آرمان - منيره چگيني: طلاق در سالهاي اوليه پس از ازدواج معضلي است که خانوادههاي ايراني را تهديد ميکند. اين اتفاق نشان ميدهد جوانان ايراني از کمترين مهارت براي زندگي و حل بحران برخوردار هستند و اتفاقات ناچيز باعث ميشود تصميم به جدايي بگيرند. يک مقام مسئول در وزارت ورزش و جوانان عنوان کرده است که حدود 11 درصد طلاقهاي ثبت شده در 10 ماه نخست سال گذشته، با طول مدت کمتر از يک سال از آغاز زندگي مشترک اتفاق افتادهاند. اين در حالي است که کارشناسان ميگويند در شرايطي که مدام جوانان به ازدواج تشويق ميشوند بايد سازوکارهايي براي آموختن مهارتهاي زندگي به آنها ايجاد شود. به گفته کارشناسان و طبق آمار سال گذشته 47 درصد طلاقهاي ثبت شده در پنج سال نخست زندگي مشترک رخ ميدهد و حدود 11 درصد طلاقهاي ثبت شده در 10 ماه نخست سال گذشته با طول مدت کمتر از يک سال از آغاز زندگي مشترک اتفاق افتادهاند. روند افزايش ميزان طلاق در سال 97 نسبت به سال گذشته نشاندهنده افزايش حدود دو درصدي طلاق در کشور است. بر پايه دادهها؛ متوسط عمر ازدواجهايي که به طلاق منجر شدهاند 9 سال بوده است. بديهي است که با رخداد طلاق در هر سال ازدواج از خانوادههاي با عمر مشابه در معرض طلاق کاسته ميشود يعني وقتي طلاق در سال اول ازدواج رخ دهد از تعداد خانوادههاي دو ساله در معرض طلاق در سال بعد کاسته ميشود. بنابراين وقتي گفته ميشود 50 درصد طلاقها در 5 سال اول زندگي رخ داده به اين معنا است که در نيمي از طلاقهاي رخ داده عمر ازدواج کمتر از 5 سال است نه اينکه زندگيها به سال پنجم نرسيده به طلاق منجر شود.
تجربههاي ناموفق در کاهش طلاق
يک استاد دانشگاه و مددکار اجتماعي به «آرمان ملي» ميگويد: آمار رسمي سازمان ثبتاحوال کاهش ازدواج را نشان ميدهد و اين مساله بهرغم بالا بودن افراد در سن ازدواج است. گرچه تمهيداتي در حوزه سياستگذاري اتخاذ و تسهيلاتي براي ازدواج جوانان در نظر گرفته شده و سياستهاي کلي خانواده و جمعيت به ميان آمدهاند، اما بهرغم همه اين تمهيدات نهتنها شاهد ثبت ازدواج بيشتر نبودهايم، بلکه ثبت چشمگيري را هم در حوزه ازدواج نداشتهايم. در اين خصوص دلايل متعددي وجود دارد. بخشي از آن اقتصاد است و بخش ديگر به اين برميگردد که جوانان نسبت به آينده احساس امنيت ندارند. بنابراين همه موضوعات الزاما به اقتصاد برنميگردند. محمد زاهدياصل ميافزايد: اگر به اطراف خودمان نگاه کنيم، افرادي هستند که وضعيت اقتصاديشان خوب است، اما احساس امنيت نسبت به آينده نداشته و ازدواج نميکنند. بنابراين بايد گفت وضعيت کشورمان خوب نيست. او ادامه ميدهد: در واقع نتوانستهايم جوانان را به ازدواج بهموقع تشويق کنيم. به عبارت ديگر اين مساله در عمل خيلي تحقق پيدا نکرده است. اين مددکار اجتماعي عنوان ميکند: روز به روز خانواده بيشتر از ساير محيطهاي اجتماعي در معرض خطر قرار ميگيرد. بخشي از اين موضوع در قالب ازدواج و طلاق و بخشي ديگر با بالا رفتن جرائم و معضلاتي چون مصرف مواد مخدر خود را نشان ميدهد و در نهايت خانواده تاوان آسيبهاي اجتماعي را پس ميدهد. تقريبا در تهران به ازاي هر 80 نفر بيش از 30 نفر درگير اختلالات رواني هستند. طبيعي است که همه اين مسائل روي نهاد خانواده تاثير منفي دارد. بايد بپذيريم که جوانان ما حتي به ازدواج به موقع هم علاقهمند نيستند، چون نگران آينده خودشان هستند. اين نگراني باعث ميشود که تن به ازدواج دائم ندهند. او بيان ميکند: ما طلاق را از سال 90 تا 96 تجزيه و تحليل کردهايم. طي اين سالها ازدواج بيش از 30 درصد کاهش و طلاق بيش از 20 درصد افزايش داشته است. تغييرات وضعيت ازدواج و طلاق موضوعي نيست که بتوان آن را کتمان کرد. چنان که تبعات آن روي خانوادهها به خوبي نمايان است. زاهدياصل ادامه ميدهد: اين در حالي است که به صورت عمدي سال 90 را در نظر گرفتم تا نگويند اين مساله صرفا مربوط به آغاز دولت آقاي روحاني است، چرا که ما وقتي موردي را تجزيه و تحليل ميکنيم از آن تعبير سياسي ميشود. رئيس انجمن مددکاران اجتماعي ايران اضافه ميکند: واقعيت اين است که روند چند سال اخير نشان ميدهد ما در ازدواج با رشد منفي و در طلاق با رشد مثبت قابلتوجهي مواجه بودهايم. به رغم اينکه در اين سالها به دليل ترکيب سني جمعيتي آمار افراد سن ازدواج بالا بوده است اين مساله نشان ميدهد سياستگذاريها در حوزه کاهش طلاق و افزايش ازدواج در کشور با موفقيت همراه نبوده است.