بستن

دوره‌های وقوع بحران در کشور

دوره‌های وقوع بحران در کشور
فریور خراباتی

تصور کنيد صبح در خانه را که باز مي‌کنيد، کابين خلبان جلوي در خانه‌تان باشد و بقيه هواپيما داخل خيابان باشد. اين سکانس حتي در مجموعه فيلم‌هاي ماموريت غيرممکن تام کروز هم قفل است اما در کشور ما اتفاق مي‌افتد.اصولا توالي حوادث بد در کشور ما خيلي عجيب است. انگار مثل فولدربندي کامپيوتر، هر بحران در يک فولدر است و فراخور زمان و شرايط، يکي از آنها از داخل فولدر براي‌مان پخش و اجرا مي‌شود.مثلا يک دوره روي دور آتش‌سوزي افتاده بوديم، هر روز صبح که از خواب بيدار مي‌شديم؛ اول بايد از اعضاي خانواده مي‌پرسيديم: «امروز کجا آتيش گرفته؟!» و بعد به ادامه زندگي مي‌پرداختيم.يک دوره روي بحران فوت هنرمندان بوديم. هر روز صبح بايد به قيد قرعه از ميان هنرمندان بالاي 70 سال، يکي را انتخاب کرده و فوت ايشان را تسليت مي‌گفتيم. در آن مقطع تمام کارتونيست‌هاي کشورمان عکس هنرمندان بالاي 70 سال کشور را با يک چسب زخم و روبان مشکي، آماده گذاشته بودند که به محض فوت ايشان، عکس را در فضاي مجازي منتشر کنند.پس از عبور اين دوره، وارد دوره زلزله شديم. کشور در اين دوره شبيه موبايل روي حالت ويبره شده بود. همين‌طور که حرف مي‌زديم انگار جناب‌خان براي‌مان مي‌خواند ما بندري مي‌رقصيديم. يک‌جوري شده بود که ريشترهاي زلزله‌هاي ژاپن هم ريخته بود و ما در نزديکي کسب رتبه اول در زلزله بوديم.بعد وارد دوره جديدي شديم؛ سِيلوزوئيک يا همان دوره‌اي که هر روز در کشور سيل مي‌آمد (هنوز‌ هم مي‌آيد) و مديريت بحران با چنگک آب را از کف خيابان‌ها جمع مي‌کرد. انگار با چنگال از پارچ، آب بخوريد!

حالا روي دور سقوط هواپيما افتاده‌ايم. همين ديروز صبح يک هواپيما در ماهشهر از باند خارج شد. يادم مي‌آيد وقتي حرف برجام بود، يک عده مي‌گفتند مگر مشکل ما هواپيماست؟ مملکت مشکل ديگري ندارد گير داده‌ايد به هواپيما؟ حالا کجا هستند که تحويل بگيرند؟!در همين رابطه با کاپيتان شهبازي تودل‌برو و دوست‌داشتني تماس گرفتيم تا از نظر کارشناسانه علل اين حادثه را بررسي کنيم:
من: سلام!کاپيتان شهبازي: با سلام. من کاپيتان شهبازي با 35 سال سابقه درخشان هستم، بفرماييد!من: کاپيتان جان! امروز توي ماهشهر يه هواپيما از باند خارج شده!کاپيتان شهبازي: بنده با 35 سال سابقه درخشان در خلباني مي‌گويم: قاه قاه قاه!من: کجاش خنده داشت؟!کاپيتان شهبازي: بنده با 35 سال سابقه درخشان در خلباني مي‌گويم مگه هواپيما قطاره که از ريل خارج شه؟من: نگفتم ريل! عرض کردم باند!کاپيتان شهبازي: بنده با 35 سال سابقه درخشان در خلباني مي‌گويم اي کاش ريزعلي فداکار هنوز زنده بود و نمي‌گذاشت اين قطار از باند خارج شود!من: آقا!! عزيزم!!! مي‌گم هواپيما از باند خارج شده... قطار چيه؟ ريل کيه؟کاپيتان شهبازي: بنده با 35 سال سابقه درخشان در خلباني مي‌گويم که قطعا نيسان آبي به خاطر عدم‌رعايت طولي و سرعت غيرمجاز و نداشتن معاينه فني صد در صد مقصره و بايد اعمال قانون بشه!من: حرف ديگه‌اي نداريد؟کاپيتان شهبازي: بنده با 35 سال سابقه درخشان در خلباني حرف ديگه‌اي ندارم.من: خداحافظ!کاپيتان شهبازي: بنده با 35 سال سابقه درخشان در خلباني هم از شما خداحافظي مي‌کنم!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی