بستن

رويش‌ هزار سليماني در خاورميانه

رويش‌ هزار سليماني در خاورميانه
مجید شمسی‌پور نویسنده

اواخر دهه شصت، در مشهد دو سالن سينما بود، که براي ما دانشجوهاي بيست و چند‌ساله دو مکان متفاوت، دو حس متفاوت و دو زمان فراغت متفاوت را همراه داشت. يکي سالن سينما ارشاد بود در خيابان ارگ، روبه‌روي کوچه ثبت. و ديگري در نزديکي آن، سالن سينما آسيا در کوچه سينما آسيا، بين خيابان خاکي و خيابان ارگ. اولي در سانس آخر هر روز، فيلم‌هاي به اصطلاح ژانر روشنفکري را به نمايش مي‌گذاشت و دومي فيلم‌هاي اکشن را نمايش مي‌داد. مي‌شد در يک روز اگر وقت داشته باشي، بروي فيلم کميسر متهم مي‌کند را در سالن سينما آسيا ببيني و بعد از آنجا قدم زنان بروي سينما ارشاد و فيلم نوستالژياي تارکوفسکي را ببيني! دو سينماي متفاوت، دو عالم متفاوت! اين روزها به طرز شگفتي، آن دو سينما و آن دو فيلم به‌خصوص را مرور مي‌کنم. نوستالژي ما فوران کرده است. ما مردمي هستيم که عادت داريم به گستره کشورمان در 2000 و چند صد سال پيش افتخار کنيم و حقايق امروز خودمان را به دست قضا و قدر بسپاريم، حالا دوباره نوستالژي مرزهاي فراتر از جغرافيايمان فعال شده است. سردار سليماني، مردي که بي‌مهابا در جنگ با داعش جنگيد و نامش را در آنجا در تاريخ نشاند، حالا و با ترور شدنش، نوستالژي مرزهاي آنسوي بين النهريني ما را فعال کرده است. اما شايد اين جرقه‌اي باشد که از تاريخ بيشتر بخوانيم و تجربه‌هاي تاريخ را بيشتر به کار بنديم. شايد اين نقطه‌اي باشد براي آنکه بيشتر فکر کنيم و بيشتر بينديشيم تا در جهاني مبتني بر فکر و انديشه، زايش داعش‌ها و ترور مردان رشيد، کاسته شود. شايد و آن وقت ديگر نيازي به مرزهاي گسترده در دوردست‌ها نباشد. مي‌شود آيا به دنيايي از موسيقي و شعر رسيد؟ اين بخش سينما ارشادي من است، اما بخش سينما آسيا هم در من جريان دارد. به‌خاطر دارم در يکي از صحنه‌هاي فيلم کميسر متهم مي‌کند، کميسر مولدوان در جهنمي از آتش و انفجار به دام مي‌افتد. آنجا، مرگ طبيعي‌ترين اتفاقي است که برايش مي‌تواند رخ دهد. اما... اما کميسر از آن مهلکه جان سالم در مي‌برد و مي‌رود براي قسمت‌هاي بعدي فيلم. فکر مي‌کنم آيا مي‌شود سردار سليماني چند روز يا چند ماه بعد پيدا شود و بگويد اينها همه‌اش يک تاکتيک بود تا دست خيلي‌ها را رو کند؟ براي آنکه غير از مرزهاي جغرافيايي خيلي مرزهاي ديگر را هم شفاف کند؟ مي‌شود اين حکايت اپيزودهاي بعدي هم داشته باشد؟ بله مي‌شود... سپهبد قاسم سليماني، اگر خودش دوباره نيايد، اما آن کودک اهوازي هست که مي‌گفت: من قاسم سليماني‌ام و تاکيد مي‌کرد که من قاسم سليماني‌ام. واقعيت اين است که آن ديوانه دلال، با دستور ترور سپهبد سليماني، بستر زايش هزاران قاسم سليماني را در خاورميانه فراهم کرد. حکام آنسوي دنيا خيال مي‌کنند دنيا نيازي به سينما ارشاد و فيلم‌هاي سانس آخرش ندارد. آنها دنيا را براي فيلم‌هاي سينما آسيايي جاي بهتري مي‌دانند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار