آرمانملي- زينب مختاري: بازار خودرو روزهاي پرالتهابي را پشت سر ميگذارد و در مدار صعودي قرار گرفته است. سرعت افزايش قيمتها پس از بالارفتن نرخ بنزين بهويژه در خودروهاي کممصرف و گازسوز يا دوگانهسوز، بسيار بيش از خودروهاي ديگر بوده است. اين رشد، بازار خودرو را در شبهاي پاياني سال از سمت تقاضا خالي کرده و معاملات را تحت تاثير قرار داده است. «آرمانملي» در گفتوگو با اميرحسن کاکايي- استاد دانشگاه و تحليلگر بازار خودر- به بررسي شرايط بازار خودرو پرداخته که در ادامه ميخوانيد.
خودروسازان همواره رشد نرخ ارز را يکي از عوامل افزايش نرخ خودرو ميدانستهاند. با اين حال از بهمنماه سال گذشته تا کنون، نرخ ارز در بازار آزاد تنها دو هزار تومان افزايش داشته اما پرايد به 66 ميليون تومان رسيده است. ارزيابي شما از عدم تناسب قيمت خودرو با رشد نرخ ارز چيست؟
در واقع، اينها گزارههاي غلطي است. يادآوري ميکنم که خودروساز الآن اين خودرو را همان 38 ميليون تومان ميدهد. از ابتدا يک فرضيه وجود داشت که قيمت خودروساز يعني قيمت بازار! در حالي که ما هر روز مشاهده ميکنيم که قيمت دستوري خودروساز هيچ مشکلي را در بازار حل نکرده و قيمت خودرو در حال افزايش است. نکته بعدي گزاره دوم درباره قيمت ارز است. واقعيت اين است که اين ارزيابي از نرخ ارز، درست نيست. قيمتي که شما بهعنوان يک شهروند مطالعه و بررسي ميکنيد قيمتيست که در سايتها آمده است. در حالي که چيزي که براي صنعت مهم است، قيمت موثر ارز و آن چيزيست که در مبادلات، به صورت وسيع مورد تبادل رسمي قرار ميگيرد. نه آن ارزي که مردم براي مسافرت خود استفاده ميکنند.
با اين حال نرخ ارز پس از يک افزايش چشمگير در سال گذشته، در سال 98 با کاهش روبهرو بوده است. آيا اين کاهش در نرخ ارز موثر، مشاهده نميشود؟
درست است که مثلا قيمت ارز در سال گذشته تا 19 هزار تومان هم رسيد اما ارزش متوسط آنچه که به دست صنعت رسيد در کل سال، بالاي هشت هزار تومان بود. يادآوري ميکنم قرار بود اين عدد 4200 تومان باشد. امسال اين عدد به طور موثر به بالاي 11 هزار تومان رسيده است که افزايش حدود 50 درصدي را نسبت به سال گذشته نشان ميدهد. اين درباره ارزش ريال است که نه فقط در مورد قطعات و مواد اوليه وارداتي بلکه در تمام مواد اوليهاي که در داخل کشور هم خريداري ميشود، اعمال ميشود.
آيا اين روند افزايشي ارز موثر، در قيمت خودرو ديده نشده است؟
افزايش قيمت رسمي که در خودرويي مانند پرايد رخ داده است معادل مقدار افزايش نرخ ارز موثر نبوده و حتي اگر نسبت به سال 96 هم مقايسه کنيد، همچنان اين عدد رسمي عقبتر از نرخ تورمي است که دستکم در مواد اوليه وارداتي وجود داشته است. به همين دليل است که در حال حاضر خودروسازيها در حقيقت دارند نسبت به آنچه توليد ميکنند، ضرر ميدهند. حالا مثلا بهعنوان يک نمونه، شرکت سايپا اعلام کرده است که توليد پرايد در خوشبينانهترين حالت، براي اين شرکت، 42 ميليون و 500 هزار تومان تمام ميشود. يعني شرکت دارد نسبت به مواد اوليهاي که براي آن هزينه ميکند، ضرر ميدهد. از آن سمت، در بازار هم همانگونه که ميبينيم، با اينکه دستور ميدهيم که قيمتها بايد ثابت باشند، ميبينيم که چنين امري شدني نيست و قيمت خودرو به خودي خود افزايش مييابد که اين دلايل ديگري دارد. دست کم نشان ميدهد که استراتژي قيمتگذاري دستوري در خودرو نتوانسته است قيمت بازار را در يک سال و نيم گذشته کنترل کند و به طور خاص، اخيرا ميبينيم که کنترل به کلي از دست رفته است.
چرا شرايط بازار خودرو به اين شکل درآمده است؟
بايد کمي به عقب برگرديم. اينکه از ابتداي سال 97 دو سه اتفاق بد افتاد. يکي شروع تحريمها بود که دردسرهاي آن پيش از عملياتيشدن کامل تحريم، آغاز شده بود. به هر حال همه ميدانستند که توليد به طور طبيعي کم خواهد شد. در اين ميان، يک اتفاق بد ديگر هم افتاد. از جمله اينکه قرار بود ارز 4200 توماني به خودروسازان بدهند که ندادند. اما هماني هم که ميخواستند بدهند، نسبت به سال 96 بود که ابتداي سال، 3300 تومان بود و اواسط آن 3700 تومان شده بود. بر اساس محاسبهاي که ما انجام داديم، در قياس قيمت ارز و مواد اوليه، بايد قيمت خودرو (پرتيراژ) با همان ارز 4200 توماني، رسما 20 درصد افزايش پيدا ميکرد. اما متاسفانه شوراي رقابت، عدد هفت درصد را اعلام کرد. حال اين نکته مهم است که دارد در بازار دو اتفاق ميافتد؛ توليد دارد کم ميشود، قيمتگذاري دستوري هم با 13 درصد اختلاف با قيمت واقعي انجام ميشود. پس به سرمايهگذاران اين پالس را ميداد که اگر وارد اين بازار بشويد، دستکم 13 درصد سود تضمينشده داريد.
در اين صورت سياست غلط قيمتگذاري اين شرايط را ايجاد کرده است؟
اين پالس قبل از اين بود که معلوم شود ارز به اندازه کافي وجود ندارد و قيمت ارز بالا برود. يعني شما از روز اول سال 97 به هر فرد معمولي يا سرمايهگذار پالس مستقيم دادهايد که اين بازار، بازار سرمايهاست و بياييد در آن شرکت کنيد. لذا اين بازار به يک بازار سرمايهگذاري تبديل شد نه بازار مصرفي خودرو و در حقيقت هر اتفاقي که الآن در حال رخ دادن است اتفاقيست که در بازار سرمايه رخ ميدهد. آيا وقتي بورس بالا ميرود کسي اعتراضي دارد؟ همه هم خوشحال هستيم. همين اتفاق دارد در بازار خودرو ميافتد و قيمت خودرو بالا ميرود. اما چرا در اين مورد ما ناراحت هستيم؟ زيرا ما بهعنوان مصرفکننده هر لحظه فکر ميکنيم که داريم از امکان مصرف دور ميشويم. در حالي که پديدهاي که در حال رخ دادن است، پديده سرمايهگذاري است.
ارزيابي شما از تلاشها براي افزايش تيراژ خودرو از سوي شرکتها چيست؟
دولت خيلي دارد تلاش ميکند که توليد را افزايش دهد. صنعت نيز تلاش کرده است که بخش توليدي با رشد همراه شود و با ماکسيمم ظرفيتي که ميتواند توليد کند، دارد توليد خود را ادامه ميدهد. توليد نسبت به تابستان دو برابر شده است، اما نسبت به دو سال قبل کاهش يافته است. در حقيقت، اين ظرفيتهاست که به علت تحريمها پايين آمده است. تلاش ميکنند افزايش دهند اما هر کسي ميداند که اينها دارند تلاش ميکنند اما بيش از اين زورشان نميرسد. بماند که شايد تا سه يا چهار ماه ديگر بيشتر هم بشود ولي فعلا اينگونه است.