با افزايش چند برابري قيمت بنزين در ماههاي گذشته و به دنبال آن، امواجي از گراني و تورم در کشور، ناگهان توجه بخشهايي از جامعه به وضعيت و جايگاه بخش انرژي و اثرگذاري آن در اقتصاد و تورم در کشورمان معطوف شده است. در اين گزارش، شاخصهاي توليد و مصرف انرژي در ايران تبيين و با آمارهاي جهاني مقايسه و تحليل ميشود تا از اين طريق زمينههاي مساعدي براي سياستگذاريهاي آتي فراهم شود. انرژي يکي از عوامل و نهادههاي اصلي در فرآيند توليد همه محصولات توليدي يک کشور است. انرژي در تمام مراحل توليد، توزيع و مصرف محصولات بهکار گرفته ميشود و نقش مهمي در رشد کليه بخشهاي اقتصادي و در نهايت در رشد توليد ناخالص ملي ايفا ميکند. با در نظر گرفتن درجه اهميت انرژي، بررسي کارايي در مصرف اين نهاده ارزشمند، راهکاري موثر در تحليل سطح و ساختار هزينهها و در نهايت در سطح هزينه تمامشده و سطح قيمتها و تورم بوده و اطلاعاتي مناسب از کارايي يا عدم کارايي فرآيندهاي توليدي در اختيار ميگذارد. شاخصها و معيارهاي متنوعي براي اندازهگيري ميزان صرفهجويي در توليد و مصرف انرژي وجود دارد که رايجترين آن شاخص شدت انرژي (يا کارايي انرژي) است که انرژي مصرف شده براي يک واحد توليد را اندازهگيري ميکند. شدت انرژي از تقسيم انرژي مصرف شده بر توليد ناخالص داخلي به دست ميآيد. معکوس شدت انرژي کارايي انرژي را نشان ميدهد که بيان ميکند با يک واحد انرژي مصرف شده چه مقدار توليد انجام شده است. اگر ميزان مصرف انرژي را به تعداد افراد تقسيم کنيم مصرف انرژي براي هر فرد به دست ميآيد که کارايي (يا بهرهوري) فردي را مورد سنجش قرار ميدهد. آمارها يا شاخصهاي به دست آمده در سطح ايران و جهان، نکات بسيار ارزشمندي را تبيين ميکند و نشان ميدهد ميزان هدرروي انرژي در چه نقاط و به چه ميزاني است. مضافا تحقيقات انجامشده نيز کمک ميکنند سياستگذاران و مديران از رهنمودها، الگوها و روشهاي توصيهشده استفاده کنند و از اين طريق فواصل عقبماندگي از استانداردهاي پيشرفته را کوتاهتر و جبران کنند. تحقيقات صورت گرفته در کل نمايانگر اين واقعيت است که مصرف انرژي در بخشهاي مختلف خانگي، تجاري، حملونقل، صنايع، نيروگاه و پالايشگاههاي کشور در وضعيت قابل قبولي نيست و بهعبارتي هدرروي انرژي رو به افزايش بوده بنابراين تغييرات اساسي در حوزههاي توليد و مصرف مورد نياز است. شمهاي از آمارهاي مقايسهاي برگرفته از تحقيقات انجامشده به شرح زير است:
- مصرف سرانه انرژي در ايران 60 درصد بيشتر از متوسط سرانه در جهان است.
- مصرف سرانه نهايي انرژي در ايران حدودا سالي پنج درصد رشد داشته است.
- مصرف سرانه انرژي در ايران از متوسط سرانه کشورهاي صنعتي بيشتر است.
- مصرف انرژي در ايران 1557 ميليون تن (رتبه 13 در سطح جهان)، آمريکا اول، چين دوم و بعد هم کشورهاي برزيل و ايتاليا و چند کشور ديگر.
- مصرف سرانه انرژي در ايران بيش از پنج برابر کشور اندونزي، بيش از دو برابر چين و بيش از 4 برابر هند است.
- مصرف سرانه سوخت براي هر اتومبيل که از تقسيم مصرف سوخت ( بنزين) بر تعداد خودرو به دست ميآيد در اروپا دو ليتر، در آمريکا چهار ليتر و در ايران 11 ليتر در روز براي هر خودرو است.
راهحل معضل اقتصادي
اما راهحل اين مساله يا معضل اقتصادي که در بطن نظام اقتصادي ايران رسوخ پيدا کرده است، چيست؟ يکي از خصوصيات مهم هر سيستم يا نظامي ارتباطات ارگانيک يا وابستگيهاي متقابل اعضا يا متغيرها به يکديگر است، به اين معني که رابطه علت و معلولي صريحي وجود ندارد يا اساسا علت و معلول دو متغير تاثيرپذير از يکديگر هستند. از ديگر خصوصيات هر سيستمي پيچيدگي آن است؛ به اين معني که راهحل قطعي و کامل مساله وجود ندارد. راهحلها از قدمهاي جزئي و همزمان تشکيل ميشوند؛ يعني حرکتي به سمت بهبودي. هر راهحلي ميتواند با خود مسائل و مشکلات جديدي به وجود آورد و راهحل سيستمي وقتي موفق است که مجموعه اثرگذاريها و نتايج مفيد و مثبت بيشتر از اثرات و پيامدهاي منفي راهحلها باشند. (براي مطالعات بيشتر ر. ک. به منابع يا برگزيده نظريههاي سازمان و مديريت از همين نگارنده). در اينجا ضرري ندارد يادي از اولين دانشمندان توسعه اقتصادي اقتصادي بعد از جنگ دوم جهاني کنيم. «راگنار نرگس» در سال 1953 نوشت که هيچ کاري در کشورهاي در حال توسعه نميتوانيم انجام دهيم مگر آنکه همه کارها را انجام دهيم. به اين معني که اصلاحاتي در تمام شئون زندگي اقتصادي اجتماعي، فرهنگي و فناورانه کشور را به انجام برسانيم. از نکات بسيار مهم نظريه يا روش سيستمي پويا چگونگي برخورد و عکسالعمل در مقابل فرآيندها، روندها و جريانات سيستمي است. اين عکسالعمل به دو طريق امکانپذير است؛ بازخورد منفي يا بازخورد مثبت. در بازخورد منفي، سعي بر آن است که سيستم را طوري متحول کنيم که آينده به وضعيت اوليه خود برگشت پيدا کند. در بازخورد مثبت بايد به عامل يادگيري اولويت داده و برنامهريزي و هدفها را طوري تعيين و تنظيم کنيم که از يافتهها و تجربيات گذشته حداکثر بهرهبرداري و نتايج دلخواه را از روند انطباق به شرايط جديد احراز کنيم. ما در اينجا سخن را به پايان ميرسانيم؛ زيرا منابع و تحقيقات زيادي در کشور وجود دارد که تدابير و سياستهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و فناورانه جهت صرفهجويي، کارايي و اثربخشي انرژي را به ما نشان ميدهند.