنیم. الآن همان مقدار کالایی هم که وارد میکنیم، به خاطر دلار کمتری که داریم، قیمتش بیشتر شده است. دلار هم اکنون با افزایش قیمت مواجه شده و داخل کانال 13 هزار تومانی قرار دارد. اینها همه از مصائب این بازیست که رئیس جمهوری آمریکا به راه انداخته است.
در این شرایط، راهکار رشد مثبت اقتصادی چیست؟ باید به کدام بخش توجه بیشتری شود؟
وقتی شما تولید را افزایش دهید، اقتصاد رشد پیدا خواهد کرد. حالا این تولید هم تولید کالاست و هم تولید خدمات. اگر این رشد افزایش پیدا کند، وضع اقتصاد بهتر میشود؛ اما الآن با توجه به اینکه نفتی که صادر میکنیم خیلی کاهش داشته است، بنابراین دلار هم مانند گذشته وارد اقتصاد کشور نمیشود و از سوی دیگر هم مانند قبل نمیتوانیم در بخشهای مختلف هزینه کنیم.
آیا با اینکه رشد اقتصادی ایران همچنان در سال 98 هم منفی بوده است، میتوانیم آن را بهعنوان بهبود شرایط اقتصادی تلقی کنیم؟
نه نمیتوان این را بهتر شدن شرایط دانست. زیرا در این آمار، در یک بخش رشد مثبت است اما در بخش دیگر نه. کما اینکه در همین آمار اعلامشده، رشد خدمات منفی بوده است. با این حال در کشاورزی رشد مثبت بوده که میتواند مطلوب باشد. همچنین رشد بخش ساختمان هم به طرز امیدوارکنندهای مثبت بوده است. اما وقتی اقتصاد مورد تحریم قرار دارد، فشار روی اقتصاد وارد میشود. تورم هم که بالاست و ارزش پول ملی هم کم است. آن وقت همین بلاهایی که در ایران بر سر اقتصاد آمده است، به وجود میآید.