بستن

پیشگیری جواب دردهای جامعه نیست!

پیشگیری جواب دردهای جامعه نیست!
امید فراغت روزنامه‌نگار

دو واژه پيش‌بيني و پيشگيري سرفصل ادبيات ذهني برخي تصميم‌سازان و تصميم‌گيران است و جامعه امروز ايران در دو فضاي پيش‌بيني و پيشگيري زيست دارد و بايد پذيرفت معني و مفهوم توسعه در چنين واقعيتي دچار تنزل جايگاه شده است و بر همين اساس جامعه دچار روزمره‌گي و عدم تعادل و عدم تناسبي از جنس بيماري فرهنگي، اقتصادي، سياسي و... شده است. فناوري و تکنولوژي در قالب ادبيات مدرن به‌عنوان يک مرجع بيروني، جامعه را تحت تاثير مثبت و منفي قرار داده است و ادبيات سنتي و يا همان رسمي کشور در مقابل فرهنگسازي فناوري و تکنولوژي مقاومت دارد. سقف آگاهي ذهني جامعه امروز ايران به‌خصوص نسل نوجوان و جوان ارتفاع گرفته است و واقعيت‌هاي امروز جامعه پاسخگوي خواست و مطالبات نسل نوجوان و جوان نيست! انقلاب ديجيتال و به تبع آن تغيير و تبديل برخي معاني و مفاهيم زيستي و تغيير روابط، ادبيات زير پوست جامعه را از حالت سنتي خارج کرده است. نسل نوجوان و جوان جامعه به‌صورت غيررسمي تربيت شده انقلاب ديجيتال هستند و اين واقعيت غيرقابل کتمان است! به همان نسبت که تبليغات رسمي در راستاي حفظ شعائر و... وجود دارد تبليغاتي با همان حجم و به‌صورت غيررسمي در دنياي مجازي تاثيرگذار شده است. بايد پذيرفت که جامعه امروز ايران در حال تجربه کردن تضادي مشهود در دو دنياي واقعي و مجازي است و به تعبيري تقابلي برآمده از مغايرت‌هاي داده‌هاي دروني و بيروني است تا هنگامي که واقعيت‌هاي جهان و همين طور واقعيت‌هاي جامعه امروز ايران ديده نشود تضادها و تقابل‌ها قابل پيش‌بيني است اما قابل پيشگيري نيست! به‌عنوان مثال تبليغ ادبيات رسمي و طرد ادبيات غيررسمي دواي درد نيست چرا که جامعه با وجود مراجع فکري متفاوت در فضاي اختيار و انتخاب قرار گرفته است و هر جريان و گروهي که بخواهد با قدرت اختيار و انتخاب جامعه مقابله کند در فضاي تعارض قرار مي‌گيرد. سوال اين است که آيا تصميم‌سازان و تصميم‌گيران با وجود جاري و ساري شدن فناوري و تکنولوژي در بطن جامعه، قدرت پيش‌بيني شرايط امروز را داشته اند؟ اگر پاسخ آري است چرا نسبت به اقتضاي زماني طرح و برنامه‌اي خود اختياري و خود انتخابي نداشته‌اند و ناگزير در فضاي پيشگيري موضع دارند؟ اگر قدرت پيشگيري جوابگو بود که واقعيت جامعه امروز به وجود نمي‌آمد بايد واقعيت جامعه امروز را پذيرفت واقعيتي که پُر از خواست و مطالبات است اکنون بذر خواست و مطالبات تبديل به نهال و يا درخت بالغ تبديل شده و بر همين اساس يکي از الزامات شرايط موجود اصلاح قانون اساسي است. در پايان اين نکته تاکيد مي‌شود تا هنگامي که از قدرت اقتصادي برخوردار نشويم در دهکده جهاني حرفي براي گفتن نيست و مهم‌تر اينکه اتحاد و انسجام داخلي هم به معناي واقعي کلمه به وجود نمي‌آيد. دنياي درون دنياي بيرون را مي‌سازد بنابراين اين سوال ايجاد مي‌شود که چرا برخي از نخبگان جامعه امروز ايران را از هم گسيخته به حساب مي‌آورند؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی