نماينده تهران در مجلس مراسم تشييع پيکر شهيد سپهبد سليماني را باشکوه توصيف کرد و در عين حال گفت: بهتر بود يک فضاي باز مانند مصلاي تهران يا مرقد امام(ره) به اين مراسم اختصاص مييافت. علي مطهري در يادداشتي نوشت: وداع با سردار بزرگ اسلام حاج قاسم سليماني در تهران، هم باشکوه بود و هم بينظم. پيشبيني ميشد که جمعيت بسيار زيادي شرکت خواهند کرد و به همين جهت بايد مسئولان برگزاري اين مراسم فضاي بازي را براي اين منظور در نظر ميگرفتند. اينجانب ساعت 7 و 30 دقيقه صبح به در ورودي دانشگاه تهران رسيدم. براي ورود به دانشگاه به مرز خفگي رسيدم. عدهاي از اين طرف هل ميدادند که در باز شود و مأموران از آن طرف مانع بودند و در نتيجه جمعيت فشرده از اين سو به آن سو ميرفت. پس از ورود، با زحمت به داخل محوطه زمين چمن رفتم. پس از اقامه نماز ميت، همراه پيکرهاي شهدا با زحمت خارج شديم. به خيال اينکه به آرامي تا ميدان انقلاب ميرويم و بعد، از جمعيت جدا ميشويم، وارد خيابان انقلاب شديم، ولي معلوم بود که جمعيت به کندي حرکت ميکند. کمکم فشار جمعيت زياد شد. بدون اغراق، تا وقتي که به ميدان انقلاب رسيديم حدود پنجاه نفر را شاهد بودم که به مرز خفگي رسيدند و هيچ راهي براي خروج نداشتند. خودم هم چند بار به اين حال درآمدم. اين در حالي بود که بالگرد صداوسيما براي تصويربرداري بالاي سر ما ميچرخيد. با خود گفتم او تصوير خود را ميگيرد و نميداند مردم در اينجا در چه حالي هستند. ظاهراً فقط ميخواهيم تصوير ازدحام مردم را به دنيا نشان دهيم و توجهي به حال مردم نداريم. در تشييع پيکر آيتا... هاشمي رفسنجاني نيز در مقابل در ورودي دانشگاه تهران همين اتفاق افتاد و چند نفر در اثر خفگي بيهوش شدند. چرا ما يک امر تجربهشده را دوباره تجربه ميکنيم؟ در اين موارد بايد يک فضاي باز مانند مصلاي تهران يا مرقد امام(ره) مورد استفاده قرار گيرد نه دانشگاه تهران. روح سردار سليماني هم راضي به اذيت مردم نيست. پيرزنان و دختران نوجواني را ميديدم که جيغ ميکشيدند که «خفه شدم» و کسي هم کاري نميتوانست انجام بدهد. ياد حادثه منا افتادم که حجاج مظلوم چه زجري کشيدند! حالت آنها را کاملاً درک ميکردم. مسائل خلاف شرعي هم که طبعاً از فشردگي و ازدحام جمعيت زن و مرد پيش ميآمد به جاي خود. به هرحال مسئولان برگزاري اين مراسم بسيار کوتاهي کردند و روح سردار شهيد سليماني را آزردند و بايد مؤاخذه شوند.